فرشاد بهمن خوراک خبرخوان خوراک اتم

رنسانسِ ژئواکونومیک؛

دیگر وقت آن است که جغرافیای ایران از یک بارِ امنیتی به یک موتور پیشران اقتصادی تغییر ماهیت دهد و سهم تاریخی خود را از سفره‌ی تجارت جهانی بازپس گیرد. این تحول زیربنای ایرانی است که دیگر هزینه‌ی امنیت دیگران را از جیب ملت خود نمی‌پردازد.
از نظر تصمیم گیران ایران اسلامی، میدان نبرد تنها متر و معیار نهایی است و عملیات تا تحقق کامل اهداف بازدارنده با اتکا به مطالبه‌ی قاطع افکار عمومی بدون توقف ادامه خواهد یافت. این رویارویی جدید نشانگر پایان عصر امنیت کاذب و آغاز حاکمیت اراده‌ی پولادین در منطقه است.

پایان مدارا با کانون فتنه؛

نقش‌آفرینی مخرب این شیخ‌نشین تن‌پرور، از خاک خونین یمن و سودان تا ویرانه‌های سوریه و لیبی گستره یافته و اکنون با در اختیار گذاردن خاک خود به متجاوزان رسماً وارد فاز رویارویی مستقیم با اقتدار ایران شده است. حقیقت میدان نشان می‌دهد که ابوظبی هیچ اراده‌ای برای تنش‌زدایی ندارد و همچنان بر طبلِ فتنه می‌کوبد.
رژیم صهیونیستی اکنون در تنگنای جغرافیایی سرزمین‌های اشغالی زیر فشار خردکننده عملیات‌های نقطه‌زن، شاهد اتمام توان رهگیری و ذخایر پدافندی خویش است؛ وضعیتی که جنگ را از شکلی کلاسیک به نبردی فرسایشی و جان‌کاه بدل کرده که تحمل آن از استطاعت رقیب خارج است.
دشمن باید بداند که بازی با زیرساخت‌های انرژی ایران بازی با انبار باروتی است که جرقه‌اش کل منافع استکبار در منطقه را به کام آتش می‌کشد و هیچ پدافندی یارای مقابله با طوفان خشم ملت ایران را نخواهد داشت.
دشمن می‌خواهد با ترس ما را خاموش کنند. می‌خواهد با کشتن امید را از ما بگیرند. اما هر بار که یکی از ما به شهادت می‌رسد صدایی بلندتر از قبل، در قلب‌هایمان طنین‌انداز می‌شود.
جنگ کنونی نشان داد که برخی بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی، با انتخاب مسیرهای اشتباه و خوش‌خدمتی به آمریکا، نه تنها به اهداف خود دست نیافته‌اند، بلکه هزینه‌های سنگینی را نیز متحمل شده‌اند. این بحران، هشداری است برای کسانی که منافع خود را در گروی منافع دیگران می‌دانند و از واقعیت‌های ژئوپلیتیکی غافل می‌شوند.

فریب ساعت صفر؛

مفهومِ «ساعت صفر» در گفتمانِ این جریان، ابزاری برای ایجاد انتظارِ کاذب و هدایت ناخواسته ی کنش‌های اجتماعی به سمت اهداف از پیش تعیین‌شده است. این بدان معنا نیست که رویدادهای آتی بی‌اهمیت تلقی شوند؛ بلکه تأکید بر ضرورت اتخاذ رویکردی سنجیده و دور از انفعال هیجانی است.