جنگ رمضان خوراک خبرخوان خوراک اتم

جنگ کنونی نشان داد که برخی بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی، با انتخاب مسیرهای اشتباه و خوش‌خدمتی به آمریکا، نه تنها به اهداف خود دست نیافته‌اند، بلکه هزینه‌های سنگینی را نیز متحمل شده‌اند. این بحران، هشداری است برای کسانی که منافع خود را در گروی منافع دیگران می‌دانند و از واقعیت‌های ژئوپلیتیکی غافل می‌شوند.

پهلوی به کشتار اعتراف کرد!

15:48
دیروز پهلوی کوچک فراخوانی نه برای عموم بلکه برای گارد نظامی با عنوان جاویدان صادر کرد؛ او از این مزدوران تروریست خواست تا نگهبانان ایرانِ جان را که در این جنگ و غم خسته شده اند را فرسوده و از بین ببرند، فضای آرام و روحانی کشور را مضطرب کرده و به سمت شورش و جنگ شهری سوق دهند.

فریب ساعت صفر؛

مفهومِ «ساعت صفر» در گفتمانِ این جریان، ابزاری برای ایجاد انتظارِ کاذب و هدایت ناخواسته ی کنش‌های اجتماعی به سمت اهداف از پیش تعیین‌شده است. این بدان معنا نیست که رویدادهای آتی بی‌اهمیت تلقی شوند؛ بلکه تأکید بر ضرورت اتخاذ رویکردی سنجیده و دور از انفعال هیجانی است.
پهلوی در سخنان جدید خود تصریح می‌کند که هدف او «دعوت به تظاهرات عمومی» نیست؛ بلکه فراخوانی آشکار برای اقدام مستقیم و مسلحانه است. این تغییر لحن نشان می‌دهد که وی فراتر از فعالیت سیاسی یا تبلیغی، در مسیر عملی‌سازی فرمول آشوب از خارج کشور حرکت کرده است. فرمولی که می‌تواند بار دیگر امنیت عمومی را به خطر اندازد و تکرار تلخ حوادث دی‌ماه را رقم بزند.

آوارِ رویا در حاشیه خلیج‌فارس؛

شکست مدل توسعه ویترینی ثابت کرد که پایگاه‌های آمریکایی نه‌تنها امنیتی برای میزبان به ارمغان نمی‌آورند، بلکه هزینه‌ی تحقیر آن‌ها را نیز بر دوش ملت‌های منطقه می‌گذارند؛ پایگاه‌هایی که حتی برای خود آمریکا هم مصونیت نیاوردند.
عملیات پاک‌سازی مین زیر آتش موشکی و پهپادی ایران، نه یک ماموریت نظامی، بلکه یک خودکشی راهبردی است. ایران مترصد است تا تجهیزات گران‌قیمت مین‌روبی آمریکا را به برد موشک‌های کروز ساحل‌پایه خود بکشاند.
مهندسی روایت تیر خلاص بر پیکره حقیقت است. در این مرحله، دشمن با بازتعریف رویدادها از طریق زبان، نمادها و تصاویر گزینشی، واقعیتی موازی می‌سازد. هدف نهایی اینجا صرفاً اطلاع‌رسانی نیست، بلکه بازتنظیم سیستم عصبی جامعه برای تضعیف انسجام ملی، ایجاد اختلال در محاسبات سیاسی و در نهایت، حفظ لرزان مشروعیت است.

شاهرگ هرمز و هراس از قحطی مدرن؛

عبور از یک بحران سیاسی و ورود به یک «تروریسم بیولوژیک ناخواسته» است که ثباتِ اجتماعی را در دورترین نقاط جهان تهدید می‌کند؛ چرا که امنیت جهانی نه در زرادخانه‌ها، بلکه در عمق خاک و حاصلخیزی مزارعی تعریف می‌شود که اکنون به گروگانِ جنگ‌طلبی آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه درآمده است.
امروز واقعیت عریان جهان، عبور از نهادگرایی و بازگشت به «منطق قدرت» است؛ جایی که صلح تنها از لوله تفنگ و اقتدار میدانی می‌گذرد. ایران نباید در سرابِ سازوکارهای حقوقی بین‌المللی به دنبال امنیت بگردد. راهبرد نهایی، تحمیل این واقعیت به بازیگران منطقه‌ای و جهانی است که ثبات در خاورمیانه، جاده‌ای است که لزوماً از قلب تهران می‌گذرد.