آوارِ رویا در حاشیه خلیج‌فارس؛

وقتی ویترین جای وطن را می‌گیرد

شکست مدل توسعه ویترینی ثابت کرد که پایگاه‌های آمریکایی نه‌تنها امنیتی برای میزبان به ارمغان نمی‌آورند، بلکه هزینه‌ی تحقیر آن‌ها را نیز بر دوش ملت‌های منطقه می‌گذارند؛ پایگاه‌هایی که حتی برای خود آمریکا هم مصونیت نیاوردند.

هورخبر – سال‌هاست روایت «چرا ایران شبیه دوبی و ریاض نمی‌شود؟» به عنوان پتکی بر اعتمادبه‌نفس ملی فرود می‌آمد؛ اما حوادث اخیر، پرده از حقیقتی تلخ و عبرت‌آموز برداشت. توسعه‌ای که بر ستون‌های اصیل استوار نباشد، با نخستین غرش موشک‌ها، اعتبار پوشالی خود را از دست می‌دهد. امروز دیگر آن امارات پرزرق‌وبرق، تصویر سابق را در ذهن جهانیان ندارد؛ چرا که امنیت عاریتی، همچون حبابی در برابر واقعیت نبرد ناهمتراز در هم شکست. کشورهایی که روزی الگوی پیشرفت معرفی می‌شدند، اکنون در انفعالی پرسش‌برانگیز، تنها نظاره‌گر برچیده شدن چتر امنیتی مندرس خود هستند.

وقتی ریشه‌های مدیریت یک جامعه در واشینگتن دوانده شود، نتیجه‌ای جز خفت راهبردی و مسلوب‌الاراده شدن نخواهد داشت. آوار این روزها نشان داد که با انباشت آهن و شیشه و برندسازی‌های پرهزینه، نمی‌توان هویت ملی خلق کرد. کشوری که به‌جای تولید قدرت حقیقی، به پارک تفریحی ثروتمندان بدل شده، در روز واقعه تنها می‌ماند؛ چرا که سرمایه، پرنده‌ای مهاجر است که با اولین سوت خطر، کوچ می‌کند و مصرف‌کنندگانی که شهروند خطاب شده‌اند، انگیزه‌ای برای هزینه دادن و ایستادگی ندارند.

شکست مدل توسعه ویترینی ثابت کرد که پایگاه‌های آمریکایی نه‌تنها امنیتی برای میزبان به ارمغان نمی‌آورند، بلکه هزینه‌ی تحقیر آن‌ها را نیز بر دوش ملت‌های منطقه می‌گذارند؛ پایگاه‌هایی که حتی برای خود آمریکا هم مصونیت نیاوردند. تفاوت بنیادین در همین نقطه هویدا می‌شود: جایی که برخی زندگیِ ویترینی و رفاهِ تحت‌الحمایگی را ستایش می‌کردند، ملت ایران بر عزت خودبنیاد ایستادگی کرد. تاریخ گواهی خواهد داد که ساختمان‌های بلند، قامت یک ملت را نمی‌سازند؛ بلکه این استقلال و شکوه درونی است که مرز میان یک وطن سرافراز با یک ایستگاه تجاری لرزان را متمایز می کند. در واقع، آنچه امروز در حال فروپاشی است، نه فقط چند سازه بتنی و شیشه‌ای، بلکه یک توهم استراتژیک است که تصور می‌کرد با واگذاری حاکمیت ملی به قدرت‌های فرامنطقه‌ای، می‌توان جزیره‌ای از ثبات در دل توفان ساخت. حقیقت تلخ برای این دولت‌های ویترینی آن است که امنیت، کالا نیست تا از بازار واشینگتن خریداری شود؛ امنیت محصول ریشه‌های عمیق اجتماعی و توان داخلی است.

فرار سرمایه‌گذاران بین‌المللی با اولین زمزمه‌های نبرد، بزرگ‌ترین گواه بر پوشالی بودن توسعه‌ای است که بر پایه خدمات و مصرف‌گرایی محض بنا شده باشد. وقتی ملت را به مشتری تقلیل می‌دهید، در روز حادثه تنها با صندلی‌های خالی و خیابان‌های ساکت روبرو می‌شوید؛ برخلاف ایران که قدرت خود را نه از آسمان‌خراش‌ها، بلکه از اراده و مقاومت مردمی می‌گیرد که هویت خود را به بهای رفاه ذلیلانه نفروخته‌اند. این تجربه تاریخی به ما می‌آموزد که توسعه حقیقی، آن است که در برابر موشک‌ها نلرزد و در برابر تهدیدها، استقلال کلام خود را از دست ندهد. سرافرازی هزینه‌ای دارد که تنها ملت‌های اصیل قادر به پرداخت آن هستند، نه ویترین‌های پرزرق‌وبرقی که مدیریتشان در آن سوی اقیانوس‌هاست.

https://hoorkhabar.ir/718121کپی شد!
2018

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *