درماندگی تاریخی آمریکا در میدان مین هرمز
هورخبر – در حالی که نبض اقتصاد جهانی با عبور ۲۰ درصدِ انرژی دنیا از تنگه هرمز میتپد، سایه سنگین تهدیدات ایران، این گلوگاه را به یک تله راهبردی برای غرب تبدیل کرده است. کاهش بیسابقه تردد نفتکشها در هفته اخیر، نشاندهنده غافلگیری عمیق دولت ترامپ از قدرت نفوذ و اشراف لایهبندی شده ایران بر این معبر حیاتی است؛ موضوعی که مقامات آمریکایی در نشستهای محرمانه به عدم پیشبینی دقیق آن اذعان کردهاند. حتی با فرض آسیب به بخشهایی از توان دریایی کلاسیک ایران، نیروی دریایی سپاه با تکیه بر دکترین جنگ ناهمتراز، از شبکهای مرکب شامل موشکهای هوشمند، پهپادهای انتحاری و قایقهای تندرو بهره میبرد که ورود هر شناوری را به ریسکی مرگبار تبدیل کرده است.
قلب تپنده این میانداری نظامی، مخزن عظیمی از مینهای دریایی پیشرفته است؛ زرادخانهای که از مینهای تماسی سنتی تا نمونههای فوقمدرن را شامل میشود. این مینهای پنهانکار که با حسگرهای صوتی و مغناطیسی فعال میشوند، کابوسی برای ناوبری دشمن هستند. تجربیات تاریخی نشان داده که حتی تعداد انگشتشمار مین در ویتنام یا کویت، توانسته است ماشین جنگی آمریکا را زمینگیر کند؛ حال آنکه ایران با در اختیار داشتن هزاران مین و شیوههای متنوع رهاسازی توسط زیردریاییهای «مرطوب» و شناورهای سبک، عملاً کلید عبور از تنگه را در دست دارد.
واقعیت میدانی با ادعاهای ترامپ فرسنگها فاصله دارد؛ نیروی دریایی آمریکا که دهههاست اولویت مینروبی را کنار گذاشته، اکنون تنها با چهار شناور فرسوده در دوردستها روبروست. عملیات پاکسازی مین زیر آتش موشکی و پهپادی ایران، نه یک ماموریت نظامی، بلکه خودکشی راهبردی است. ایران مترصد است تا تجهیزات گرانقیمت مینروبی آمریکا را به برد موشکهای کروز ساحلپایه خود بکشاند. این وضعیت، واشینگتن را میان دو سنگآسیاب قرار داده است؛ پذیرش اخلال پایدار در امنیت انرژی یا ورود به یک قمار نظامی با هزینههای غیرقابل پیشبینی. در این نبرد ارادهها، تنگههرمز تنها یکی از لایههای پاسخ سخت ایران به هرگونه تجاوز است که گزینههای کاخسفید را به بنبست کشانده است.