فروپاشی نظم قدیمی در تنگه هرمز راه را برای استقرار یک نظام جدید هموار کرده است؛ نظامی که در آن تهران با تغییر توازن قدرت کلید مدیریت و نظارت بر این آبراه استراتژیک را در دست گرفته است.
تنگه هرمز خوراک خبرخوان خوراک اتم
ایران با ایجاد ایستهای بازرسی، توافقهای دیپلماتیک و بعضاً دریافت «هزینه»، کنترل برتنگه هرمز را تثبیت میکند.
تثبیت تسلط ایران بر تنگه هرمز و همگرایی راهبردی با انصارالله در بابالمندب، جهان را در برابر «دیپلماسی تنگهها» قرار داده است؛ واقعیتی که با تبدیل جغرافیای مقاومت به کلید جریان انرژی و تجارت بینالملل، نه تنها هژمونی دریایی آمریکا را به چالش کشیده، بلکه دولتهای غربی را ناگزیر به بازتنظیم روابط خود با قدرت اول غرب آسیا کرده است.
غروب هژمونی در پکن؛
سفر اخیر ترامپ به پکن بیش از آنکه یک دیدار دیپلماتیک باشد، سندی بر افول هژمونی آمریکا و اعتراف به شکست راهبرد فشار حداکثری در سایه اقتدار میدانی ایران در شریانهای انرژی است؛ رویدادی که نشان داد تثبیت حاکمیت تهران بر تنگه هرمز، نه تنها ابزار تحریم را بیاثر کرده، بلکه ابتکار عمل در نظم نوین جهانی را به نفع بلوک شرق تغییر داده است.
صلح فردا لزوماً ویرانیهای امروز را ترمیم نخواهد کرد. تأثیرات تورمی و گسستهای تجاری ناشی از این نبرد تا سالها مانند یک جراحت باز بر پیکره اقتصاد بینالملل باقی خواهد ماند. هر ساعت که بر طول عمر این جنگ افزوده میشود نه فقط آینده خاورمیانه بلکه امنیت غذایی و ثبات اقتصادی دورترین نقاط جهان نیز به قمار گذاشته میشود. تاریخ به یاد خواهد آورد که چگونه در دهه سوم قرن بیست و یکم منطق موشک و ماشه، سفرههای نان را در سراسر سیاره به آتش کشید.
تحلیلگران واقعگرای آمریکایی اذعان دارند که رویکرد حداکثرخواهی ترامپ محاصره را از یک اهرم فشار به یک مانع بزرگ برای هرگونه گفتگو تبدیل کرده است. مذاکره در سایهی تهدید و محاصره چیزی جز تسلیم نیست و این واژهای است که در لغتنامهی سیاسی ایران جایگاهی ندارد. تمدید آتشبس بدون رفع محاصره تنها وقتکشی است. اگر کاخ سفید به دنبال راهی برای بازگشت به میز مذاکره است باید بداند که راه تهران از مسیر رفع تجاوز میگذرد نه تمدید ویترینی آتشبس.
تثبیت رژیم حقوقی جدید در تنگه هرمز موازنه قدرت را از میدان نظامی به شریان حیاتی اقتصاد جهانی منتقل کرده است؛ راهبردی هوشمندانه که با گره زدن امنیت انرژی به آزادسازی داراییهای بلوکه شده، دوران غارت یکطرفه را پایان داده و هرمز را به اهرمی برای احقاق حقوق تاریخی ملت ایران بدل ساخته است.
محاصره تنگه هرمز یک چالش جدی برای اقتصاد ایران بهشمار میرود، اما با استفاده از راهکارهای موجود و بکارگیری بهینه از ظرفیتهای کریدورهای دریای خزر و مرزهای خاکی، میتوان به تقویت معیشت کشور و کاهش تأثیرات منفی تحریمها دستیافت.
مدیریت تنگه هرمز نه تنها مسئله امنیتی بلکه یک ابزار استراتژیک قدرت اقتصادی در دست ایران است که به طور مستقیم بر قیمت نفت تأثیر میگذارد.
نشست اسلامآباد نه یک گفتوگو، که امتداد اقتدار میدان در جامه دیپلماسی است؛ جایی که بوی باروت جنگ چهلروزه بر میز مذاکره سنگینی میکند. در هتل سرینا واشینگتن میان پذیرش نظم جدید ایرانی یا قمار بر سر شکستی محتوم معلق مانده است. تهران با تکیه بر دست برتر نظامی میز مذاکره را به سنگر صیانت از خونهای ریختهشده بدل کرده و هرگونه گشایش در تنگه هرمز را منوط به تمکین غرب ساخته است. این ایستگاه آخر است؛ دوران دیکتهکردن شروط غرب به پایان رسیده و هر ماجراجویی جدید تنها طوفانی سهمگینتر به پا خواهد کرد.