تمدید آتشبس یا استمرار تجاوز؟
هورخبر – در شطرنج پیچیدهی سیاست بینالملل گاهی حرکاتی که در ظاهر بوی صلح میدهند در باطن حاوی تندترین پیامهای تخاصم هستند. اقدام اخیر دونالد ترامپ در تمدید یکجانبهی آتشبس، آن هم بدون هماهنگی یا درخواست رسمی از سوی تهران، بیش از آنکه یک ژست دیپلماتیک باشد، تلاشی مذبوحانه برای خروج از بنبستی است که میدان بر او تحمیل کرده است. اما سوال اساسی اینجاست که آیا آتشبسی که با محاصرهی دریایی همراه باشد اصلاً نامش آتشبس است یا صرفاً تغییر ابزار تجاوز؟
ترامپ آتشبس را تمدید کرده تا به زعم خود زمان بخرد اما همزمان سایهی سنگین ناوهایش را بر مسیرهای تجاری ایران حفظ کرده است. در تحلیل افکار عمومی و نگاه تیزبین ملت ایران، این حرکت نه از موضع قدرت، که نشانهای آشکار از استیصال کاخ سفید است. مردم به درستی درک کردهاند که ترامپ در این جنگ ۴۰ روزه به هیچیک از اهداف راهبردی خود نرسیده و حالا با ابزار تمدید میکوشد آبرومندانه از باتلاقی که خود ساخته فاصله بگیرد. اما هشدار هوشمندانهی جامعه ملی ما نباید نادیده گرفته شود؛ این تمدید میتواند آرامش پیش از طوفان یا یک فریب استراتژیک برای بازسازی توان تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی باشد. سناریوی خطرناکتر خروج ظاهری آمریکا و باز گذاشتن دست سگ زنجیریاش در منطقه است؛ بازی دوجانبهای که تهران پیشاپیش با قاطعیت به واشینگتن هشدار داده که هزینه آن را مستقیماً از جیب آمریکا برداشت خواهد کرد.
از منظر حقوقی واژهی آتشبس در کنار محاصره یک تناقض مضحک است. طبق قطعنامه ۳۳۱۴ مجمع عمومی سازمان ملل متحد، محاصرهی بنادر یا سواحل یک کشور خود مصداق بارز تجاوز است. بنابراین مادامی که ناوهای آمریکایی مسیر تجارت آزاد را مسدود کردهاند آتشبسی وجود ندارد که تمدید شود؛ بلکه تجاوزی است که استمرار یافته. در مقابل اقدام ایران در کنترل تنگه هرمز نه یک محاصره، که اعمال دقیق حق دفاع مشروع تحت ماده ۵۱ منشور ملل متحد و اجرای پروتکلهای عبور بیآزار است. ایران حق دارد و باید نشان دهد که امنیت هرمز خیابانی یکطرفه نیست.
راهبرد فعلی واشینگتن نگه داشتن ایران در برزخ اقتصادی است؛ وضعیتی که نه جنگ است و نه صلح، تا با ایجاد نااطمینانی نبض اقتصاد ملی ما را به شماره بیندازد. اما در این میان تنگه هرمز نقطهی تلاقی محاسبات غلط آمریکا با واقعیتهای سخت زمین است. اگر قرار باشد محاصره دریایی ابزاری برای فشار بر معیشت مردم ایران باشد تهران نیز دلیلی نمیبیند که امنیت رایگان را برای شریانهای انرژی جهان تضمین کند. البته منطق روشن است؛ یا امنیت و تجارت برای همه، یا برای هیچکس.
حتی تحلیلگران واقعگرای آمریکایی نیز اذعان دارند که رویکرد حداکثرخواهی ترامپ محاصره را از یک اهرم فشار به یک مانع بزرگ برای هرگونه گفتگو تبدیل کرده است. مذاکره در سایهی تهدید و محاصره چیزی جز تسلیم نیست و این واژهای است که در لغتنامهی سیاسی ایران جایگاهی ندارد. تمدید آتشبس بدون رفع محاصره تنها وقتکشی است. اگر کاخ سفید به دنبال راهی برای بازگشت به میز مذاکره است باید بداند که راه تهران از مسیر رفع تجاوز میگذرد نه تمدید ویترینی آتشبس.
ایران امروز در موقعیتی است که نه از تمدیدهای صوری به وجد میآید و نه از تهدیدهای پشتپرده میهراسد. زمان آن رسیده که با یک ضربهی پیشدستانه در حوزهی دیپلماسی فعال و اقتدار میدانی به طرف مقابل فهماند که محاصره دریایی هزینه سنگینی برای ثبات جهانی خواهد داشت. اقتدار امروز ما در هرمز ضامن امنیت فردای ماست؛ و این پیامی است که ترامپ باید پیش از اتمام مهلت خودساختهاش به خوبی درک کند.