تحلیلی بر ابعاد و پیامدهای مالی نبرد سه‌جانبه میان ایران، رژیم صهیونیستی و ایالات متحده

صلح فردا لزوماً ویرانی‌های امروز را ترمیم نخواهد کرد. تأثیرات تورمی و گسست‌های تجاری ناشی از این نبرد تا سال‌ها مانند یک جراحت باز بر پیکره اقتصاد بین‌الملل باقی خواهد ماند. هر ساعت که بر طول عمر این جنگ افزوده می‌شود نه فقط آینده خاورمیانه بلکه امنیت غذایی و ثبات اقتصادی دورترین نقاط جهان نیز به قمار گذاشته می‌شود. تاریخ به یاد خواهد آورد که چگونه در دهه سوم قرن بیست و یکم منطق موشک و ماشه، سفره‌های نان را در سراسر سیاره به آتش کشید.

هورخبر –  در ادبیات استراتژیک، جنگ‌ها را اغلب با تعداد موشک‌های شلیک شده یا وسعت قلمروهای اشغال‌شده می‌سنجند؛ اما در دنیای به‌هم‌پیوسته قرن بیست و یکم میدان واقعی نبرد نه در بیابان‌ها که در ترازنامه‌های مالی و سبد معیشت مردم سراسر جهان است. امروز نبرد میان ایران از یک سو و ائتلاف ایالات متحده و رژیم صهیونیستی از سوی دیگر، تنها یک تقابل نظامی نیست؛ این یک زلزله ساختاری است که کانون آن در خاورمیانه و لرزه‌هایش در بازارهای بورس نیویورک و نانوایی‌های قاهره حس می‌شود.

ایران؛ اقتصادی که در فشار قد کشیده است
اقتصاد ایران پیش از آغاز این شعله‌وری روزگار دشواری را زیر سایه سنگین‌ترین تحریم‌های تاریخ و سوءمدیریت‌های داخلی سپری می‌کرد. با این حال یک واقعیت بنیادین را نباید نادیده گرفت؛ ساختار اقتصادی ایران زیستن در وضعیت اضطراری را آموخته است. ایران سال‌هاست که سیستم خود را بر پایه مقاومت در برابر فشار انباشته بنا کرده و تا این لحظه برخلاف پیش‌بینی بسیاری از تحلیل‌گران غربی از فروپاشی جان سالم به در برده است.

اینکه آیا این بدنه رنجور می‌تواند زیر بار هزینه‌های یک جنگ مستقیم کمر راست کند یا خیر، بیش از آنکه به تعداد بمب‌های فرود آمده بستگی داشته باشد به تاب‌آوری اجتماعی و هوشمندی سیاست‌های اقتضایی در روزهای پیش رو وابسته است. ابهام امروز تنها واژه توصیف‌گر فضای اقتصادی تهران است؛ اما سوال بزرگ‌تر اینجاست که آیا جهان متکی به انرژی تاب تحمل این درد را دارد؟

سلاح مخفی تهران: رنج اقتصادی
ایران پهپادها و موشک‌هایش را به رخ می‌کشد اما استراتژیست‌های تهران به‌خوبی می‌دانند که برنده‌ترین سلاح آن‌ها نه در سیلوهای زیرزمینی بلکه در جغرافیای تنگه هرمز نهفته است. نفوذ بر شریان‌های انرژی جهان به ایران قدرتی داده است که می‌تواند درد اقتصادی را به تمام نقاط جهان صادر کند.

هشدار اخیر کریستالینا جورجیوا، رئیس صندوق بین‌المللی پول، گزاف نیست؛ او می گوید حتی اگر این بحران همین امشب به پایان برسد ترکش‌های آن بر تن اقتصاد جهانی باقی خواهد ماند. در سویی دیگر همه می دانیم جنگ ماشین تخریبی است که بنزین آن ثروت ملت‌هاست. اما نکته تلخ اینجاست که این درد عادلانه تقسیم نمی‌شود. در حالی که غول‌های انرژی از نوسانات قیمت نفت سودهای کلان به جیب می‌زنند کشورهای در حال توسعه که به واردات غذا و کود وابسته‌اند در خط مقدم این قحطی خودساخته قرار گرفته‌اند.

فاکتور تریلیون دلاری برای واشنگتن
گزارش‌های اولیه پنتاگون از هزینه ۱۱.۳ میلیارد دلاری تنها در شش روز نخست جنگ خبر می‌دهند؛ رقمی که بیشتر شبیه به یک شوخی آماری است تا واقعیت. پروفسور لیندا بیلمز از دانشگاه هاروارد با نگاهی به سوابق جنگ‌های پیشین معتقد است با احتساب نرخ بهره‌ هزینه‌های استهلاک تجهیزات و خدمات بلندمدت برای کهنه‌سربازان این ماجراجویی نظامی احتمالا بیش از یک تریلیون دلار روی دست مالیات‌دهندگان آمریکایی خرج خواهد گذاشت.

این هزینه‌ها وقتی با تورم خانگی ترکیب می‌شود معنای خطرناکی پیدا می‌کند. در سویی دیگر موسسه امریکن انترپرایز برآورد کرده که هر خانوار معمولی آمریکایی به دلیل افزایش قیمت سوخت و کالاها مستقیماً ۴۱۰ دلار از جیب خود پرداخت می‌کند. در جامعه‌ای که آراء بر پاشنه وضعیت معیشتی می‌چرخد تحمل این سم اقتصادی برای مردمی که دلیل استراتژیک و اخلاقی روشنی برای این جنگ نمی‌بینند بسیار دشوار خواهد بود. بریتانیایی‌ها نیز با فقیرتر شدن ۴۸۰ پوندی در سال شریک این سفره خالی هستند.

فرود سقوط در آسیا و آفریقا
تکان‌دهنده‌ترین بخش ماجرا سرنوشت کشورهایی است که فرسنگ‌ها از میدان نبرد فاصله دارند. برنامه توسعه سازمان ملل از انقباض اقتصادی حدود ۲۰۰ میلیارد دلاری کشورهای عربی تنها پس از یک ماه خبر می‌دهد. چین نیز که در ابتدا با خوش‌بینی نظاره‌گر بود اکنون نگران زنجیره تأمین خود است.

برنامه جهانی غذا هشدار داده است که ۴۵ میلیون نفر دیگر در آسیا و آفریقا به ورطه ناامنی غذایی حاد سقوط خواهند کرد. اینجاست که تراژدی انسانی جنگ رخ می‌نماید؛ پولی که برای گرفتن جان‌ها در میدان نبرد دود می‌شود می‌توانست جان ۸۷ میلیون انسان را که در چنگال گرسنگی اسیرند نجات دهد.

در نهایت واقعیت عریان این است؛ صلح فردا لزوماً ویرانی‌های امروز را ترمیم نخواهد کرد. تأثیرات تورمی و گسست‌های تجاری ناشی از این نبرد تا سال‌ها مانند یک جراحت باز بر پیکره اقتصاد بین‌الملل باقی خواهد ماند. هر ساعت که بر طول عمر این جنگ افزوده می‌شود نه فقط آینده خاورمیانه بلکه امنیت غذایی و ثبات اقتصادی دورترین نقاط جهان نیز به قمار گذاشته می‌شود. تاریخ به یاد خواهد آورد که چگونه در دهه سوم قرن بیست و یکم منطق موشک و ماشه، سفره‌های نان را در سراسر سیاره به آتش کشید.

https://hoorkhabar.ir/718427کپی شد!
1903

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *