پایان نظم قدیمی در تنگه هرمز و استقرار هژمونی تهران
هورخبر – امضای یادداشت تفاهم در ۱۷ ژوئن میان ایالات متحده و ایران برای پایان جنگ، اگرچه منجر به افزایش تردد کشتیهای تجاری و تخلیه صدها شناور گرفتار در خلیج فارس شد اما نباید به اشتباه تصور شود که ما با بازگشت به نظم سنتی کشتیرانی در تنگه هرمز روبهرو هستیم. واقعیت این است که توازن قدرت در این آبراه حیاتی تغییر کرده و ما با یک نظم جدید در حال شکلگیری مواجهیم.
اگرچه شدت درگیریها کاهش یافته اما حجم تردد هنوز به سطح پیش از جنگ نرسیده است. ناپایداری فعلی و تهدیدات مستمر ایران، بهویژه خطر مینهای دریایی مسیرهای سنتی را به محیطی پرمخاطره تبدیل کرده است. در این میان تلاش برخی کشتیها برای استفاده از مسیرهای جایگزین در امتداد سواحل عمان یا آبهای ایران با واکنش تند تهران مواجه شد؛ حملاتی که پیامی روشن داشت و آن این است که هرگونه تردد در این منطقه باید تحت نظارت و تأیید تهران باشد.
اقدامات مذکور نشان میدهد که ترتیبات قدیمی حاکم بر تنگه هرمز عملاً فروپاشیده شده و ایران در حال تثبیت یک نظام جدید است که هدفش چیزی جز کنترل مطلق بر این گذرگاه استراتژیک نیست. بازگشت به نظم پیش از جنگ در واقع به معنای از دست رفتن حیاتیترین اهرم فشار ایران است و به همین دلیل تهران به هیچ وجه اجازه نخواهد داد این اتفاق به وقوع بپیوندد.
نکته کلیدی اینجاست که مسیرهای سنتی ورود و خروج که دههها پیش بر اساس توافقات بینالمللی و طرح جداسازی ترافیک تعریف شده بودند، اکنون ناامن هستند. وجود مینهای دریایی در مرکز تنگه باعث شده کشتیها به سمت دو مسیر جدید سوق داده شوند. مسیر شمالی که تحت مدیریت نهاد جدید ایرانی(PGSA) است و مسیر جنوبی که در امتداد سواحل عمان قرار دارد و تحت هدایت آمریکا مدیریت میشود.
هرچند دادههای رهگیری نشان میدهد هر دو مسیر فعال هستند اما هیچکدام نتوانستهاند جایگزین تردد روزانه ۱۳۸ کشتی در مسیرهای سنتی شوند. این خلأ عملیاتی فرصتی طلایی برای ایران است تا با تداوم رفتارهای تهاجمی نظم مورد نظر خود را نهادینه کند.
ایران به خوبی دریافته است که مدیریت تردد در یکی از شلوغترین آبراههای جهان چه میزان قدرت چانهزنی و نفوذ سیاسی به آن میبخشد. سابقه توقیف و حمله به شناورها در خلیج فارس و دریای عمان ثابت کرده که تهران از این ابزار به عنوان یک سلاح استراتژیک استفاده میکند و قطعاً در مذاکرات آتی نیز از اهرم تنگه هرمز برای تثبیت این نظم جدید بهره خواهد برد.
در این معادلات جدید ایالات متحده و شرکای منطقهایاش اگر بخواهند به رویکردهای قدیمی تکیه کنند تنها با بنبستی دشوار روبهرو خواهند شد. واقعیت این است که تلاش برای پاکسازی مینهای دریایی یا بازگشت به مسیرهای سنتی دیگر کارساز نیست چرا که نظم پیشین در تنگه هرمز بهطور کامل فروپاشیده است. اکنون ایران با هوشمندی تمام توانسته است از تلاطمات جنگ برای بازتعریف قواعد بازی استفاده کند و مدیریت این آبراه را از یک موضوع فنی به یک ابزار سیاسی و استراتژیک تبدیل نماید.
در مجموع میتوان گفت که تهران تنها به دنبال تغییر مسیر کشتیها نیست بلکه در حال تثبیت یک حقیقت جدید در ژئوپلیتیک منطقه است. این نظم نوین که در آن هرگونه تردد تحت نظارت و تایید این کشور باشد به معنای انتقال قطعی مرکز ثقل قدرت در خلیج فارس به سوی جمهوری اسلامی است. بنابراین در مذاکرات آتی و در مواجهه با هرگونه فشار خارجی این هژمونی دریایی به عنوان قدرتمندترین اهرم فشار تهران عمل خواهد کرد تا ثابت کند نظم جدید در تنگه هرمز نه یک اتفاق گذرا بلکه یک دستاورد پایدار و تغییرناپذیر است که هرگونه تصمیمگیری بینالمللی در این منطقه را منوط به رضایت و تایید حاکمیت ملی میکند.