اسلام‌آباد ایستگاه ارزیابی یا تجدید قوا

نشست اسلام‌آباد نه یک گفت‌وگو، که امتداد اقتدار میدان در جامه دیپلماسی است؛ جایی که بوی باروت جنگ چهل‌روزه بر میز مذاکره سنگینی می‌کند. در هتل سرینا واشینگتن میان پذیرش نظم جدید ایرانی یا قمار بر سر شکستی محتوم معلق مانده است. تهران با تکیه بر دست برتر نظامی میز مذاکره را به سنگر صیانت از خون‌های ریخته‌شده بدل کرده و هرگونه گشایش در تنگه هرمز را منوط به تمکین غرب ساخته است. این ایستگاه آخر است؛ دوران دیکته‌کردن شروط غرب به پایان رسیده و هر ماجراجویی جدید تنها طوفانی سهمگین‌تر به پا خواهد کرد.

هورخبر – نشست اسلام‌آباد بیش از آنکه شبیه به یک میزگرد دیپلماتیک برای حل‌وفصل صلح‌آمیز منازعات باشد به یک اتاق عملیات سیاسی شباهت دارد که در آن بوی باروت جنگ چهل‌ روزه هنوز از کت‌ و شلوارهای اتوکشیده مذاکره‌کنندگان به مشام می‌رسد. حقیقت آن است که پذیرش شروط ده‌گانه ایران از سوی واشینگتن نه از سَرِ تغییر ماهیت سیاسی رژیم ترامپ، بلکه محصول مستقیم موازنه قوایی است که در میدان نبرد تثبیت شد. امروز در هتل سرینا ما شاهد تقابل دو اراده هستیم؛ اراده‌ای که پیروزی نظامی را به حقوق تثبیت‌شده تبدیل کرده و اراده‌ای که در حال زمان‌خریدن برای فرار از تبعات شکست است.

رژیم ترامپ و تیم همراه او که سابقه طولانی در بازگشت از تعهدات دارند در حالی با زبان تهدید و تمنا وارد اسلام‌آباد شده‌اند که می‌دانند دست برتر در اختیار کیست. مانع‌تراشی‌های فعلی و طرح خواسته‌های غیرمنطقی بیش از آنکه یک استراتژی هوشمندانه باشد یک واکنش دفاعی برای حفظ آبروست. تیم ایرانی به درستی دریافته است که تثبیت دستاوردهای نظامی نیازی به عقب‌نشینی در میز مذاکره ندارد. اصرار بر شرایط ایران در واقع ترسیم نقشه جدید منطقه است؛ نقشه‌ای که در آن تنگه هرمز نه یک معبر بین‌المللی تحت قیمومت، بلکه گلوگاه اقتدار ملی است که بازگشایی آن با هیچ گزینه نظامی‌ میسر نخواهد بود.

در نهایت آنچه امشب یا فردا در راهروهای هتل سرینا رقم خواهد خورد تنها یک توافق کاغذی نیست، بلکه تعیین عیار قدرت در نظم نوین منطقه است. اگر رژیم ترامپ بخواهد همچنان با تکیه بر لجاجت‌های سنتی و توهم فشار از موضع قدرت از پذیرش واقعیت‌های میدان سر باز زند باید خود را برای طوفانی سهمگین‌تر آماده کند؛ چرا که ایران پس از جنگ چهل‌روزه دیگر نه یک بازیگر تحت تحریم، بلکه یک قدرت تثبیت‌شده است که میز مذاکره را تنها امتداد پیروزی‌های میدانی خود می‌بیند. پافشاری تهران بر مواضعش پیامی روشن نیز به ائتلاف احتمالی لندن و واشینگتن است؛ اینکه زمان دیکته کردن شروط از سوی غرب به پایان رسیده و هرگونه ماجراجویی جدید برای بازگشایی نظامی تنگه هرمز تنها به معنای فرو رفتن در باتلاقی است که هیچ راه خروجی برای آن متصور نیست. در این بازی شطرنج خونین، پیروز کسی است که نه تنها مهره‌های بهتری در اختیار دارد بلکه اراده‌ای پولادین برای واژگون کردن میز ناعادلانه را نیز در آستین حفظ کرده است. اسلام‌آباد شاید در ظاهر یک ایستگاه میان‌راهی به نظر برسد اما در حقیقت نقطه‌ عطفی تاریخی است که در آن غرب به ناگزیری پذیرش نظم ایرانی معترف خواهد شد؛ نظمی که در آن دیپلماسی نه ابزاری برای تسلیم، بلکه سپری برای صیانت از خون‌های ریخته شده و اقتدار اعاده شده است. هرچند احتمال یک دور نبرد پرفشار دیگر همچنان سایه سنگین خود را بر مذاکرات حفظ کرده اما پیروز نهایی آن نبرد احتمالی نیز پیشاپیش در آینه میدان نبرد چهل‌روزه چهره خود را به رخ جهانیان کشیده است.
https://hoorkhabar.ir/718325کپی شد!
1902
 

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *