فرشاد بهمن خوراک خبرخوان خوراک اتم

امروز واقعیت عریان جهان، عبور از نهادگرایی و بازگشت به «منطق قدرت» است؛ جایی که صلح تنها از لوله تفنگ و اقتدار میدانی می‌گذرد. ایران نباید در سرابِ سازوکارهای حقوقی بین‌المللی به دنبال امنیت بگردد. راهبرد نهایی، تحمیل این واقعیت به بازیگران منطقه‌ای و جهانی است که ثبات در خاورمیانه، جاده‌ای است که لزوماً از قلب تهران می‌گذرد.
ارتش رژیم صهیونیستی با حبسِ داده‌ها، در پی ممانعت از ترسیم «نقشه‌ی دقیقِ آسیب‌پذیری» توسط اتاق‌های عملیات ایران است؛ چرا که هر فریم از اصابتِ موشک، یک «کدِ گرا» برای کالیبراسیونِ دقیق‌ترِ حملاتِ بعدی محسوب می‌شود.

خنجرهای نامرئی در مِه جنگ؛

ایران، خانه‌ای است که اگر ستون‌هایش بلرزد، آوارش بر سرِ همه، حتی خائنین، فرو خواهد ریخت؛ چرا که متجاوز، هرگز به خائنِ وطن‌فروش، به چشمِ متحد نگاه نمی‌کند، بلکه او را تنها دستمالی مصرف‌شده برای یک‌بار مصرف می‌بیند.
آنچه در کلام لرزان سران کاخ سفید نهفته است، اعتراف غیرمستقیم به ناکامی در تمامی طرح‌های استراتژیک برای درهم شکستن اراده ملی ایران است. عصبانیت عریان مذکور، ریشه در این واقعیت دارد که نه ترورهای هدفمند توانست نظام محاسباتی تهران را مختل کند و نه تهاجم همه‌جانبه توانست راهبرد مقاومت فعال را به عقب‌نشینی وادار سازد.

طوفان اقتدار در روز نهم؛

ایران با اثبات دست برتر خود در نبرد نابرابر، نشان داد که دوران تکیه بر چتر حمایتی بیگانه برای کشورهای منطقه به پایان رسیده و هرگونه ماجراجویی علیه تمامیت ارضی این مرز و بوم، هزینه‌ای معادل فروپاشی کل ساختار نظامی و اقتصادی متجاوزان در پی خواهد داشت.
اکنون که بازارهای جهانی تحت فشار انسداد تنگه هرمز و صعود قیمت انرژی به لرزه افتاده‌اند، زمان آن است که با پافشاری بر شروط برحق مطرح شده، از این بحران به عنوان اهرمی برای پاکسازی همیشگی منطقه از لوث وجود مداخله‌گران بهره جست.
اگر ترامپ سودای آن را دارد که نامش در ردیف رؤسای‌جمهور مطرود و ناکام تاریخ ثبت نشود، باید بپذیرد که کلید بقای سیاسی او نه در میدان جنگ، بلکه در دیپلماسی و ثبات انرژی نهفته است. او برای نجات میراث خود و آینده حزبش، راهی جز بازگشت از مسیر تنش‌آفرینی و پایان دادن فوری به ماجراجویی نظامی علیه ایران ندارد؛ پیش از آنکه شعله‌های جنگ، موتور محرک اقتصاد آمریکا و آینده سیاسی او را به کام خود بکشد.