هذیان قدرت در کاخ سفید و استیصال راهبرد واشنگتن
هورخبر – خشم فزاینده و لفاظیهای اخیر ساکن کاخ سفید پیرامون فروپاشی توان دفاعی ایران، بیش از آنکه بازتابی از واقعیتهای میدانی باشد، پرده از یک بنبست عمیق در محاسبات جنگی برمیدارد. برخلاف ادعاهای پرطمطراق پیرامون نابودی قدرت نظامی، غرش مداوم پرندههای بدون سرنشین و موشکهای ایرانی گواهی صادق بر عبور پیروزمندانه قوای دفاعی از زیر ضربات سنگین ائتلاف است. تداوم انسداد تنگه هرمز به عنوان شاهرگ حیاتی انرژی، نمادی از حاکمیت خللناپذیر ایران است که هرگونه شائبه تسلیم یا عقبنشینی را باطل میسازد.
تصاویر ماهوارهای از پایگاههای آمریکایی که نشانگر ویرانی گسترده و خروج از رده عملیاتی شان است، عمق ضربهپذیری واشنگتن را عیان کرده و فرار شتابزده ناو هواپیمابر لینکلن از رینگ آتش، گویای فروپاشی بازدارندگی ادعایی آنهاست. در سویی دیگر حملات کور دشمن به نقاط غیرنظامی نظیر مدارس، بیمارستان ها، ورزشگاهها و بوستانها، نه نشان از قدرت، بلکه حکایت از سردرگمی تاکتیکی و اتمام بانک اهداف راهبردی در اتاقهای جنگ متجاوزان دارد.
از طرفی لفاظیهای پوچ درباره تغییرات ساختاری رهبری در حالی مطرح میشد که جنایات جنگی اخیر، موجی از بیداری ملی را برانگیخته و حتی طبقات میانی جامعه را در پیوندی ناگسستنی با نظام اسلامی متحد کرده است. طرحهای خام برای ورود نیروهای نیابتی یا همراهی برخی پایتختهای منطقه نیز با بنبستی سخت مواجه شده و رویای تجزیه ایران به کابوسی برای طراحان آن بدل گشته است.
کینه ترامپ نه با یک ساختار سیاسی، بلکه با موجودیت تاریخی ایران است و تناقضگوییهای او پیرامون پیروزی در عین تهدید به حملات جدید، نشان از اضطرابی است که ریشه در پایداری ملی ایرانیان دارد. این استیصال، پایان دوران هژمونی دروغین و آغاز فصلی نو از اقتدار بومی در منطقه است که در آن اراده ملتها بر تدابیر اتاقهای فکر غربی چیره میشود.
نهایتاً آنچه در کلام لرزان سران کاخ سفید نهفته است، اعتراف غیرمستقیم به ناکامی در تمامی طرحهای استراتژیک برای درهم شکستن اراده ملی ایران است. عصبانیت عریان مذکور، ریشه در این واقعیت دارد که نه ترورهای هدفمند توانست نظام محاسباتی تهران را مختل کند و نه تهاجم همهجانبه توانست راهبرد مقاومت فعال را به عقبنشینی وادار سازد. اکنون با فرارسیدن ساعت صفر اقتصادی و بحرانهای مالی در نیویورک، ترامپ خود را در تلهای خودساخته میبیند که در آن هر حرکت تهاجمی جدید، تنها بر ابعاد شکستهای گذشته میافزاید و هزینههای بازگشت به ثبات را برای غرب گزافتر میکند. ایران با عبور از طوفانهای سهمگین ۴۸ ساعت نخست، اکنون در موقعیتی ایستاده است که موازنه قوا را نه در پشت میزهای مذاکره، بلکه در پهنه جغرافیای نبرد و با تکیه بر نبوغ نظامی بومی خود به دشمن تحمیل کرده و افقهای جدیدی از قدرت منطقهای را ترسیم نموده است.