کالبدشکافی«خفقان رسانهای» و انسداد خبری در اراضی اشغالی
هورخبر – رژیم صهیونیستی که همواره در لایههای تبلیغاتی خود مدعی «تنها دموکراسی منطقه» بوده، امروزه به پیچیدهترین مدل «انسداد خبری سازمانیافته» روی آورده است. این ساختار با گذار از «ابهام استراتژیک» به «خفقان کامل»، تلاش میکند ابعاد واقعیِ شکستِ پدافندی خود در برابر قدرت موشکی ایران را پنهان کند. ریشهی این استبداد رسانهای به «مقررات اضطراری ۱۹۴۵» بازمیگردد؛ میراثی استعماری که اکنون با نظارتِ آهنینِ «اداره سانسور نظامی» زیر مجموعه وزارت جنگ، هرگونه روایتِ مستقل را پیش از تولد، سرکوب میکند.
در پارادایم نوینِ این رژیم، رسانهها نه ناظر بر قدرت، بلکه بخشی از ماشینِ جنگی هستند. رسوایی روزنامه «هاآرتص» در افشای آمار واقعی مجروحان (که حدود ۷ برابر آمار رسمی ارتش بود) و برخورد حذفی با آن (هاآرتص با انتشار گزارشی مدعی شد که برخلاف دادههای ارتش رژیم صهیونیستی که تعداد زخمیهای رژیم را در سه ماهه اول جنگ طوفانالاقصی، ۱۵۹۳ نفر اعلام کرده است، گزارشات جمع آوری شده از بیمارستانها توسط وزارت بهداشت حاکی از این است که ۱۰۵۴۸ نفر در این بازه زمانی زخمی شده اند. پس از این گزارش، روزنامه هاآرتص مورد تحریم دولتی قرار گرفت)، پرده از سیستماتیک بودنِ دروغ در این رژیم برداشت. تصویب «قانون الجزیره» نیز آخرین میخ بر تابوت ادعای آزادی بیان بود تا هیچ چشمی شاهدِ ویرانیهای ناشی از عملیاتهای مقاومت نباشد (پس از آغاز عملیات طوفانالاقصی، انتشار هرگونه خبری درباره عملیاتهای گروههای مقاومت و تلفات رژیم صهیونیستی بدون اخذ مجوز از اداره سانسور نظامی، ممنوع اعلام شد. در سال ۲۰۲۴ نیز با تصویب قانون الجزیره در کنست، فعالیت رسانهها و خبرنگاران خارجی در اراضی اشغالی و غزه به شدت محدود شد).
در نبردهای اخیر، رژیم حتی از ارائه آمارهای نمادینِ «نرخ رهگیری» نیز واهمه دارد. این عقبنشینیِ اطلاعاتی، اعترافی ناخواسته به ناکارآمدیِ سپرهای دفاعی و فرسایشِ توانِ بازدارندگیِ سامانههای چندلایه است. ارتش رژیم صهیونیستی با حبسِ دادهها، در پی ممانعت از ترسیم «نقشهی دقیقِ آسیبپذیری» توسط اتاقهای عملیات ایران است؛ چرا که هر فریم از اصابتِ موشک، یک «کدِ گرا» برای کالیبراسیونِ دقیقترِ حملاتِ بعدی محسوب میشود.
از سوی دیگر، این پنهانکاریِ افراطی، ریشه در «هراس از فروپاشیِ روانی» در جبهه داخلی دارد. سران رژیم نیک میدانند که افشایِ نرخِ واقعیِ عبورِ پرتابهها از لایههای پدافندی، به معنای ابطالِ «افسانهی امنیت» و آغازِ موجِ نوینِ مهاجرتِ معکوس خواهد بود. در واقع، سانسور نظامی در اینجا نه یک تاکتیک، بلکه یک «سپرِ روانی» برای حفظِ تابآوریِ اجتماعی در اراضی اشغالی است.
در این نبردِ ارادهها، رژیم صهیونیستی در یک «بنبستِ اطلاعاتی» گرفتار شده است؛ جایی که حقیقت، به بزرگترین تهدید برای موجودیتِ شیشهای آنها بدل گشته و هرگونه شفافیت، به مثابهِ شلیکی به قلبِ روایتِ دروغینِ پیروزی است. آنها با فریبِ سیستماتیک شهروندان خود، تنها زمانِ سقوطِ حتمیِ این «دیوارِ آهنینِ رسانهای» را به تعویق میاندازند.