بی طرفی و سکوت خیانت به ایران است
هورخبر – در کوران نبردِ سرنوشتساز اسفند ۱۴۰۴، آنجا که جبهه استکبار با تمام توانِ سخت و نرم خود به حریم مقدس ایران یورش برده، پدیدهای شومتر از موشکهای دشمن، چهره کریه خود را نمایان کرده و آن خیانت ساختارمند است. این روزها، خیانت دیگر در پستوهای تاریک و با کدهای مخفی رخ نمیدهد؛ بلکه در ویترینهای رنگارنگ رسانههای خارج نشین و پشت کیبوردهای آغشته به دلار، به مثابه یک «پروژه سیاسی» تعریف شده است.
خائنین امروز، پیادهنظامِ جنگ شناختی هستند که وظیفه دارند «ارادهی ملی» را پیش از «توان نظامی» منهدم کنند. آنها که سالها از امنیت و سفرهی این خاک ارتزاق کردهاند، اکنون در قامت «تحلیلگر» و «فعال مدنی»، خنجر بر پشتِ رزمندگانی میزنند که در خط مقدم، سینهی خود را در برابر تهاجم بیسابقهی رژیم صهیونیستی و آمریکا سپر کردهاند.
تحلیلِ رفتارِ این جریان نشان میدهد که آنها به دنبال «ویرانسازیِ معنا» هستند؛ جایی که دفاع مشروع، «ماجراجویی» نامیده شده و شهادت عالیترین مقام کشور، به مثابه فرصتی برای تسویه حسابهای حقیر سیاسی نگریسته میشود. بدتر از مزدبگیرانِ خارجنشین، جریانی در داخل است که با «مهندسیِ ناامیدی» و بزرگنماییِ ضعفها، دقیقاً در بزنگاهی که ملت به «انسجامِ پولادین» نیاز دارد، بذر تردید میپاشد. این همصدایی با دشمن، نه «تکثر آرا» و نه «نقد سازنده»؛ بلکه مشارکتِ مستقیم در جنایت علیه هویتِ ملی است.
در سویی دیگر حقیقتِ عریان این است که دشمن به چیزی کمتر از «تجزیه ایران» و «مرگ آرمان مقاومت» رضایت نمیدهد. در این کارزار، بیطرفی معنا ندارد؛ هر کلامی که بوی ضعف بدهد، سوختی است برای ماشین جنگی دشمن. تاریخ به یاد خواهد داشت که در روزهای سختِ انتقال رهبری و تهاجمِ وحشیانه، چه کسانی در صفِ مردم و حقیقت ایستادند و چه کسانی شرافت خود را به ثمنِ بخسِ شهرت و دلار فروختند.
ایران، خانهای است که اگر ستونهایش بلرزد، آوارش بر سرِ همه، حتی خائنین، فرو خواهد ریخت؛ چرا که متجاوز، هرگز به خائنِ وطنفروش، به چشمِ متحد نگاه نمیکند، بلکه او را تنها دستمالی مصرفشده برای یکبار مصرف میبیند.