لایههای پنهان تفاهمنامه احتمالی ترامپ با ایران
هورخبر – احیای دیپلماسی در روزهایی که تنشها به اوج رسیده برای بسیاری در واشنگتن غافلگیرکننده است. با توجه به اینکه در ماههای اخیر پافشاری هر دو طرف بر مواضع خود مسیر مصالحه را مسدود کرده بود بازگشت به میز مذاکره میتواند از سه مسیر کاملاً متفاوت معنا پیدا کند.
نخستین احتمال این است که ترامپ با یک مدیریت بحران موقت در پی نجات موقعیت سیاسی خود است. با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای در آبانماه ترس از نوسانات شدید بازار انرژی و افزایش قیمتها ترامپ را به سمت آرام کردن تنشها سوق داده است. در این میان تفاهمنامهای ۶۰ روزه میتواند به عنوان یک دمپفر عمل کند؛ ابزاری برای باز نگه داشتن تنگه هرمز و آرام کردن بازارها، تا جمهوریخواهان بتوانند با خیالی آسودهتر از انتخابات عبور کنند. حتی میتوان تصور کرد که ترامپ با اجازه دادن به فروش نفت به چین و کاهش فشارها صرفاً بخواهد انگیزهی تهران برای بستن تنگه را از بین ببرد بدون آنکه واقعاً از خواستههای هستهایاش عقبنشینی کند.
اما در سوی دیگر سکه سناریوی فرسایش اقتصادی قرار دارد. برخی معتقدند تفاهمنامه تنها یک فریب دیپلماتیک است؛ نوعی امتیازدهی بسیار محدود(مانند آزادسازی جزئی داراییها) برای آرام کردن تهران، در حالی که محاصره دریایی همچنان با قدرت ادامه مییابد تا ایران در کوتاهمدت دچار فروپاشی شود. هرچند این احتمال با چالش جدی روبروست؛ چرا که تهران احتمالاً حاضر نیست امنیت تنگه را در ازای یک محاصرهی نیمهکاره تضمین کند.
در نهایت نمیتوان از احتمال خستگی از جنگ چشمپوشی کرد. فشار میانجیگران، کاهش ذخایر تسلیحاتی و پیچیدگیهای فراتر از پرونده ایران ممکن است ترامپ را به سمت یک توافق واقعی سوق دهد. با این حال مسیر مذکور پر از مین است؛ لابیهای قدرتمند در واشنگتن و جناحهای تندرو در کنگره هرگونه عقبنشینی از تقابل با ایران را به معنای شکست میدانند. ترامپ در میانهی راه میان توافق واقعی و وقتکشی هوشمندانه ایستاده است؛ بازیای که در آن حتی یک قدم اشتباه میتواند هزینهای سنگین برای اعتبار سیاسی او داشته باشد.