تعطیلی منوتو؛ تکرار ورشکستگی یا اغمای ابدی

تعطیلی منوتو را باید پایان یک نمونه شکست‌خورده از رسانه‌سازی وابسته دانست؛ نمونه‌ای که ثابت کرد هر رسانه‌ای که به‌جای حرفه‌ای‌گری، بر پروژه‌های سیاسی و تخریبی تکیه کند، دیر یا زود با واقعیت‌های اقتصادی و اجتماعی روبه‌رو خواهد شد.

هورخبر – اعلام تعطیلی شبکه منوتو بار دیگر ضعف ساختاری رسانه‌های وابسته به حمایت‌های بیرونی را آشکار کرد؛ شبکه‌ای که در سال‌های اخیر با رویکردی جانبدارانه در تحولات داخلی ایران و حمایت تبلیغاتی از جریان‌های ضدایرانی، از اعتبار حرفه‌ای فاصله گرفت و اکنون با قطع پشتوانه مالی، به گفته ناظران، وارد مرحله‌ای از ورشکستگی رسانه‌ای و راهبردی شده است.

اعلام تعطیلی شبکه منوتو را می‌توان فراتر از پایان فعالیت یک رسانه ماهواره‌ای ارزیابی کرد؛ رخدادی که بیش از هر چیز، از فرسودگی یک پروژه رسانه‌ای-سیاسی و وابستگی عمیق آن به حمایت‌های بیرونی حکایت دارد. این شبکه که در مقاطع مختلف کوشید خود را به‌عنوان یک رسانه سرگرمی‌محور و در عین حال اثرگذار معرفی کند، در عمل طی سال‌های اخیر به یکی از بازوهای تبلیغاتی جریان‌های معاند علیه جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد.

منوتو در بزنگاه‌های حساس، به‌ویژه در جریان اغتشاشات و ناآرامی‌های اخیر در ایران، نقشی فراتر از یک رسانه خبری یا تحلیلی ایفا کرد. پوشش گزینشی وقایع، برجسته‌سازی آشوب‌ها، و بازتاب هدفمند روایت‌هایی که به تشدید التهاب اجتماعی کمک می‌کرد، نشان داد این شبکه نه بر مبنای اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری، بلکه در چارچوب یک دستور کار سیاسی عمل می‌کند. چنین عملکردی سبب شد منوتو در نگاه بسیاری از ناظران، از یک رسانه سرگرمی‌محور به تریبونی برای عملیات روانی علیه افکار عمومی ایران بدل شود.

در ادامه همین مسیر، مواضع و برنامه‌های این شبکه در قبال تحولات منطقه‌ای و به‌ویژه جنگ اخیر ایران و آمریکا صهیونی نیز بار دیگر ماهیت جانبدارانه آن را آشکار کرد. منوتو به‌جای اتخاذ رویکردی تحلیلی و بی‌طرف، عملاً در کنار روایت‌های ضدایرانی قرار گرفت و به حمایت تبلیغاتی از جریان‌هایی پرداخت که در تقابل مستقیم با منافع ملی ایران قرار دارند. این همسویی، به‌ویژه در میان مخاطبان ایرانی، به تضعیف بیشتر اعتبار شبکه انجامید و فاصله آن را با هرگونه ادعای استقلال و حرفه‌ای‌گری افزایش داد.

از منظر ساختار مالی نیز تعطیلی منوتو قابل پیش‌بینی بود. رسانه‌ای که بر پایه حمایت‌های بیرونی، سرمایه‌گذاری‌های غیرشفاف و ملاحظات سیاسی بنا شود، در صورت کاهش یا قطع این پشتوانه‌ها، به‌سرعت با بحران بقا مواجه خواهد شد. به بیان دیگر، بحران مالی منوتو تنها یک نشانه بیرونی از فروریختن مدلی است که از ابتدا بر وابستگی استوار بود؛ مدلی که تا زمانی ادامه می‌یابد که برای حامیانش کارکرد سیاسی داشته باشد.

در همین چارچوب، برخی تحلیلگران این تعطیلی را نه یک وقفه موقت، بلکه نشانه‌ای از ورشکستگی دائمی این شبکه می‌دانند؛ ورشکستگی‌ای که هم جنبه مالی دارد و هم جنبه اعتباری و راهبردی. شبکه‌ای که سرمایه اصلی خود را بر نفی واقعیت، تشدید شکاف‌های اجتماعی و همراهی با پروژه‌های ضدایرانی گذاشته باشد، در نهایت با بحران اعتماد و کاهش مخاطب مواجه می‌شود. منوتو نیز از این قاعده مستثنا نبود و اکنون تعطیلی آن را می‌توان نتیجه طبیعی همین مسیر دانست.

این رخداد همچنین پیامی روشن برای دیگر رسانه‌های وابسته دارد: اتکا به بحران‌آفرینی علیه ایران، نه راهبردی پایدار برای ادامه حیات رسانه‌ای است و نه تضمینی برای حفظ نفوذ. تجربه منوتو نشان داد رسانه‌ای که هویت خود را بر دشمنی، تحریف و جانبداری بنا کند، هرچند ممکن است در مقاطعی توجه جلب کند، اما در بلندمدت با فروپاشی اعتبار و کاهش حمایت‌ها روبه‌رو خواهد شد.

در نهایت، تعطیلی منوتو را باید پایان یک نمونه شکست‌خورده از رسانه‌سازی وابسته دانست؛ نمونه‌ای که ثابت کرد هر رسانه‌ای که به‌جای حرفه‌ای‌گری، بر پروژه‌های سیاسی و تخریبی تکیه کند، دیر یا زود با واقعیت‌های اقتصادی و اجتماعی روبه‌رو خواهد شد. این تعطیلی، بیش از آنکه صرفاً یک خبر باشد، نشانه‌ای از پایان تدریجی یک الگوی فرسوده در جنگ رسانه‌ای علیه ایران است.

https://hoorkhabar.ir/718659کپی شد!
1435
 

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *