معادلات تهران و غافلگیری بزرگ در جبهه های نوظهور
هورخبر – این روزها فضای رسانهای مملو از تحلیلهای ضد و نقیض درباره آینده سیاسی ایران است، اما برای درک حقیقت آنچه در لایههای زیرین قدرت میگذرد باید از سطح عبور کرد و به سه گزاره راهبردی نگریست که شاکله ایستادگی تهران را بازتعریف میکنند:
اول؛ اشراف بر پروژههای «بدیلسازی»
تبلیغات گسترده پیرامون مهرهچینیهای سیاسی و ساختن آلترناتیوهای پوشالی برای ایران بیش از آنکه یک تهدید میدانی باشد، یک ویترین رسانهای است. واقعیت این است که دستگاههای اطلاعاتی ایران مدتهاست بر جزئیات این سناریوها خیمه زدهاند. بسیاری از این پروژهها پیش از آنکه از اتاقهای فکر غربی به مرحله اجرا برسند در نطفه خنثی شدهاند. تهران نشان داده که نه تنها بازی را میشناسد بلکه قواعد بازی دشمن را در زمین خودش تغییر میدهد.
دوم؛ استقلال تصمیمگیری در غوغای «تفاهم»
اخبار پراکندهای که از دیروز درباره تفاهم میان ایران و آمریکا مخابره میشود را نباید به مثابه تغییر در دکترین سیاست خارجی تلقی کرد. در میدان سیاست تهران واقعیتها با تیترهای رسانههای درجهدوی غربی ساخته نمیشوند. جمهوری اسلامی هیچ ضرورتی نمیبیند که با هر موج رسانهای وارد بازی تکذیب یا تأیید شود. بله، تبادل پیامها به عنوان یک ابزار دیپلماتیک همواره وجود داشته اما آنچه روی میز باقی مانده شروط صلب و تغییرناپذیر ایران است؛ تهران بر مدار معادلات خودش حرکت میکند نه بر اساس فضاسازی واشنگتن.
سوم؛ جبهههای نوظهور و غافلگیری بزرگ
اما کلیدیترین بخش ماجرا در عمق سخنان امام سید مجتبی خامنهای و بیانیه اخیر سپاه پاسداران نهفته است: ما رسماً از دوران صبر راهبردی به عصر تهاجم هوشمند ورود کردهایم. گشوده شدن جبهههای تازهای که دشمن حتی مختصات آن را در نقشههایش ندارد، یک شعار نیست؛ یک تغییر فاز عملیاتی است. جبهههایی که دشمن در آنها نه تجربه جنگیدن دارد و نه ابزار مقابله. پیام روشن است؛ اگر جنگی در بگیرد دیگر جغرافیای آن به مرزهای منطقه محدود نخواهد ماند. جهان باید خود را برای رویارویی با قدرتی آماده کند که حالا دیگر قواعد جنگ کلاسیک را به رسمیت نمیشناسد.