هندسه پیروزی و رسالت روایت در امتداد بعثت مردم و اقتدار میدان
هورخبر – در جهان کنونی جنگها دیگر تنها در جغرافیای مرزها یا در هیاهوی خیابانها خلاصه نمیشوند. حقیقت آن است که هر نبردی برای آنکه به فتح ماندگار بدل شود نیازمند یک هندسه دقیق است؛ هندسهای که رهبر هوشمند انقلاب با درایتی کمنظیر ضلع سوم و حیاتی آن را ترسیم کردند تا نقشه دشمن برای همیشه ناقص بماند. اگر بخواهیم این صحنه را کالبدشکافی کنیم، با سه ضلع بنیادین روبرو هستیم. ضلع نخست میدان است؛ جایی که فراتر از ادوات نظامی، ارادهها با هم پنجهدرپنجه میشوند. میدان عرصه سختافزاری قدرت است که با ایثار و اقتدار راه را بر نفوذ فیزیکی دشمن میبندد. ضلع دوم خیابان است؛ خیابان یعنی بعثت دوباره مردم؛ یعنی همان حضور آگاهانهای که ریشه در اصالت انقلاب چهلواندی ساله دارد. میراثی که آجر به آجرش با دستان معمار کبیر انقلاب و خون امام شهیدمان بنا شده و امروز پشتوانه اصلی نظام است.
اما آنچه این دو ضلع را به هم پیوند میزند و پیروزی را از گزند تحریف مصون میدارد، ضلع سوم، یعنی روایت است. روایت تنها تعریف یک ماجرا نیست؛ بلکه امتداد پیروزی در تاریخ است. اگر میدان فتح شود اما روایت دست دشمن بیفتد، پیروزی تلختر از شکست خواهد بود. به همین دلیل است که میبینیم شروری چون ترامپ، شب و روز خود را در رسانهها میگذراند تا با واژهها شکستهای میدانیاش را بزک کند و روایت جعلی بسازد.
اما پرسش نهایی می گوید این هندسه چگونه از روی کاغذ به صحنهی واقعیت منتقل میشود؟ پاسخ در یک نوزایی تشکیلاتی نهفته است. تکلیف امروز خروج از پیلهی انفعال و عبور از کلیشههای بخشنامهای است. تدبیر جدید رهبری فراخوانی برای ایجاد قرارگاههای سیار روایت است؛ جایی که هنرمند نه به مثابه یک پیمانکار، بلکه در مقام یک مجاهد تبیین باید نبض خیابان و حماسهی میدان را در لحظه شکار کند. عملیاتی کردن این ضلع سوم یعنی پیوند زدن دوربین قلم و بوم به پوتینهای میدان. ما نیازمند لشکری از روایتگران داوطلب هستیم که پیش از آنکه غبار تحریف دشمن بر واقعیت بنشیند، با زبان هنر مدرن و ذائقهشناسی جهانی، پیروزی را تثبیت کنند. کار زینبی امروز یعنی نگذاریم پیروزیهای راهبردی ما در پیچوتاپ بروکراسیهای فرهنگی پیر و فرسوده شوند. باید با بهرهگیری از شبکههای مردمی و ظرفیتهای بیپایان فضای مجازی روایت را از انحصار رسانههای رسمی خارج کرده و آن را به یک جهاد عمومی بدل کنیم. این همان نقطهای است که در آن هنر نه یک ویترین، بلکه به سلاح برنده و بُرندهای تبدیل میشود که حصار ادراکی دشمن را درهم میشکند؛ تکلیفی که با نشستن و نگریستن ادا نمیشود، بلکه مستلزم حضوری تمامقد در متن معرکه است. اینگونه است که روایت مقاومت نه فقط به عنوان یک خاطره بلکه به مثابه یک واقعیت مسلط آینده را فتح خواهد کرد.