بنبست دیپلماسی و بازگشت به میدان؛ هزینهی سنگین یک تجاوز احتمالی برای واشینگتن
هورخبر – در شطرنج خونین خاورمیانه مهرهها به شکلی چیده شدهاند که گویی صدای تیکتاک یک بمب ساعتی بیش از هر زمان دیگری به گوش میرسد. طی روزهای اخیر سایه سنگین یک تجاوز جدید علیه ایران فضای تحلیلهای جهانی را تیره کرده است. اما این بار ماجرا از جنس بیانیههای دیپلماتیک نیست؛ بلکه از جنس بنبست ارادههاست.
واقعیت این است که دونالد ترامپ با رد صریح اصلاحات پیشنهادی تهران در پیشنویس تفاهمنامه، عملاً روی میز مذاکره خاک پاشیده است. سکوت معنادار واشینگتن پس از این«نه» بزرگ، نشان میدهد که کاخ سفید احتمالاً از دالان دیپلماسی خارج شده و به دنبال میانبُری در میدان نبرد میگردد. اگر تبادل پیامهای پشتپردهای که مقامات ایرانی از آن دم میزنند به سنگ بخورد، باید بپذیریم که پیشنهادهای ایران آخرین تیر ترکش مذاکره بوده و حالا نوبت به زنگ خطر رسیده است.
امروز تحلیلگران بر این باورند که تا وقتی رشتههای تماس هرچند نازک میان تهران و واشینگتن برقرار باشد شبح یک جنگ تمامعیار دور خواهد ماند، اما مشکل اینجاست که این رشتهها به شدیدترین حالت ممکن کشیده شدهاند و با رسیدن مذاکرات به نقطه انجماد سناریوی حمله محدود از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی از یک احتمال به یک تهدید جدی تغییر ماهیت داده است، به طوری که برآوردها نشان میدهد کانون این تجاوز احتمالی بر نقاط استراتژیکی همچون زیرساختهای حیاتی انرژی و تاسیسات حساس هستهای متمرکز شده و یا حتی ممکن است بار دیگر به خطای راهبردی عملیاتهای تروریستی پناه ببرند.
اما تهران نشان داده که اهل غافلگیری نیست بلکه هنر پاسخهای مهندسی شده را به خوبی میشناسد و با اشراف بر این تحرکات نه تنها درگیری را نزدیک میبیند بلکه با بهروزرسانی بانک اهداف خود این پیام را صادر کرده که هرگونه ماجراجویی شعلههای پاسخ را به اعماق اراضی اشغالی و پایگاههای میزبان نیروهای آمریکایی در خلیج فارس خواهد کشاند.
نهایتا نباید فراموش کرد که این آتشبس ۴۰ روزه برای ایران صرفاً یک سکوت نظامی نبود؛ بلکه فرصتی طلایی برای بازسازی توان اقتصادی، تقویت بنیه نظامی و تثبیت موقعیت راهبردی در منطقه بود. ترامپ و اتاق فکرهای رژیم صهیونیستی باید این حقیقت تلخ را بپذیرند حمله نظامی به ایرانی که از لاک دفاعی خارج شده و بر لبهی اقتدار ایستاده نه یک پیروزی، که یک خودکشی استراتژیک خواهد بود.