کویت در تقاطع آتش و جغرافیا؛

چرا همسایه آرام، هدف راهبردی تهران شد؟

بارانِ موشک بر سر همسایه‌ی آرام، پرده از یک پارادوکس خونین برداشت: چگونه ناجی دیروز کویت، امروز به آهن‌ربای تهدید علیه موجودیت این کشور بدل شده است؟

هورخبر – حمله مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران در ۲۸ فوریه فراتر از یک درگیری محدود بود و مثل صاعقه‌ای انبار باروت خلیج فارس را به آتش کشید. در این میان وضعیت کویت از همه عجیب‌تر است. کشوری که یک دهه تمام با دیپلماسی نرم سعی داشت توازنی میان خود و تهران ایجاد کند حالا ناگهان زیر ضربات سنگین پهپادها و موشک‌های ایرانی قرار گرفته است. آمارهای نظامی نشان می‌دهند که تا اواخر مارس بیش از هزار پرتابه قلب این کشور کوچک را نشانه رفته‌اند. حملات مذکور از تأسیسات آب‌شیرین‌کن و زیرساخت‌های انرژی گرفته تا فرودگاه اصلی کویت را در بر می‌گیرد و حالا سوال بزرگ تحلیلگران این است که چرا تهران برای تلافی به سراغ کویت رفته و چنین پاسخ تندی را انتخاب کرده است.

پاسخ را نباید در مناسبات دیپلماتیک بلکه باید در نقشه جغرافیایی و استقرار نظامی جستجو کرد. کویت امروز میزبان ۱۳ هزار نیروی آمریکایی است؛ حضوری که این کشور را به یک ناو هواپیمابر ثابت در نزدیکی سواحل ایران بدل کرده است. از منظر دکترین نظامی تهران، هر وجب از خاکی که چکمه‌ی سرباز آمریکایی بر آن کوبیده شود، بخشی از خط مقدم جبهه دشمن است. ایران با این حجم از آتش در واقع پیامی صریح به آل‌صباح مخابره می‌کند؛ هزینه میزبانی از واشنگتن امنیت ملی شماست. هدف راهبردی، واداشتن کویت به تجدیدنظر در دسترسی‌های نظامی آمریکا و اخراج نیروهای بیگانه از حریم هوایی و زمینی این کشور است.

از سوی دیگر گسل‌های مذهبی در کویت پتانسیل لازم را دارند تا به ابزار فشار ایران برای برهم زدن ثبات داخلی این کشور تبدیل شوند. واقعیت این است که حدود ۳۰ درصد جمعیت کویت را شیعیان تشکیل می‌دهند و تهران طی سال‌ها توانسته با بخش‌هایی از این بدنه ارتباط برقرار کند. اگرچه بخش بزرگی از شیعیان کویت همچنان به خاندان آل‌صباح وفادار مانده‌اند اما پیشینه همسویی فکری و سیاسی برخی گروه‌های خاص با ایران و حزب‌الله لبنان چیزی نیست که از چشم دستگاه‌های امنیتی پنهان بماند. مقامات کویتی حالا به شدت نگرانند که مبادا مهره‌های تحت حمایت ایران دوباره همان سناریوهای دوران جنگ ایران و عراق را تکرار کنند و امنیت داخلی کشور را از درون به چالش بکشند.

کویت در یک بن‌بست تاریخی گرفتار شده است. حافظه جمعی این کشور هنوز زخم‌های اشغال توسط صدام در سال ۱۹۹۰ را با خود دارد؛ تجربه‌ای که به آن‌ها آموخت بی‌طرفی در برابر متجاوز مصمم سرابی بیش نیست و تنها چتر امنیتی آمریکا می‌تواند بقای آن‌ها را تضمین کند. اما پارادوکس فعلی اینجاست که در سال ۱۹۹۱ آمریکا برای نجات کویت آمد درحالی‌که امروز خاک کویت را برای حمله به همسایه‌اش به کار گرفته است. همین تغییر نقش، کویت را از یک پناهنده امنیتی به یک هدف مشروع برای حملات تلافی‌جویانه تبدیل کرده است.

رهبری کویت امروز بر لبه‌ی تیغ راه می‌رود. از سویی وابستگی به چتر امنیتی واشنگتن به دلیل نبود جایگزین منطقه‌ای، همچنان یک ضرورت حیاتی است؛ و از سوی دیگر همین وابستگی، کشور را به سیبل موشک‌های تهران بدل کرده است. کویت اگرچه همچنان سپاسگزار آزادی‌بخش‌های سال ۹۱ است، اما دریافته که در جغرافیای جدید قدرت، تضمین‌های قدیمی دیگر اعتبار سابق را ندارند. بازنگری در راهبردهای امنیتی و حرکت به سمت همکاری‌های منطقه‌ای شاید تنها راه خروج از این بحران خودساخته باشد؛ مسیری که در آن کویت باید بین پایگاه بودن برای غرب و امنیت در شرق، توازنی نوین برقرار کند.

https://hoorkhabar.ir/718439کپی شد!
1869

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *