عبور ایران از بازدارندگی فعال به قدرت پیشکنشگر
هورخبر – تقابل ۴۰ روزه میان ایران و ائتلاف آمریکا و رژیم صهیونیستی، فراتر از یک درگیری نظامی ساده نشاندهنده تغییر بنیادین در تراز قدرتهای منطقهای است. این نبرد که در تحلیلهای راهبردی جنگ گذار نامیده میشود پایانی بر دوران سلطه مطلق یکجانبه و آغاز عصر چندقطبی شدن در خاورمیانه است. ایران در این روزها با بهرهگیری از دفاع شناختی و بازدارندگی فعال توانست معادلات سنتی نظامی را که بر پایه برتری تکنولوژیک غربی بود به چالش بکشد. استفاده از پهپادها و موشکهای دقیق نه تنها پوشش امنیتی مرزها بلکه لایه جدیدی از نقشآفرینی در جنگهای ترکیبی را به نمایش گذاشت.
رژیم صهیونیستی که زمانی خود را به عنوان بازوی پیشرو در منطقه میشناخت اکنون با بحران امنیت وجودی و شکست در بازدارندگی روبروست، این رژیم در مواجهه با استراتژی عمق دفاعی ایران دریافت که ابزارهای کلاسیک نظامی برای مقابله با شبکهی مقاومت کارآمد نیست. از سوی دیگر نقش ایالات متحده نشان داد که استراتژی بازگشت به خلیج فارس با هزینههای سیاسی و نظامی بسیار سنگین با مقاومت سخت ایران روبروست،
آمریکا اکنون در یک تله استراتژیک گرفتار شده است یا باید به هزینههای سنگین مداخله ادامه دهد یا از نقش خود به عنوان ضامن امنیت منطقه عقبنشینی کند این تقابل مفهوم هژمونی را در منطقه تحت تاثیر قرار داده و فضای را برای ظهور قدرت نوظهور ایران باز کرده است. ایران نیز با حفظ یکپارچگی سیاسی و مدیریت بحران در سطح عملیاتی ثابت کرد که قدرت سخت(نظامی) و قدرت نرم(وطن پرستی و اتحاد) خود را به درستی ترکیب کرده است.
جایگاه ایران در تحولات آینده دنیا نه به عنوان یک بازیگر منطقهای بلکه به عنوان یک قطب توازنبخش در نظام چندقطبی خواهد بود. آینده جهان به سمت امنیت مبتنی بر منطقه حرکت میکند یعنی قدرتهای منطقه ای حق تعیین سرنوشت خود را از دیکتههای فرا منطقه ای خواهند داشت. ایران در این ساختار جدید به دلیل تسلط بر تنگههای استراتژیک و توانمندیهای دفاعی به یک نهاد صیانتی در برابر آشفتگیهای جهانی تبدیل شده است.
تحولات آینده نشان میدهد که معادلات انرژی و امنیت غذایی به شدت با ثبات سیاسی ایران گره خورده است. توازن قدرت میان شرق(چین و روسیه) و غرب، ایران را به یک بازیگر کلیدی در مدیریت تعارضات جهانی تبدیل خواهد کرد. شکست استراتژی تغییر رژیم در این دوره راه را برای پذیرش واقعیتهای جدید در دیپلماسیهای آتی باز میکند.
ایران با عبور از این مرحله، از یک قدرت واکنشی به یک قدرت پیشکنشگر در مدیریت بحرانهای بینالمللی تبدیل شده است. قدرت نظامی ایران اکنون به یک ضمانت اجرایی برای حفظ حقوق ملی و مواضع سیاسی در عرصههای بینالمللی تبدیل گشته است.
در آیندهای نزدیک شاهد گذار از نظم مبتنی بر قوانین تحمیمی به نظمی مبتنی بر واقعگرایی سیاسی خواهیم بود. این گذار جایگاه ایران را در بلوکهای اقتصادی و امنیتی جدید(مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای) تثبیت میکند. برخلاف تصورات سنتی ایران نه تنها در برابر فشارها فرو نریخت بلکه ساختار قدرت خود را در برابر فشارهای خارجی بازسازی کرد. این بازسازی زیربنای اصلی برای مشارکت ایران در بازسازی نظم نوین جهانی پس از دوران تکقطبی است. رژیم صهیونیستی با این تقابل به شدت آسیب دید و توانایی ائتلافسازی با قدرتهای منطقهای را از دست داده است.
آمریکا نیز با بروز شکافهای داخلی و خستگی از جنگهای دوردست با چالش جدی در بازتعریف نقش خود روبروست. ایران با مدیریت هوشمندانه این ۴۰ روز، پیام شفافی به جهان ارسال کرد: امنیت در منطقه بدون مشارکت بازیگران اصلی غیرممکن است. آینده متعلق به کشورهایی است که توانایی ترکیب فناوری، دیپلماسی و قدرت نظامی را داشته باشند، مسیری که ایران در آن پیشرو و یکه تازی میکند. گذار از دوران تضعیف هدفمند به دوران قدرتافزایی ساختاری بزرگترین دستاورد ایران در این تحولات است.
در نهایت، جهان جدیدی در حال شکلگیری است که در آن ایران به عنوان یک ستون اصلی ثبات و توازن نقشی غیرقابل چشمپوشی خواهد داشت. این تقابل نقطهی عطفی بود که تاریخ را از صفحه تکقطبیگری به صفحه تکثرگرایی و عدالت در قدرت ورق خواهد زد.