کابوس ارزان قیمت پنتاگون در نبرد فرسایشی
هورخبر – گزارش اخیر نیویورکتایمز فراتر از یک تحلیل رسانهای نوعی اعتراف استراتژیک به تغییر قواعد بازی در خاورمیانه است. ایران امروز در قامت حریفی ظاهر شده که نه با بمبهای اتمی خیالی بلکه با منطق ارزانسازی جنگ، ابرقدرت جهان را در گوشه رینگ حوادث گرفتار کرده است. وقتی از هزینه ۳۵ میلیارد دلاری سخن میگوییم در واقع از فروپاشی منطق اقتصادی پنتاگون حرف میزنیم؛ جایی که تنها در شش روز نخست درگیری بیش از ۱۱ میلیارد دلار از جیب مالیاتدهندگان آمریکایی دود شد و به هوا رفت. این یعنی ماشین جنگی ایالات متحده با تمام ابهتش در برابر راهبردی قرار گرفته که هزینه فرسودن آن به مراتب کمتر از هزینه سرپا نگه داشتنش است.
پاشنه آشیل آمریکا دقیقا همان جایی است که سالها به آن افتخار میکرد یعنی تکنولوژیهای فوقپیشرفته و گرانقیمت. سامانه پاتریوت و موشکهای اسام۲ برای شکار جنگندههای چند ده میلیون دلاری طراحی شدهاند نه برای مقابله با انبوه پهپادهایی که هزینه ساخت هر کدامشان شاید کمتر از هزینه تعویض قطعات ساده یک بوئینگ باشد. این نبرد، نبرد دلار در برابر سنت است و در این ترازوی نامتوازن برندهی نهایی کسی است که بتواند با کمترین هزینه بیشترین فرسایش را به حریف تحمیل کند. ایران با درک درست از این خلاء، سرمایهگذاری دفاعی غرب را به چالش کشیده است.
بحران واقعی زمانی رخ میدهد که ذخایر موشکهای رهگیر به پایان برسد. کارشناسان دفاعی آمریکا امروز با وحشتی دستبهگریباناند که ریشه در سرعت تولید دارد. واقعیت تلخ برای واشنگتن این است که کارخانههای اسلحهسازی غرب نمیتوانند با سرعت پرتاب پهپادهای ایرانی موشک رهگیر گرانقیمت تولید کنند. این یک بنبست لجستیکی است؛ یعنی آمریکا پیش از آنکه در میدان نظامی زمینگیر شود در میدان لجستیک و زنجیره تأمین از پا درخواهد آمد.
از طرفی رویاهای هالیوودی مانند سامانههای لیزری و تسلیحات پیشرفته نوری هنوز در پیچوخمهای آزمایشگاهی باقی ماندهاند و در میانمدت هیچ گرهی از کار فروبسته فرماندهان مستأصل میدانی باز نخواهند کرد. تهران با هوشمندی تمام و با تکیه بر دکترین نبرد نامتقارن شکافی عمیق در ساختار دفاعی غرب پیدا کرده که با هیچ بودجه کلانی پر نمیشود و این دقیقاً همان نقطه شکست ابهت نظامی واشنگتن است. این وضعیت نه فقط یک غافلگیری ساده نظامی بلکه نشانهای از یک بلوغ استراتژیک در محاسبات نیروی نظامی ایران است که به خوبی درک کرده در شطرنج نوین جهانی لزوماً آنکه خزانهای انباشتهتر دارد فاتح نهایی دوئل نخواهد بود. ایران عملاً ثابت کرد که میتوان با بهرهگیری از ابزارهای ارزان اما دقیق و مرگبار پیچیدهترین طرحهای دفاعی ابرقدرتها را فلج کرد و رقیب را در باتلاقی از هزینههای سرسامآور و انبارهای خالی از مهمات به زانو درآورد. در نهایت باید گفت این تغییر موازنه به نفع سلاحهای ارزانقیمت ایران کابوسی ماندگار برای پنتاگون ساخته است که در آن برتری تکنولوژیک آمریکا در برابر ذکاوت عملیاتی ایران رنگ میبازد. فرجام این مسیر برای ایالات متحده یا یک عقبنشینی پرهزینه خواهد بود و یا غرق شدن در جنگی که در آن هرچه بیشتر هزینه کنند زودتر به پایان ذخایر راهبردی خود نزدیک میشوند؛ حقیقتی عریان که امروز ستونهای دکترین دفاعی غرب را به لرزه درآورده است.