هراس پشت نقاب اقتدار مجازی
هورخبر – دونالد ترامپ، مردی که همواره تلاش کرده تا تصویر یک مشتزن شکستناپذیر را از خود به نمایش بگذارد، این روزها در تلهای گرفتار شده که روانشناسان سیاسی آن را فرافکنی ضعف از طریق پرخاشگری مینامند. وقتی او با جزییاتی وسواسگونه از نابودی ۱۵۸ کشتی ایرانی سخن میگوید و سامانههای پیشرفته نظامیاش را با ابزارهای مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر مقایسه میکند در واقع نه یک استراتژیست نظامی بلکه مردی مستأصل را به تصویر میکشد که پشت دیواری از اعداد و ارقام خیالی پناه گرفته است. این حجم از تکرار و اصرار بر پیروزی در الفبای سیاست بینالملل نه نشانهی تسلط، بلکه فریاد بلندی برای پنهان کردن یک اضطراب استراتژیک است. قدرت واقعی احتیاجی به توجیهگری مدام ندارد؛ قدرت ساکت است، اما ترامپ آشفته است.
او در حالی از محاصره دریایی سخن میگوید که استقرار ۱۵ ناو جنگی را با لحنی حماسی روایت میکند اما کیست که نداند این نمایشهای پرطمطراق تنها برای آرام کردن لرزش دستان سیاستمداری است که از سایهی واکنشهای پیشبینیناپذیر ایران هراسان است. پیامهای پیدرپی و شبانهروزی او در فضای مجازی بیشتر به سوت زدن در تاریکی میماند؛ تلاشی بیهوده برای ترساندن حریفی که میداند پشت این توئیتهای آتشین قلبی لرزان از وحشت فرورفتن در یک باتلاق بیبازگشت میتپد. ترامپ به خوبی درک کرده که قواعد بازی تغییر کرده است؛ او دیگر با یک حریف منفعل روبرو نیست بلکه با قدرتی مواجه است که حمله پیشدستانه را نه یک انتخاب بلکه یک ضرورت بازدارنده در برابر قلدریهای توخالی میبیند.
در نگاهی عمیقتر این لرزش کلامی مرثیهای بر شکست دکترین فشار حداکثری است. وقتی یک مدعی قدرت برای اثبات کارآمدی نظامیاش به آمارهای مضحک مبارزه با مواد مخدر چنگ میزند یعنی طعم تلخ بنبست را تا انتهای گلو حس کرده است. تاریخ به ما میآموزد که فریادهای بلند ترامپ همواره دقیقترین سنجه برای اندازهگیری ترس او از رویارویی واقعی بوده است. امروز آن ناوهای مستقر در منطقه بیش از آنکه بازوی قدرت واشینگتن باشند، اهدافی در دسترس برای ارادهی پولادین ایراناند که پوچی هیمنهی کاغذی آمریکا را به تماشا گذاشتهاند. ترامپ به خوبی میداند که اقتدار واقعی در سکوت سهمگین پیش از طوفان نهفته است نه در هذیانهای توئیتری مردی که در آستانهی سقوط تنها راه نجات را در جنجال جستوجو میکند.