مهندسی ادراک در بزنگاه آتش بس و فریب محاسباتی پنتاگون برای فرسایش اقتدار زیرساختی ایران
هورخبر – در دنیای خشن رقابتهای تنبهتن قانونی نانوشته وجود دارد که بوکسورهای باسابقه به خوبی آن را درک میکنند؛ تا زمانی که ضربان قلب بالاست و خون در رگها میجوشد، مشتهای سنگین حریف تنها تکانههایی گذرا هستند که در هیاهوی مبارزه گم میشوند. اما امان از لحظهای که زنگ پایان راند به صدا درآید و مبارز به گوشه رینگ پناه ببرد. آنجاست که بدن رو به سردی میرود، آدرنالین فروکش میکند و تازه کوفتگی استخوانها و سوزش زخمهای عمیق خود را به رخ میکشند. این دقیقاً همان بزنگاهی است که جنگ تحمیلی سوم را وارد فاز خطرناک ادراک درد کرده است. پیوستگی نبرد در ماههای اخیر نوعی بیحسی استراتژیک در بدنه لجستیک ایران ایجاد کرده بود که اجازه نمیداد عمق فرسایش زیرساختها بهطور کامل حس شود.
اصرار ناگهانی واشینگتن بر آتشبس حتی با نیمنگاهی به شروط دهگانه تهران، نه از سر صلحطلبی یا عقبنشینی، بلکه یک جراحی دقیق بر روان لجستیک ملی است. آنها خوب میدانند که در وقفه نبرد زخمها سرد میشوند. وقتی چرخهای جنگ از حرکت بازمیایستند تازه مدیران و برنامهریزان متوجه میشوند که چه میزان از توان حیاتی کشور در زاغهها و شریانهای سوختی مستهلک شده است. آمریکا بر روی این فلج ناشی از بیداری درد حساب باز کرده است؛ امیدی واهی به اینکه با نمایان شدن عمق آسیبهای زیرساختی در دوران سکوت توپخانهها، اراده صلب تهران در اتاقهای مذاکره نرم شود.
واقعیت صحنه دیپلماسی اما روایت دیگری دارد. بازگشت تیم آمریکایی به مطالبات حداکثری گذشته آن هم در شرایطی که دولت ترامپ با لرزشهای درونی و انزوای بینالمللی دستوپنجه نرم میکند نشاندهنده یک بنبست عامدانه است. آنها پشت میز مذاکره نشستهاند اما نه برای معامله، بلکه برای زمان خریدن. حملات وحشیانه به زیرساختها درست در آستانه آتشبس پیامی آشکار داشت؛ ایجاد بیشترین درد ممکن برای سرد شدن در دوران وقفه. هدف نهایی این است که ایران در دور بعدی مذاکرات با انبارهایی خالی و زخمهایی دهانباز کرده چارهای جز پذیرش دیکتههای کاخ سفید نداشته باشد.
اما این محاسبات ریاضیوار که ریشه در مدلسازیهای رایانهای پنتاگون دارد از یک حفره بزرگ رنج میبرد؛ این مدلها هر چقدر هم پیشرفته باشند باز هم در فرمولبندی فهم انسانی از تابآوری ناتوانند. طراحان غربی گمان میکنند با سرد کردن زخم قدرت ادامه را سلب میکنند، اما غافل از آنکه طرف ایرانی با اشراف کامل بر این تلهی استراتژیک وارد میدان شده است. اگر واشینگتن بر سردی زخمها قمار کرده، تهران بر بازسازی در سایه و ایمان پولادین تکیه زده است. تاریخ نیز ثابت کرده است که کلاف سردرگم این تقابل با الگوریتمهای هوش مصنوعی گشوده نخواهد شد و بار دیگر دکترینهای خشک تکنولوژیک در برابر واقعیت سخت میدان و اراده ملتی که درد را به اهرم مقاومت تبدیل میکند به زانو درخواهد آمد.