ناظران بی‌عمل یا بازیگران پنهان

بی‌شک تاریخ با نگاهی تیزبین و قضاوتی صریح عملکرد اهالی رسانه را در این برهه حساس به نظاره نشسته است. تصمیماتی که امروز با هدف محافظت از جایگاه آینده گرفته می‌شود، ممکن است در نهایت به بهای نابودی فلسفه وجودی روزنامه‌نگاری تمام شود. رهایی از پیله سکوت و مشارکت فعال در روایت واقعیت تنها راه صیانت از حق دانستن جامعه و ماندگاری در حافظه سپید تاریخ است.

هورخبر – در بزنگاه‌های تاریخی و شرایط پرالتهاب جنگی میان ایران و ایالات متحده، نقش رسانه‌ها و اهالی قلم به عنوان دیده‌بانان حقیقت و ارکان روشنگری جامعه، اهمیتی حیاتی و غیرقابل‌انکار می‌یابد. هر نبردی به‌طور گریزناپذیر پیامدهای عمیق اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به همراه دارد؛ از این رو انتظار می‌رود خبرنگاران با پایبندی به رسالت حرفه‌ای خود از غبار اخبار کاسته و با ارائه اطلاعات دقیق مسیر آگاهی‌بخشی را هموار کنند. با این حال در این میان پدیده سکوت استراتژیک و انفعال برخی روزنامه‌نگاران در شرایط بحرانی، پرسشی تأمل‌برانگیز و نیازمند کالبدشکافی است.

برخی از فعالان رسانه‌ای به‌جای ایفای مسئولیت در قبال افکار عمومی و ترسیم چهره واقعی رویدادها، به حاشیه امن سکوت پناه برده‌اند. این رویکرد اغلب ریشه در سیاست صبر و انتظار دارد؛ گویی این گروه با نگاهی فرصت‌طلبانه در پی تشخیص قطب پیروز نبرد هستند تا پس از فرونشستن غبارها قلاب خود را در آب‌های گل‌آلود بیندازند. چنین رفتاری نه تنها اعتبار نهاد رسانه را خدشه‌دار می‌کند، بلکه به چرخه ویرانگر ابهام و گمراهی در بدنه جامعه دامن می‌زند.

ریشه این سکوت را می‌توان در هراس از هزینه‌های سیاسی و اجتماعی جست‌وجو کرد. برخی روزنامه‌نگاران ترجیح می‌دهند تا مشخص شدن موازنه قدرت از هرگونه تحلیل صریح یا نقد چالش‌برانگیز خودداری کنند تا مبادا با شکست طرف مورد حمایتشان سرمایه اجتماعی و جایگاه سیاسی خود را از دست بدهند. این عافیت‌طلبی رسانه‌ای باعث می‌شود که تحلیلگر به‌جای ایستادن در سمت حقیقت، به تماشاگر منفعلی بدل شود که تنها پس از پایان بازی، به تشویق تیم برنده می‌پردازد.

پیامد مستقیم این بی‌عملی سوق یافتن رسانه به سمت جریان‌های جانبدارانه و پنهان است. روزنامه‌نگاری که به‌جای تبیین واقعیت به انتظار مصلحت نشسته است ناخواسته به ابزار تبلیغاتی قدرت‌ها و ذینفعان اقتصادی تبدیل می‌شود. این انفعال صدای نخبگان و نیاز واقعی توده‌های مردم به تحلیل‌های راهگشا را خفه کرده و بذری از بی‌اعتمادی عمومی می‌پاشد که ثمره‌ای جز فروپاشی مرجعیت رسانه‌ای نخواهد داشت.

این معضل، منحصر به بحران فعلی نیست، بلکه به الگویی تکرار شونده در تاریخ معاصر بدل شده است. لذا امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز به خودآگاهی حرفه‌ای و بازگشت به اخلاق روزنامه‌نگاری احساس می‌شود. پایبندی به شفافیت و پاسخگویی نه یک انتخاب بلکه وظیفه‌ای است که در هیچ شرایطی نباید قربانی مصالح زودگذر شود.

بی‌شک تاریخ با نگاهی تیزبین و قضاوتی صریح عملکرد اهالی رسانه را در این برهه حساس به نظاره نشسته است. تصمیماتی که امروز با هدف محافظت از جایگاه آینده گرفته می‌شود، ممکن است در نهایت به بهای نابودی فلسفه وجودی روزنامه‌نگاری تمام شود. رهایی از پیله سکوت و مشارکت فعال در روایت واقعیت تنها راه صیانت از حق دانستن جامعه و ماندگاری در حافظه سپید تاریخ است.

https://hoorkhabar.ir/718306کپی شد!
2629
 

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *