خوزستان نبض تپنده غیرت در بحران ها

خوزستان، دیده بان بیدار و قلب تپنده جنوب است؛ پس باید همیشه در صدر اولویت‌ها و در کانون تصمیمات کلان کشور باقی بماند. این آزمون بزرگ اسفند ۱۴۰۴، نباید یک خاطره زودگذر باشد، بلکه باید به نقطه عطفی برای شکوفایی وحدت پایدار در کل ایران تبدیل شود. مردمی که در روز واقعه نلرزیدند، شایسته آن‌اند که در روز صلح عزیزترین باشند و هیچ مصلحتی بالاتر از حفظ این پیوند عمیق نباشد.

هورخبر – آن شب که غرش موشک‌های غریبه خواب نخلستان‌ها را آشفت، خیال باطل دشمن این بود که خوزستانی ها زیر بار سنگین ناملایمات، کمر خم کرده‌اند. آن‌ها روی زخم‌های قدیمی حساب باز کرده بودند و گمان می‌بردند این بار، سفره مردم از غیرتشان جدا شده و راه را برای آشوب باز می‌کنند. تصورشان این بود که با آن ضربه سهمگین در اسفند و فروردین ماه دیگر کسی نای ایستادن در پای اروند و کارون را ندارد و گسست‌ها عمیق شده است. اما معجزه‌ای که در کوچه ‌پس‌کوچه‌های داغ این استان رخ داد و تمام نقشه‌های اتاق فکرهای تل‌آویو و واشینگتن را به خاکستر تبدیل کرد. مردمان دیار آفتاب با همان شجاعتی که هشت سال جنگ را تاب آوردند دوباره به میدان آمدند؛ نه با مشت‌های گره‌کرده علیه خودی، که با آغوشی گشوده برای میهن.

در آن هیاهو یزله‌های حماسی برادران عرب، با غیرت تاریخی بختیاری ها و اقوام دیگر استان گره خورد تا ثابت شود این خاک هرگز تجزیه‌پذیر نیست. دشمن فهمید که خوزستان تنها یک جغرافیا یا مخزن نفت نیست؛ اینجا ریشه در جان آدم‌هایی دارد که با خون خود مرزها را بیمه کرده‌اند. این برادری و صفای بی‌ریا که در سیاه‌ترین شب‌های موشک‌باران جوانه زد باارزش‌ترین گنجینه‌ای ست که امروز برای ما به جا مانده است.

روزی که ان شاالله گرد و غبار نبرد فرونشیند، مبادا این مردم نجیب و صبور را در پیچ و خم بروکراسی و تصمیمات سلیقه‌ای به فراموشی بسپاریم. تاریخ به ما آموخته که اگر این همدلیِ روزهای سخت به یک اتحاد ساختاری تبدیل نشود، دشمن از کوچکترین ترک‌ها دوباره نفوذ خواهد کرد. پس امروز سنگر ما در روزهای پساجنگ احترام به کرامت و تفاوت‌های همین مردمی است که در اوج خطر سینه سپر کردند.

در سویی دیگر نمی‌شود کسی را که زیر باران آتش فریاد «ایران» سر داده به خاطر نوع پوشش یا نگاه متفاوت سیاسی‌اش، از قطار انقلاب پیاده کرد. هر جوانی که در خیابان‌های اهواز، آبادان، ماهشهر، شادگان و… ایستاد، بی‌تردید دلسوز این خانه پدری است و نباید با برخوردهای تند طرد شود.

برای حفظ این اتحاد طلایی باید از این پس ترازویی به نام مراقبت از انسجام اجتماعی در دست بگیریم و در تمام قوانین لحاظ کنیم. هر بخشنامه و هر تصمیمی در سطح استان باید اول از این صافی بگذرد: آیا این کار، دل‌های مردم را به هم نزدیک‌تر می‌کند؟

پروژه‌های ما نباید فقط پیوست زیست‌محیطی داشته باشند؛ بلکه باید پیوست تقویت سرمایه اجتماعی را به عنوان یک اصل حیاتی دارا باشند. خوزستان ثابت کرد که در اوج بحران، عاقل‌تر و صبورتر از بسیاری از مدعیان سیاست است و نباید با تصمیمات شتاب‌زده این آرامش را آزرد.

منبعد نوبت مسئولان است که این عقلانیت مردمی را در متن حکمرانی خود جاری کنند و مانع از شکل‌گیری شکاف‌های تازه و گزنده شوند. جوامع پیشرو آن‌هایی هستند که بدانند سرمایه اجتماعی، حتی از ذخایر ارزی و میادین نفتی‌شان هم برای امنیت ملی حیاتی‌تر است. وحدتی که در میان شعله‌های آتش موشک ساخته شد مقدس است؛ نباید اجازه داد در روزهای صلح با بی‌تدبیری و بخشی‌نگری به سردی بگراید.

حملات دشمن علی‌رغم تمام تلخی‌ها و داغ‌های بزرگی که بر دل می نشاند یک خیر کثیر دارد و آن بازخوانی دوباره معنای «ما» است. اگر امروز قدر این همبستگی را بدانیم و آن را در نهادهای حکومتی نهادینه کنیم، پیروزی واقعی ما در برابر دشمن امضا خواهد شد.

خوزستان، دیده بان بیدار و قلب تپنده جنوب است؛ پس باید همیشه در صدر اولویت‌ها و در کانون تصمیمات کلان کشور باقی بماند. این آزمون بزرگ اسفند ۱۴۰۴، نباید یک خاطره زودگذر باشد، بلکه باید به نقطه عطفی برای شکوفایی وحدت پایدار در کل ایران تبدیل شود. مردمی که در روز واقعه نلرزیدند، شایسته آن‌اند که در روز صلح عزیزترین باشند و هیچ مصلحتی بالاتر از حفظ این پیوند عمیق نباشد.

https://hoorkhabar.ir/718293کپی شد!
1974
 

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *