موازنه قدرت در نبرد زیرساختها

جنگ زیرساختی امروز فقط نبردی برای تخریب تأسیسات نیست، بلکه رقابتی برای تحمیل بازدارندگی و تغییر محاسبات سیاسی و نظامی طرف مقابل به شمار می‌رود. در این معادله هر پاسخ حساب‌شده می‌تواند توازن هزینه و فایده را جابه‌جا کند و دامنه درگیری را از سطح عملیات میدانی به سطحی راهبردی‌تر بکشاند.

هورخبرتحولات اخیر در عرصه درگیری‌های زیرساختی نیازمند بازنگری در رویکردهای سیاسی و نظامی منطقه است. پاسخ به حملات علیه زیرساخت‌های حیاتی مستلزم اتخاذ استراتژی‌های بازدارنده، چندلایه و سنجیده است. در این میان نقش فعال و مؤثر نیروهای مقاومت به‌ویژه در تقابل با رژیم صهیونیستی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

در گام نخست تمرکز باید بر افزایش فشار بر مراکز و زیرساخت‌هایی باشد که به طور مستقیم یا غیرمستقیم با منافع آمریکا در منطقه مرتبط هستند. هدف از این اقدام جلب توجه متحدان عربی و خود واشنگتن به پیامدهای ادامه تنش‌هاست. این فشار بیش از آنکه ماهیتی صرفاً نظامی داشته باشد حامل پیامی بازدارنده و سیاسی روشن است.

گام بعدی متوجه زیرساخت‌های حیاتی رژیم صهیونیستی است؛ زیرساخت‌هایی که اقتصاد، منابع انرژی و شریان‌های درآمدی آن را تغذیه می‌کنند. رویکرد مذکور بر این اصل استوار است که طرف مقابل نباید تصور کند می‌تواند هزینه‌ای را به دیگری تحمیل کند، در حالی که خود از تبعات آن مصون می‌ماند.

تجربه نشان داده است تل‌آویو همواره زیرساخت‌های اقتصادی را بخشی از میدان نبرد تلقی می‌کند. بنابراین هرگونه پاسخ متقابل نیز می‌تواند در همین سطح و با در نظر گرفتن این واقعیت تعریف شود. در این چارچوب تمایزی میان اهداف اقتصادی و شریان‌های حیاتی چه در داخل و چه خارج از مرزهای رژیم صهیونیستی وجود ندارد. پیام اصلی این مرحله، روشن است؛ حمله به زیرساخت‌ها یک اقدام یک‌جانبه و بدون هزینه نخواهد بود.

در صورت ناکافی بودن دو گام پیشین در ایجاد بازدارندگی مطلوب، اتخاذ رویکردی قاطع‌تر در مرحله سوم یعنی هدف‌گیری گسترده و فراگیر زیرساخت‌ها اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. این استراتژی که به زمین سوخته تعبیر می‌شود با ایجاد خسارات گسترده و جبران‌ناپذیر منطقه را به مکانی ناامن برای هرگونه فعالیت خصمانه تبدیل کرده و بازدارندگی بلندمدت را تضمین می‌کند. این رویکرد ماهیتی تدافعی تهاجمی دارد و هدف آن پیشگیری از تداوم درگیری‌های فرسایشی و پرهزینه است.

در نهایت جنگ زیرساختی زمانی فروکش می‌کند که هزینه ادامه آن برای هر طرف، از سود احتمالی‌اش بیشتر شود. بازدارندگی در این میدان فقط به قدرت نظامی خلاصه نمی‌شود بلکه به نفوذ اقتصادی، آمادگی سیاسی و مدیریت پیام‌ها هم وابسته است. پاسخ‌های دقیق و حساب‌شده می‌توانند توازن را حفظ کنند اما اگر منطق تقابل جای مهار را بگیرد زیرساخت‌ها به نقطه اصلی فشار و تعیین سرنوشت درگیری تبدیل خواهند شد.

https://hoorkhabar.ir/718268کپی شد!
2534

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *