بلوف‌های نفتی و خیال‌بافی‌های ترامپ در نبرد ۳۱ روزه

شاه‌بیت داستان‌سرایی‌های ترامپ جایی است که مدعی می‌شود ایران ۲۰ نفتکش را به عنوان هدیه در اختیار آمریکا قرار داده است! او که ابتدا عدد ۱۰ را اعلام کرده بود حالا در چرخشی آشکار، رقم را دو برابر کرده تا شاید بازار متلاطم انرژی را آرام کند.

هورخبر – با گذشت یک ماه از آتش‌افروزی جدید در منطقه، دونالد ترامپ بار دیگر با ادبیاتی که ترکیبی از قلدری کازینویی و توهمات ژئوپولیتیک است، به صحنه آمده تا روایتی وارونه از واقعیت‌های میدان ارائه دهد. سخنان اخیر او بیش از آنکه یک نقشه‌ی راه عملیاتی باشد پرده‌برداری از ذهنیتی است که جهان را تنها از دریچه غارت و معامله می‌بیند. او در مصاحبه با فایننشال تایمز با وقاحتی کم‌سابقه از علاقه به تصاحب نفت ایران سخن می‌گوید؛ گویی ثروت یک ملت رشید کالایی در قفسه فروشگاه‌های زنجیره‌ای اوست. ترامپ حتی منتقدان داخلی خود را که به تبعات ویرانگر چنین تفکری واقف‌اند، احمق خطاب می‌کند تا نشان دهد خط قرمزهای بین‌المللی برای او پشیزی ارزش ندارد.

در محور دوم ادعاهایش او با نگاهی طمع‌آلود به جزیره خارک از سناریویی سخن می‌گوید که گویی تصرف شریان حیاتی اقتصاد ایران پیاده‌روی در یک پارک خلوت است. او اذعان داشته ایران هیچ دفاعی نخواهد کرد و آمریکا باید برای مدتی طولانی در آنجا لنگر بیندازد. این حجم از ساده‌انگاری نظامی، نشان‌دهنده ابتلایش به توهم قدرت مطلق است؛ غافل از آنکه وجب به وجب خاک آن جزیره با خون پدافند غیرعامل و اراده‌ی پولادین سربازانی حراست می‌شود که پیش از این ابهت پهپادهای فوق‌پیشرفته آمریکایی را در آسمان خلیج فارس در هم شکسته‌اند.

شاه‌بیت داستان‌سرایی‌های ترامپ اما جایی است که مدعی می‌شود ایران ۲۰ نفتکش را به عنوان هدیه در اختیار آمریکا قرار داده است! او که ابتدا عدد ۱۰ را اعلام کرده بود حالا در چرخشی آشکار، رقم را دو برابر کرده تا شاید بازار متلاطم انرژی را آرام کند. این ادعای مضحک فرسنگ‌ها با واقعیت موجود در دریاها فاصله دارد و بیشتر به یک کمدی سیاسی شباهت دارد تا گزارشی از اتاق جنگ. او در حالی از موافقت ایران با ۱۵ پیشنهاد دیپلماتیک و نتایج درخشان مذاکرات (از جمله از طریق واسطه‌های پاکستانی) دم می‌زند که همزمان تهدید نظامی را روی میز نگاه داشته است؛ رویکردی متناقض که نشان می‌دهد او نه به دنبال توافق، بلکه به دنبال تسلیم مطلق طرف مقابل است.

ترامپ همچنین تلاش می‌کند با موج‌سواری بر شکاف‌های منطقه‌ای مدعی شود که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس از جمله عربستان، امارات و قطر در حال مقابله به مثل با ایران هستند. این ادعا در شرایطی مطرح می‌شود که فضای دیپلماتیک میان کشورهای منطقه لزوماً با رویاهای تقابلی ترامپ همسو نیست و او صرفاً به دنبال تحریک متحدان سابق خود برای ورود به باتلاقی است که خود جرأت ورود به آن را ندارد.

در تحلیل نهایی، سخنان ترامپ تجسم عینی همان روحیه استکباری و بلعیدن جهانی است که امام خمینی (ره) بارها درباره‌اش هشدار داده بود. این جملات سخیف، بهترین گواه بر حقانیت شعار مرگ بر آمریکا است؛ شعاری که نه علیه یک ملت بلکه علیه چنین تفکر فرعونی و غارتگری سر داده می‌شود.

افسوس بزرگ اما متوجه جریانات غرب‌گرا و شیفتگان مذاکره در داخل است. کسانی که هنوز خیال می‌کنند با امضای یک تعهدنامه در کشوری همسایه می‌توان از گرگی همچون ترامپ، تضمین امنیت منطقه‌ای گرفت، یا در خوش‌بینانه‌ترین حالت ساده‌لوح هستند و یا در بدترین حالت به آرمان‌های این مرز و بوم خیانت می‌کنند. تماشای این حد از گستاخی ترامپ باید چشمان کسانی را که تصور می‌کردند او با یک چَشم گفتن کنار می‌آید، باز کند؛ هرچند تاریخ نشان داده است که برخی حتی در برابر عریان‌ترین حقایق نیز میل به نابینایی دارند. ترامپ ثابت کرد که برای او مذاکره تنها پوششی برای غارت است و امضایش به بی‌ارزشیِ تمام ادعاهای واهی‌اش در این ۳۱ روز نبرد است.

https://hoorkhabar.ir/718229کپی شد!
1865
 

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *