به آستانه تاریخ رسیدیم: پاپ کورن نه، یک گالون بنزین همراه داشته باشید

تمام سیگنال‌هایی که از خاورمیانه می‌آیند، بدون هیچ ابهامی به یک جهت اشاره دارند، که هرچند ظاهراً غیرمنطقی به نظر می‌رسد، اما مهلک به نظر می‌رسد.

هورخبر – پرفسور آندره ژاک استاد فلسفه سیاسی و فلسفه اخلاق دانشگاه میلان نوشت:

سه روز پیش، ترامپ از تعلیق پنج روزه بمباران تأسیسات انرژی ایران صحبت کرد. این تعلیق در واقع اتفاق نیفتاده است، اما همزمانی تعلیق پنج روزه با آخر هفته و در نتیجه با تعطیلی بازار سهام ایالات متحده، تصادفی به نظر نمی‌رسد. ممکن است این آخر هفته اتفاقی بیفتد. سربازان، تفنگداران دریایی و چتربازان آمریکایی در موقعیت‌هایی تجمع می‌کنند که امکان حمله با هشدار بسیار کم را فراهم می‌کنند. مذاکرات ادعایی به هیچ نتیجه‌ای نرسیده است. ایالات متحده از ایران می‌خواهد که تمام برنامه‌های هسته‌ای خود را کنار بگذارد، برد و قدرت موشک‌های خود را محدود کند و متحدان خود در منطقه(حزب‌الله، حوثی‌ها) را رها کند تا خودشان از خودشان دفاع کنند.

ایران خواستار لغو تمام تحریم‌ها، پرداخت غرامت جنگی و کنترل آینده تنگه هرمز است. بن‌بستی بدون هیچ جایی برای مذاکره واقعی. و از طرف دیگر، چه نوع مذاکره‌ای می‌تواند وجود داشته باشد؟ بر چه اساس اعتمادی؟ پس از دو بار حمله در طول مذاکرات، فضای اعتماد ایرانیان به طور نامحدود بسته شده است. بنابراین، اگرچه مداخله زمینی آمریکا از ابتدا منتفی بود، اما به نظر می‌رسد که در نهایت این نتیجه خواهد بود. با چه هدفی؟ همه چیز به نفع تلاش برای فتح جزیره خارک است: این جزیره از نظر استراتژیک برای کنترل تنگه هرمز موقعیت دارد، کوچک است(۲۱ کیلومتر مربع)، از هر هدف دیگری در سرزمین اصلی کمتر محافظت می‌شود و برای تأمین انرژی ایران بسیار مهم است.

قمار آمریکا می‌تواند این باشد که با پوشش هوایی برتر، یک حمله ترکیبی از تفنگداران دریایی و چتربازان می‌تواند به سرعت جزیره را تصرف کند. نه بدون هزینه جدی جان انسان‌ها، اما این سناریو ممکن است. سوال واقعی این است که در ادامه چه اتفاقی خواهد افتاد. همانطور که ایالات متحده باید از ویتنام تا افغانستان یاد می‌گرفت و ظاهراً یاد نگرفته است، پیروزی در جنگ به معنای برافراشتن پرچم برای گرفتن عکس نیست. یک جنگ زمانی پیروز می‌شود که بتوانید شرایط خود را به دشمن خود تحمیل کنید.

فرود در جزیره خارک چه اهرم مذاکره‌ای برای ترامپ فراهم می‌کند؟ صادقانه بگویم، درک آن دشوار است. تنها سناریوی آشکار، یک حمام خون بی‌مورد، با آسیب جدی بیشتر به زیرساخت‌های انرژی خلیج فارس(و بنابراین جهان) است. در هر صورت، ما در آستانه یک مرحله تعیین‌کننده هستیم. نشانه‌های زیادی وجود دارد، نشانه‌هایی که من معتقدم ایالات متحده نیز آنها را می‌بیند، از احتمال تغییر موازنه قدرت در کل خاورمیانه. کشورهای خلیج فارس به سختی آموخته‌اند که«چتر آمریکایی» در واقع یک میله برق‌گیر است که تمام صاعقه‌های خود را به سمت میزبان خود هدایت می‌کند. به نظر می‌رسد عراق کاملاً خود را از کنترل آمریکا آزاد کرده است: پایگاه‌هایش تخلیه شده‌اند، نیروهای باقیمانده آمریکایی در خاک کردستان پناه گرفته‌اند و نخست وزیر عراق از ارتش (متوسط) خود خواسته است که در صورت حمله به اسرائیلی-آمریکایی‌ها شلیک کند.

آستانه تاریخی اکنون این است: اگر ایران مطیع شود، اسرائیل به ارباب بلامنازع خاورمیانه(منطقه‌ای که نیمی از انرژی جهان را تأمین می‌کند) تبدیل می‌شود؛ پروژه چندقطبی از بین می‌رود و به یک قدرت آسیایی(روسیه، چین و کره شمالی) محدود می‌شود. اگر ایران مقاومت کند، ایالات متحده می‌تواند برای همیشه از کل خاورمیانه اخراج شود و اسرائیل را در وضعیت آسیب‌پذیری شدید(از نظر اقتصادی، بیشتر از نظامی) قرار دهد. با خاورمیانه‌ای که به نفوذ بریکس باز است، تعادل قدرت جهانی کاملاً تغییر می‌کند و به معنای واقعی کلمه دوران جدیدی را آغاز می‌کند. اگر این یک فیلم بود، وقت آن بود که پاپ کورن ذخیره کنیم؛ از آنجایی که این یک فیلم نیست، بهتر است گالون بنزین همراه داشته باشید.

https://hoorkhabar.ir/718217کپی شد!
1010
 

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *