فریب تاکتیکی و پشت‌پرده‌ی وقت‌کشی ترامپ

تعلیق موقت حملات به زیرساخت‌های انرژی و تمدید پی‌درپی ضرب‌الاجل‌ها از سوی واشنگتن نه نشانه‌ای از صلح‌طلبی بلکه استراتژی حساب‌شده‌ای برای بازسازی توان عملیاتی و فرار از بن‌بست راهبردی است که گریبان‌گیر دولت ترامپ شده است.

هورخبر – رصد تحرکات اخیر کاخ سفید نشان‌دهنده‌ی گذار از فشار حداکثری به فریب تاکتیکی است. تعلیق موقت حملات به زیرساخت‌های انرژی و تمدید پی‌درپی ضرب‌الاجل‌ها از سوی واشنگتن نه نشانه‌ای از صلح‌طلبی بلکه استراتژی حساب‌شده‌ای برای بازسازی توان عملیاتی و فرار از بن‌بست راهبردی است که گریبان‌گیر دولت ترامپ شده است.

سیاست کنونی واشنگتن بر مبنای خرید زمان استوار است. کاخ سفید با توقف موقت تخریب نیروگاه‌ها در پی تجمیع یک ائتلاف بین‌المللی برای اجرای عملیات محدودِ زمینی در نقطه‌ای حساس از جغرافیای ایران است. ترامپ که در داخل با بحران‌های متعددی دست‌وپنجه نرم می‌کند به یک پیروزی نمادین و بزرگ برای تغییر موازنه‌ی قدرت نیاز دارد؛ چرا که فرماندهی مرکزی آمریکا(سنتکام) به‌خوبی می‌داند که تهاجم همه‌جانبه‌ی زمینی خودکشی نظامی است. از این رو آن‌ها به دنبال یک ضربه‌ی جراحی‌گونه برای وادارسازی تهران به تسلیم هستند.

در مقابل تهران هیچ شتابی برای پایان دادن به این منازعه نشان نمی‌دهد. با افزایش بی‌سابقه‌ی قیمت نفت و فشارهای فزاینده‌ی افکار عمومی بر دولت‌های غربی زمان به نفع ایران در جریان است. برگ برنده‌ی ایران در این تقابل فراتر از موشک‌ها کنترلِ عملیاتی بر گلوگاه اقتصادی جهان است. البته شواهد نشان می‌دهد که برخلاف تمرکز رسانه‌ها بر جزایر یا پایانه‌ی خارک(فریب رسانه‌ای با برجسته‌کردن جزایر) هدف اصلی عملیات احتمالی و غافلگیرانه‌ی آمریکا بندر شهید رجایی به عنوان شاهرگ حیاتی تجاری است.

در لایه‌ی دیپلماتیک «دیپلماسی سایه» با رد قاطع لیست ۱۵‌گانه‌ی مطالبات آمریکا از سوی ایران همراه شده است. واشنگتن با کاهش تدریجی مطالباتش سعی دارد بن‌بست فعلی را نه یک شکست بلکه یک مسیر مذاکره جلوه دهد. اما واقعیت میدانی تغییر کرده است؛ پس از شهادت رهبری و تقدیم هزاران شهید در این تجاوز بازگشت به نظم پیش از جنگ و چانه‌زنی بر سر محدودیت‌های هسته‌ای و موشکی توهمی بیش نیست. در سویی دیگر بی‌اعتمادی ساختاری ناشی از نقض برجام راه را بر هرگونه توافق مشابه بسته است.

در نهایت بازیگران منطقه‌ای و شیخ‌نشین‌های خلیج‌فارس نیز باید در محاسبات خود بازنگری کنند. نادیده گرفتن حقیقت قدرت و جغرافیای ایران از سوی این دولت‌های خُرد، هزینه‌ی سنگینی برای آن‌ها خواهد داشت. به نظر می‌رسد برای اصلاح درک استراتژیک این بازیگران مزاحم یک تنبیه مقتدرانه و بازدارنده مشابه تجربه‌ی انزوای قطر اما در ابعادی متفاوت برای وادارسازی آن‌ها به پذیرش واقعیت قدرت برتر منطقه‌ای ایران اجتناب‌ناپذیر است. نبرد فعلی نبرد اراده‌هاست و هرگونه عقب‌نشینی از مطالباتِ به‌حق به معنای نادیده گرفتن خون‌های ریخته شده در این کارزار سرنوشت‌ساز خواهد بود.

https://hoorkhabar.ir/718212کپی شد!
2387

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *