تحول پارادایمهای اقتصادی در جهان معاصر
هورخبر – در دنیای پرشتاب امروز، ادبیات علم اقتصاد با مفهوم تازهای به نام «اقتصاد تأثیر» (Impact Economics) گره خورده است. این رویکرد، در پاسخ به کاستیهای الگوهای سنتی قد علم کرده و بر این باور است که فعالیتهای اقتصادی نباید صرفاً به دنبال سود مالی یا رشدِ بیروحِ تولید ناخالص داخلی (GDP) باشند؛ بلکه باید تأثیرات واقعی، ملموس و قابلاندازهگیری آنها بر جامعه و محیطزیست بهطور دقیق ارزیابی شود. سید مرتضی افقه استاد اقتصاد دانشگاه شهید چمران اهواز، در واکاویِ سیر تحول این مفهوم، معتقد است که ما در حال عبور از یک مرز تاریخی هستیم.
او عنوان کرد: «امروز دیگر تعریف اقتصاد از حصار تنگِ تولید ناخالص ملی و سودآوریِ صرف خارج شده است. البته بذرِ این نگاه، پیشتر در علم توسعه پاشیده شده بود؛ جایی که توسعه از یک مفهوم صرفاً اقتصادی، به پدیدهای چندبعدی تبدیل شد که در آن سلامتِ جامعه، زیستبوم و حتی روانِ انسانها نقشی محوری پیدا کرد.»
به باور وی، تداوم پژوهشها در علوم اجتماعی، علم اقتصاد را از تکبعدی بودن خارج کرده و شاخههایی همچون اقتصادِ سلامت، انرژی، کار و اقتصاد رفتاری را به بدنه اصلی این دانش پیوند زده است. این گذار نظری، مدیونِ متفکرانی همچون «آمارتیا سن» است.
دکتر افقه با اشاره به رویکردِ برنده نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۸، خاطرنشان میکند: «آمارتیا سن با معرفی مفاهیم “قابلیت” (Capabilities) و “عملکرد” (Functioning)، افق جدیدی گشود.
از نگاه این استاد اقتصاد، توسعه زمانی محقق میشود که افراد نه فقط از درآمد کافی، بلکه از امکانِ بهرهمندی از آن برای یک زندگیِ ارزشمند برخوردار باشند.»
افقه تأکید میکند که در این دیدگاه، آموزش و بهداشت، کلیدهای اصلی تبدیلِ قابلیتها به عملکرد هستند؛ موضوعی که سازمان ملل را بر آن داشت تا با جایگزینیِ تدریجیِ شاخص توسعه انسانی (HDI)، نگاهی جامعتر به پیشرفتِ جوامع داشته باشد.اما این سیر مفهومی در همین نقطه متوقف نشده است.
وی با اشاره به ترندهای جدید توسعه، تصریح میکند: «امروز در پیشرفتهترین سطوحِ سیاستگذاری، “احساس خوشبختی و شاد بودن” به ملاکهای توسعهیافتگی افزوده شده است؛ چنانکه کشور بوتان با جایگزینی “شادی ملی ناخالص” به جای “درآمد ناخالص ملی”، سعی دارد پیشرفت را با عینکِ متفاوتی بسنجد.»
این همگراییِ جهانی، در قالبِ «اهداف ۱۷گانه توسعه پایدار» (SDGs) به اوجِ خود رسیده است؛ اسنادی که نشان میدهند جهان به این باورِ بنیادین رسیده است که منافع اقتصادیِ بدونِ حفظ محیطزیست و بدونِ عدالت اجتماعی، در واقع یک شکستِ استراتژیک است.
دکتر افقه در همین بستر، به بحث حیاتی «مسئولیت اجتماعی شرکتها» (CSR) اشاره میکند و میگوید: «امروز شرکتهای بزرگ، دیگر تنها به خروجیِ سود فکر نمیکنند. آنها پیوستهای اجتماعی و زیستمحیطی را بخشی از هویتِ عملیاتی خود میدانند.»
او با یادآوری خاطرهای از دوران حضور خود در استانداری خوزستان ، این مفهوم را به تجربه ملموس گره میزند: «زمانی که شرکت شل برای سرمایهگذاری در منطقه آزادگان حضور یافت، در کنارِ طرح اصلی، بودجهای مشخص برای توسعه زیرساختهای رفاهیِ منطقه و جبران خسارتهای زیستمحیطی تخصیص داد. این همان بازیِ “برد-برد” است؛ جایی که توسعه به جای آسیبرسانی، به تقویتِ پایههای محیطِ میزبان میانجامد.»
دکتر افقه در جمعبندیِ این گفتگو، نگاهِ آیندهنگرانه خود را اینگونه ترسیم میکند: «تفاوت اساسیِ اقتصادِ تأثیر با رویکردهای گذشته، در “قابلیتِ اندازهگیری” آن است. ما در حال حرکت به سمتی هستیم که در آن تولید و درآمد، نه هدفِ غایی، بلکه ابزاری برای رسیدن به عدالت، سلامت و شادکامی بشر باشند. این همان مسیری است که علم اقتصاد برای تبدیل شدن به علمی کارآمد و اخلاقمدار، باید بیوقفه طی کند.»