ابطحی : قرار نبود اعتدال به سود اصولگرايان تمام شود

برخي معتقدند که آقاي روحاني تنها کسي است که روي شعارهاي خود پافشاري مي‌کند و همچنان بر سر وعده‌هاي خود با مردم ايستاده است.

رئيس‌دفتر رئيس‌جمهور در دولت اصلاحات اين روزها در موسسه گفت‌وگوي اديان که خود رياست آن را برعهده دارد، فعاليت مي‌کند. حجت‌الاسلام والمسلمين سيدمحمدعلي ابطحي مانند گذشته در فعاليت‌هاي سياسي حضور ندارد و بيشتر وقت خود را با مسائل مذهبي و فرهنگي سپري مي‌کند. هنگامي که درخواست گفت‌وگو را با ايشان در ميان گذاشتم با اندکي طمأنينه پذيرفت. او معتقد بود از مفهوم اعتدال آقاي روحاني تعبير مناسبي صورت نگرفته و مفهوم اعتدال به سود اصولگرايان تمام شده است. اين عضو مجمع روحانيون مبارز همچنين تصريح کرد: «گروه‌هاي فشار که در دوران اصلاحات وجود داشتند دوباره احيا شده‌اند». در ادامه متن گفت‌وگوي «آرمان» با حجت‌الاسلام سيدمحمدعلي ابطحي را از نظر مي‌گذرانيد.

يکي از شعارهاي اصلي آقاي روحاني در دوران مبارزات انتخاباتي تقويت فضاي مدني، احزاب و تشکل‌هاي سياسي بود. دولت آقاي روحاني در حالي که نزديک به دو سال از عمر آن مي‌گذرد چه عملکردي در اين زمينه داشته است؟
درمجموع دولت آقاي روحاني را دولت موفقي مي‌دانم.دولت آقاي روحاني در کليات با توجه به واقعيت و مشکلات عملکرد قابل‌قبولي داشته است. در ابتدا توقعات زيادي از دولت آقاي روحاني وجود داشت. ما اين تجربه را در دوره اصلاحات هم از سر گذرانديم. در آن دوران هم ما با توقعات زيادي روبه‌رو بوديم. براساس قانون اساسي جمهوري اسلامي قدرت بين نهادهاي مختلف تقسيم شده است و نهادهاي گوناگون بايد براساس ميزان قدرتي که در اختيار دارند، فعاليت داشته باشند. به همين دليل بايد به اين نکته توجه داشت که شعارهاي آقاي روحاني در دوران مبارزات انتخاباتي شعارهاي ديگر حاضران قدرت نيست. برخي نهادها که اتفاقا قدرت زيادي را نيز دراختيار دارند از آقاي روحاني حمايت نمي‌کردند و از کانديداي ديگري حمايت مي‌کردند. تجربه دوران اصلاحات و همچنين دوران آقاي روحاني نشان داده که اين‌گونه نهادها با برگزاري يک انتخابات، خود را جدا از منظومه قدرت به شمار نمي‌آورند و همواره و در همه حال خود را در چارچوب قدرت فرض مي‌کنند.به همين دليل اتفاقات مقطعي در سياست‌ها و برنامه ريزي‌هاي آنها تأثير چنداني ندارد. در نتيجه با توجه به شرايط منظومه قدرت، بايد به آقاي روحاني حق داد که اولويت‌هاي خود را جابه‌جا کند و با توجه به شرايط موجود دست به تدوين استراتژي بزند.به همين دليل آقاي روحاني مسائل کلي و سياست خارجي و برداشتن تحريم‌ها را در اولويت اول خود قرار داد. بنده معتقدم شعارهاي مدني آقاي روحاني که قابل اندازه گيري در جامعه است، بيشتر مورد توجه مخالفان آقاي روحاني قرار گرفته است. به همين دليل مخالفان آقاي روحاني از ابزار قدرت استفاده مي‌کنند که اين شعارها تحقق پيدا نکند. اين عده تلاش مي‌کنند به صورت سمبليک به افکار عمومي نشان بدهند که همچنان داراي قدرت هستند و اتفاق خاصي رخ نداده است.
آقاي روحاني اين مسئله را درک کرده است.
آقاي روحاني گمان مي‌کند اگر وارد درگيري و کشمکش با اين عده شود علاوه براينکه به نتيجه نخواهد رسيد، برنامه‌ها و سياست‌هاي ديگرش نيز آسيب خواهد ديد. نکته ديگر اينکه آقاي روحاني در کابينه خود تنهاست. آقاي روحاني در زمينه جامعه مدني ياور و همراهي در کابينه همانند خودش ندارد.
آيا آقاي روحاني در چينش کابينه خوب عمل کرده است؟
برخي معتقدند که آقاي روحاني تنها کسي است که روي شعارهاي خود پافشاري مي‌کند و همچنان بر سر وعده‌هاي خود با مردم ايستاده است.اغلب وزارتخانه‌هاي دولت آقاي روحاني حالت ايستا و يکساني دارند و اگر به‌جاي آنها اشخاص ديگري هم انتخاب مي‌شدند شايد زياد تفاوت نمي‌کرد. در بيشتر اتفاقات مدني اغلب اعضاي کابينه آقاي روحاني ظاهرا حالت بي‌تفاوت دارند و دخالت مستقيمي درحد انتظار نمي‌کنند. در نتيجه هنگامي که آقاي روحاني مجموعه اين شرايط را مشاهده مي‌کند. چاره‌اي جز اين ندارد که حوزه‌هاي مدني را در اولويت‌هاي بعدي خود قرار بدهد. اين درحالي است که مخالفان آقاي روحاني نسبت به مسائل جامعه مدني به شدت حساسيت دارند. شرايط کار هم‌اکنون به جايي رسيده که نمايندگان مجلس، وزير ارتباطات دولت آقاي روحاني را به مجلس احضار مي‌کنند و ايشان را مورد بازخواست قرار مي‌‌دهند که چرا سرعت اينترنت تغيير کرده است و يا بالا رفته است. آقاي روحاني در چنين فضا و شرايطي قرار گرفته است. مخالفان آقاي روحاني نيز به لحاظ سمبليک روي چنين مسائلي تأکيد مي‌کنند تا قدرت خود را به افکار عمومي و نسل جوان نشان دهند و به صورت تلويحي اعلام کنند که اتفاق خاصي رخ نداده است. اين عده تلاش مي‌کنند اين نکته را به افکار عمومي منتقل کنند که آقاي روحاني هر کاري دوست داشته باشد نمي‌تواند انجام دهد و ما هم در قدرت سهيم هستيم و باصطلاح خودشان، جلوي خطاهاي دولت را خواهيم گرفت.
چينش کابينه تأثير بيشتري بر عملکرد فضاي مدني گذاشته يا سياست‌هايي که دولت و به‌خصوص وزارت کشور در زمينه جامعه مدني در پيش گرفته است؟
چينش کابينه يک بحث است، با اين وجود جدا از چينش کابينه برخي مسائل ديگر نيز وجود دارد. هنگامي که رقباي آقاي روحاني از خود قدرت نشان دادند متأسفانه حتي وزرايي که از نظر سابقه سياسي جز جريان اصلاحات تعريف مي‌شدند نيز بيشتر امکانات کشور را در اختيار رقباي اصولگرايان قرار دادند. بنده معتقدم تعبير نارسايي از مفهوم اعتدال در دولت آقاي روحاني صورت گرفته است، به شکلي که در اغلب مواقع اعتدال به معناي حمايت از اصولگرايان تعريف مي‌شود. اين مساله حتي درمورد وزرايي که سابقه اصلاح‌طلبي دارند نيز صادق است. وزراي اصلاح‌طلب کابينه گمان مي‌کنند اگر از اصولگرايان حمايت کنند و امکانات را دراختيار آنها قرار بدهند، درصد آسيب‌پذيري خود را کاهش داده و به عنوان شخصيت‌هاي معتدل شناخته مي‌شوند. اصولگرايان نيز به اين نقطه ضعف پي برده‌اند. به همين دليل هرچه وزراي کابينه امکانات و امتيازات بيشتري در اختيار آنها قرار مي‌دهند بيشتر اين وزرا را تحت فشار قرار مي‌دهند تا امتيازات بيشتري بگيرند.بنده معتقدم اغلب وزراي کابينه آقاي روحاني اهميت بيشتري به سخنان اصولگرايان اعم از حاميان احمدي‌نژاد و بقيه اصولگرايان مي‌دهند تا سخنان و تفکرات خود آقاي روحاني.
برخي معتقدند که دخالت مديران دولت قبل در بدنه دستگاه اجرايي دولت روحاني همچنان وجود دارد. از سخنان شما چنين برداشت مي‌شود که اين وضعيت تاثيرپذيري در بين وزراي کابينه هم وجود دارد. آيا همين منظور را داريد؟
به هر حال اين وضعيت در بين وزراي کابينه آقاي روحاني قابل مشاهده است.برخي وزراي کابينه معناي اعتدال را به معناي نزديکي به اصولگرايان تعبير کرده اند.نتيجه اين وضعيت به اين صورت درآمده است که علاوه براينکه کابينه به سمت اصولگرايان تمايل پيدا کرده اصولگرايان نيز از اين وضعيت استفاده مي‌کنند. بخشي از اصولگريان هرگاه احساس کنند منافعشان به خطر افتاده، هجمه‌ها را عليه دولت بيشتر مي‌کنند تا به اين وسيله به اهداف موردنظر خود برسند.
اصلاح‌طلبان از وضعيت موجود راضي هستند؟
بنده با توجه به واقعيت‌هاي اجتماعي، دولت آقاي روحاني را دولت موفقي قلمداد مي‌کنم. ما نبايد اين مساله را از ياد ببريم که چه اتفاقي قرار بود با شخصي به جز آقاي روحاني رخ بدهد؟ معلوم نبود اگر آقاي روحاني سر کار نمي‌آمدند وضعيت به چه شکلي پيش مي‌رفت. به همين دليل ما از دولت آقاي روحاني راضي هستيم و معتقديم با توجه به واقعيت‌هاي اجتماعي و سياسي، عملکرد موفقي داشته است.اين عملکرد موفق شامل کابينه دولت تدبير و اميد هم مي‌شود. آقاي روحاني مجبور بود اين کابينه را از آراي نمايندگان مجلس عبور بدهد. نماينده‌اي که وزير را براي بالارفتن سرعت اينترنت به مجلس احضار مي‌کند و يا آقاي ظريف را در اوج محبوبيت بين‌المللي به چالش مي‌کشد.البته اين حق قانوني نمايندگان است. واقعيت اين بود که آقاي روحاني بايد از همين مجلس و با توجه به همين شرايط براي وزيران پيشنهادي رأي اعتماد مي‌گرفت.
اين دولت در زمان‌هايي که بايد مشي اصلاح‌طلبي به خود بگيرد اصولگراست و در زمان‌هايي که بايد رويه اصولگرايي را دنبال کند از استراتژي‌هاي اصلاح‌طلبي استفاده مي‌کند. البته برداشت‌هاي متفاوت از مفهوم اعتدال نيز به اين وضعيت دامن زده است. چرا دولت تکليف خود را در مواجهه با جريان‌هاي سياسي شفاف‌تر مشخص نمي‌کند؟
معتقدم مفهوم اعتدال به‌صورت ناکافي معنا و تعريف شد. اين درحالي است که به صورت عملي «اعتدال» به معناي رضايت اصولگرايان تعبير شده است، درحالي که معناي اعتدال به معناي رضايت اصولگرايان نبود. مفهوم اعتدال به معناي رضايت همه جريان‌هاي سياسي در کشور بود. قرار نبود مفهوم اعتدال تنها به سود اصولگرايان تمام شود. نکته اصلي دقيقا همين جاست. تصور همه مردم از دولت آقاي روحاني اين بود که همه جريان‌هاي سياسي در اين دولت در چارچوب قانون قادر خواهند بود از يک فرصت برابر سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي برخوردار باشند. در عمل اما اين قضيه آنطور که مدنظر بود، محقق نشد و تلاش شد به شکل‌هاي مختلف مطالبات اصولگرايان توسط دولت تامين شود.
اگر بخواهيد با يک کلمه بله و يا خير به سوال من پاسخ بگوييد آيا اصلاح‌طلبان از آقاي روحاني راضي هستند؟
نمي‌توان در اين زمينه يک نظريه عمومي مطرح کرد و با بله و يا خير اظهارنظر کرد. اگر مي‌شد من اين کار را مي‌کردم. در شرايط فعلي ديدگاه‌هاي متفاوتي درباره دولت روحاني وجود دارد. اين درحالي است که در کنار ديدگاه‌هاي متفاوت بايد واقعيت‌هاي اجتماعي و سياسي را نيز درنظر گرفت. بنده تنها به‌عنوان يک عقيده مي‌توانم عنوان کنم که دولت آقاي روحاني موفق بوده است.
آقاي روحاني در سخنراني اخير خود عنوان کردند که کساني که«کلت» و «دستبند» دارند نمي‌توانند اجتهاد کنند. به نظر شما هدف آقاي روحاني از اين اظهارنظر چيست؟
اين جمله آقاي روحاني جمله کاملا روشني بود و بنده با اين مساله کاملا موافق هستم. معناي سخن آقاي روحاني اين بود که هيچ شخصي نبايد تفسير شخصي از اسلام داشته باشد و براساس آن اقدام کند. دراين‌باره از يک طرف «بحران فهم» وجود دارد و از طرف ديگر برخي عليه دولت بهانه‌گيري مي‌کنند. سخن آقاي روحاني به اين مضمون بود که در کشور اسلامي همه بايد قانون را سرلوحه کار خود قرار بدهند و آن را رعايت کنند. اگر کسي از طرف خود اجتهاد کند که به فرض اين بخش از قانون، اسلامي نيست. در آينده ممکن است عده‌اي مدعي شوند که برخي از مسائل ديگر نيز درست نيست و ما به سليقه خودمان امربه معروف و نهي از منکر مي‌کنيم.به هر حال اين دور تسلسل بايد در نقطه اي به پايان برسد. اگر کساني که «نهي از منکر»مي کنند به قانون پايبند نباشند کسي نمي‌تواند جلوي آنها را بگيرد. هنگامي مي‌توان جلوي اين عده را گرفت که بتوان به قانون استناد کرد. به هر حال مباني اسلام در قانون اساسي ما مستتر است و کساني که قانون اساسي جمهوري اسلامي را نوشتند با توجه به مباني ديني و سيره پيامبر اسلام و ائمه‌اطهار(س) اين کار را کردند. بنده کاملا با سخن آقاي روحاني موافق و همراه هستم. هيچ‌کس نمي‌تواند قانون را به صورت شخصي و گروهي تفسير کند و سپس به آن عمل کند. هنگامي که کسي قانون را اجرا مي‌کند درواقع درحال اجراي احکام اسلام نيز هست. نمي‌توان بين قانون و اسلام در جمهوري اسلامي تفکيک قائل شد.
هجمه‌ها عليه آقاي روحاني به همان شدت هجمه عليه دولت اصلاحات است؟
نمي‌توان حجم هجمه‌ها عليه دولت اصلاحات را با هجمه‌ها با دولت آقاي روحاني مقايسه کرد. يعني قابل اندازه‌گيري نيست. بنده معتقدم برخي در حال برانگيختن حساسيت‌هايي از جنبه باصطلاح ارزشي بي‌دليل ديني عليه دولت و شخص آقاي روحاني هستند تا دوباره به دوران سابق خود بازگردند.
حاميان محمود احمدي‌نژاد به اين مساله دامن مي‌زنند؟
هم حاميان احمدي‌نژاد و هم کل جريان اصولگرايي در اين مسئله سهيم هستند.من بين حاميان احمدي‌نژاد و جريان اصولگرايي هيچ گونه تفکيکي قائل نيستم. به هر حال محمود احمدي‌نژاد محصول سياست‌هاي جريان اصولگرايي است و همه اصولگرايان در خوب و بد دولت احمدي‌نژاد مقصرند.
آقاي زاکاني به‌تازگي مدعي شده‌اند احمدي‌نژاد محصول سياست‌هاي اصولگرايان نيست و احمدي‌نژاد هيچ سنخيتي با اصولگرايان ندارد.
پس ما در ستاد احمدي‌نژاد فعاليت مي‌کرديم؟ پس چه کساني بودند که عنوان مي‌کردند احمدي‌نژاد را […] انتخاب کرده است؟ با اين حساب اصولگرايان اگر در انتخابات سال84 شرکت کرده‌اند بايد بين آقاي ‌هاشمي و آقاي احمدي‌نژاد يکي را انتخاب کرده باشند.بنده از اينکه آقاي زاکاني طرفدار آقاي‌ هاشمي بشود، استقبال مي‌کنم.
برخورد با علي مطهري در شيراز و همچنين نامه‌هاي تهديدآميز و نيز حواشي حضور آيت‌ا… ‌هاشمي در دانشگاه اميرکبير را چگونه تحليل مي‌کنيد؟
معتقد نيستم کساني که از ابزار دين براي پيشبرد اهداف خود استفاده مي‌کنند متدين‌تر هستند. فعال‌ترشدن گروه‌هاي فشار بيشتر براي به رخ کشيدن قدرتشان به افکار عمومي و همچنين دولت آقاي روحاني است. به‌تازگي آقاي احمدي‌نژاد در بابل با آرامش کامل سخنراني کرد. قطعا هيچ شخصي در کشور معتقد نيست هواداران آقاي احمدي‌نژاد از دوستداران آيت‌ا… ‌هاشمي يا سيدحسن خميني بيشتر است. در واقعيت هم چنين نيست. مساله اينجاست که آقاي احمدي‌نژاد مي‌تواند در آرامش کامل سخنراني کند، اما شخصيت‌هاي طرفدار دولت نمي‌توانند با آرامش سخنراني کنند. اين مساله يک نشانه بسيار بزرگ است که نشان مي‌دهد همه قدرت و نفوذ در اختيار دولت نيست. گروه‌هاي تندرو اتفاقا از بيان اينکه تبليغ کنند، قدرت همچنان در اختيار ماست، ابايي ندارند. درعين حال عناصر موجود در دولت هم در اين زمينه عملکرد مناسبي ندارند. دليل اين مساله هم اين است که عناصر متمايل به اصولگرايان در چينش کابينه لحاظ شده است. هنگامي که استاندار استان فارس در مخالفت با حضور سخنراني علي مطهري سخن مي‌گويد اما فرماندار بابل به جلسه سخنراني احمدي‌نژاد مي‌رود و پاي سخنراني وي مي‌نشيند، نشان مي‌دهد که دولت فاقد ابزار لازم براي پيشبرد اهداف سياسي و مدني خود است. پشت‌پرده اين وضعيت نيز کاملأ روشن است که انگيزه سياسي مطرح است. شخصيت‌هايي به مانند ناطق‌نوري و سيدحسن آقا خميني جز هيچ جريان سياسي نيستند و شأنيت فراتري نسبت به جريان‌هاي سياسي دارند. حتي آقاي علي مطهري نيز در همين گروه افراد جاي مي‌گيرد. با اين وجود اين عده در حمايت از دولت سخن مي‌گويند. مخالفان دولت به هر شکل و ابزاري تلاش مي‌کنند اين نکته را به افکار عمومي القا کنند که تاثيرگزاري آنها بالاست آقاي روحاني نمي‌تواند هر کاري که دوست داشت، انجام بدهد.
عکس‌العمل آقاي روحاني در اين زمينه چگونه بوده است؟
دولت در اين زمينه توانايي لازم را ندارد. من فکر نمي‌کنم آقاي روحاني دوست داشته باشد چنين اتفاقي بيفتد.
چرا اين شائبه به وجود آمده که تاثيرگذاري گروه‌هاي تندرو بيشتر است؟
اين مساله دو دليل مهم دارد؛ دليل اول کساني هستند که در لايه‌هاي پنهان داراي جايگاه هستند و تلاش مي‌کنند اين نکته را به افکار عمومي القاء کنند که با روي کار آمدن آقاي روحاني اتفاق خاصي رخ نداده است. دليل دوم به ضعف در بدنه دولت باز مي‌گردد که فکر مي‌کند اعتدال به معناي سهم‌دهي به اصولگرايان است.
مديران باقي مانده از دولت قبل که در دستگاه‌هاي اجرايي دولت آقاي روحاني وجود دارند چه نقشي در اين زمينه دارند؟
منظورم تنها هوداران احمدي‌نژاد نيست و بلکه فضا عمومي‌تر و جدي‌تر از هواداران احمدي‌نژاد است. منظور من گروه‌هايي است که در انتخابات رياست‌جمهوري از کانديدايي به جز آقاي روحاني حمايت کردند و دوست نداشتند، آقاي روحاني سرکار بيايد. به نظر من همه اين گروه‌ها در مقابل آقاي روحاني موضع گيري کرده اند.هدف اصلي اين عده هم اين است که به افکار عمومي اين نکته را القاء کنند که قدرت ما از دولت بيشتر است. اين وضعيت به‌خصوص در آستانه انتخابات بسيار جدي تر خواهد شد و اين عده خود را بيشتر به رخ دولت مي‌کشند. اين گروه تلاش مي‌کنند انتخاب آقاي روحاني را يک سوءتفاهم نشان دهند و معتقدند که آقاي روحاني بايد خواسته‌هاي‌آنها را برآورده کند.
چرا شما بين احمدي‌نژاد و اصولگرايان فاصله قائل نيستيد؟
معتقدم احمدي‌نژاد و اصولگرايان جز يک مجموعه فکري هستند و ما نبايد فريب فاصله جبري اصولگرايان از احمدي‌نژاد را بخوريم.ممکن است احمدي‌نژاد و اصولگرايان در «تقسيم قدرت» با هم مشکل پيدا کردند اما همه ما به خاطر داريم که قاطبه اصلي اصولگرايان با تمام وجود از احمدي‌نژاد حمايت مي‌کردند و همه آنها در روي کار آمدن وي نقش داشتند. اين وضعيت درباره هر دو دولت احمدي‌نژاد وجود داشت.در دور دوم انتخابات حتي منتقد تندي چون محمدباقر قاليباف هم عنوان کرد به احمدي‌نژاد رأي داده‌ام. در نتيجه هنگامي که اصولگرايان و احمدي‌نژاد در تقسيم قدرت با يکديگر مشکل پيدا مي‌کنند و دچار چالش مي‌شوند دليلي براين مساله نيست که اين دو در يک چارچوب فکري حضور ندارند.
حضور آيت‌ا… ‌هاشمي در جمع دانشجويان دانشگاه امير کبير تلنگري به جنبش دانشجويي بود. دولت اصلاحات از يک جنبش دانشجويي فعال و قوي برخوردار بود که دولت را در پيشبرد اهداف مدني و سياسي خود ياري مي‌داد. وجود جنبش دانشجويي در دولت روحاني را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟
راه‌هاي تاثيرگزاري و نفوذ دولت به دانشگاه‌ها به شکل‌هاي مختلف چندان همواره نشده است. نظرات غيرقابل تغييري که نهادهاي نظارتي نسبت به جنبش دانشجويي دارند سبب شده روزنه‌هاي‌هاي نفوذ دولت به فضاي دانشگاه‌ها آنطور که دولت خودش مي‌خواهد، نباشد. دانشگاه به دليل فهم متفاوتي که نسبت به بخش‌هاي ديگر جامعه دارد به صورت عقلاني در مورد مسائل هزينه مي‌کند. دانشجو در سال‌هاي گذشته به «مرغ عروسي و عزا» تبديل شده بود که هر کسي يا خود را بخشي از جنبش دانشجويي معرفي مي‌کرد يا اينکه عليه آن موضع‌گيري مي‌کرد.هنگامي که جنبش دانشجويي خود را در اختيار يک تفکر مشخص قرار مي‌دهد رفتار عقلاني‌تري از خود نشان مي‌دهد. حضور آقاي‌هاشمي در دانشگاه را هم نمي‌توان به معناي حضور جبهه اصلاحات تلقي کرد. آقاي‌هاشمي همچنين ادعايي ندارند. ايشان معتقدند که هم در بين اصولگرايان و هم در بين اصلاح‌طلبان داراي ظرفيت سياسي هستند. درنتيجه نمي‌توان حضور آقاي ‌هاشمي در دانشگاه اميرکبير را معيار سنجش سياسي جناحي براي جنبش دانشجويي به‌شمار آورد.
مساله تائيد صلاحيت اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس آينده وجود دارد. اصلاح‌طلبان انتظار دارند آقاي روحاني در اين زمينه چگونه تعاملي با اين جناح داشته باشد؟
به‌صورت طبيعي انتظار اصلاح‌طلبان اين است که آقاي روحاني در اين زمينه رايزني‌هاي لازم را داشته باشد. با اين وجود زياد نمي‌توان به رايزني‌ها خوش‌بين بود. انتخابات مجلس آينده بسيار مهم است. موفقيت و يا عدم موفقيت آقاي روحاني در چهار سال دوم رياست‌جمهوري ايشان مشخص خواهد شد. مجلس نهم براي دولت آقاي روحاني و دولت، مجلس موردنظر صددرصد برايش نبوده است. به همين دليل ترديدي وجود ندارد که بايد به انتخابات مجلس دهم توجه بيشتري کند. دولت آقاي روحاني نيز بايد توجه زيادي به انتخابات آينده داشته باشد. به‌نظرم من موفقيت يا عدم موفقيت دولت آقاي روحاني به انتخابات مجلس بستگي دارد. آقاي روحاني اگر تلاش کند مجلسي همراه با دولت شکل بگيرد به اين معناست که دولت مي‌تواند اميدوار باشد در تحقق شعارهايي که به مردم داده است، موفق‌تر باشد. من معتقدم جريان کلي اصلاحات نيز بايد در اين زمينه به دولت کمک کند. نوعي «بلوغ نيمه‌کاره» در انتخابات رياست‌جمهوري پيدا شد که بايد در انتخابات مجلس کامل شود. منظور من از نيمه‌کاره اين است که زماني که آقاي عارف قرار بود به سود آقاي روحاني صحنه انتخابات را ترک کند و به تصميم شوراي مشورتي تمکين کند، بايد شوراي مشورتي مانند همه جهان از آقاي روحاني چند پست و منصب مهم دولتي را مطالبه مي‌کرد اما اين کار را نکرد. تمکين آقاي عارف از نظر شوراي مشورتي و رئيس دولت اصلاحات نيز نشانه گذشت، فداکاري و بزرگ‌منشي آقاي عارف است. به همين دليل آقاي عارف به شخصيتي محبوب و با ظرفيت‌هاي بالاي سياسي و اجتماعي تبديل شده است.نکته ديگر اينکه نظام‌سياسي نيز بالاتر از ظرفيت آقاي عارف را برنمي تابد.پيشنهاد من اين است که حاميان دولت، اصلاح‌طلبان و هواداران آقاي‌ هاشمي همگي آقاي عارف را در انتخابات مجلس محور برنامه‌هاي خود قرار بدهند تا از ظرفيت به وجود آمده درباره آقاي عارف بهترين استفاده به عمل بيايد. با اين وجود پيش‌بيني نمي‌کنم پيشنهاد من جنبه عملياتي پيدا کند.
شما چطور به اين نتيجه رسيديد که آقاي عارف مي‌تواند محور اجماع همه گروه‌هاي تحول خواه باشد؟
به دودليل به اين نتيجه رسيدم؛ اول اينکه آقاي عارف داراي ظرفيت موفقيت در انتخابات مي‌باشد و دوم اينکه سقف بيشتري از اين به اصلاح‌طلبان داده نخواهد شد. اين مساله مي‌تواند سبب انسجام بيشتر جريان اصلاح‌طلبي باشد.اصلاح‌طلبان بايد بلوغ فکري و سياسي خود را در انتخابات مجلس نشان دهند. جريان رقيب هم تلاش زيادي صورت مي‌دهد که اين بلوغ در بين اصلاح‌طلبان به وجود نيايد.اگر اين بلوغ صورت نگيرد نمي‌توان آينده روشني براي اصلاح‌طلبان در اين انتخابات متصور شد. از يک طرف اصلاح‌طلبان با مسائل تائيد صلاحيت‌ها روبه‌رو خواهند شد و از طرف ديگر اصلاح‌طلبان امکانات و ابزارهاي کمتري نسبت به رقبا در اختيار دارند.
شما انتظار داريد آقاي عارف رئيس مجلس آينده باشد؟
در شرايط فعلي من به بحث رياست ايشان فکر نمي‌کنم. به نظر من آقاي عارف مي‌تواند کانون اجماع اصلاح‌طلبان، حاميان دولت و هواداران آقاي‌ هاشمي باشد.
برنامه مجمع روحانيون مبارز براي انتخابات مجلس چيست؟
تاکنون بحثي در اين مورد در مجمع مطرح نشده است.
با ورود اسامي اصولگرايان معتدل به ليست اصلاح‌طلبان و حالت عکس آن موافقيد؟
نمي‌توان انتظار داشت مجلس آينده مجلسي باشد که يکدست در اختيار اصلاح‌طلبان قرار داشته باشد. به نظر من بايد از همه امکانات استفاده کرد و از برخي اهداف تنازل کرد. با اين وجود گمان نمي‌کنم افراد نامدار اصولگرا در ليست اصلاح‌طلبان قرار بگيرند و افراد نامدار اصلاح‌طلب در ليست اصولگرايان حضور داشته باشند.اگر همه بزرگان اصولگرا و اصلاح‌طلب تلاش کنند که مجلس آينده به دور از هرگونه افراط شکل بگيرد به سود همه جريان‌هاي سياسي و در نهايت کشور خواهد بود.

https://hoorkhabar.ir/570765کپی شد!
222
 

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *