روز معلم و مشکلات معيشتی که تمامی ندارد!
مديران ارشد وزارت آموزش و پرورش از فردي که روزانه بيش از 12 ساعت کار مي کند تا خرج و مخارج زندگي خود را در حد متوسط جامعه تامين کند، چه انتظاري دارند که بتواند، نسل آينده اين مرز و بوم را شايسته و بايسته تربيت کند؟
12 ارديبهشت ماه هر سال مصادف با سالروز شهادت استاد مرتضي مطهري، روز بزرگداشت مقام رفيع معلم و قدرداني از زحمات بي شائبه اين قشر آينده ساز است، اما از حلوا حلوا کردن هاي اين روز تا کنون هيچگاه دهان معلمان شيرين نشده است.
معلمان و آموزگاران شاغل به تدريس در مراکز آموزشي کشور، يکي از بزرگترين مشکلاتي که دارند، عدم کفاف درآمدشان براي تامين مايحتاج خانواده هايشان است و در مقايسه با ساير مستخدمين دولت از حقوق و مزاياي بسيار نازل تري برخوردار هستند.
وزارت آموزش و پرورش از آنجا که سازماني درآمدزا نيست و مجموعه اي است که مصرف کننده بودجه است، با بي مهري هاي زيادي از سوي برخي برنامه ريزان و قانون گزاران مواجه بوده است و در يک بازه طولاني اکنون وضعيت دريافتي حقوق معلمان در حدود نصف وکمتر از نصف ساير کارمندان هم تراز خود در ساير نهادها هستند.
در حالي که در اکثر ادارات دولتي علاوه بر افزايش 15 درصدي حقوق طبق قانون برنامه بودجه 94 ، حقوق کارمندان خود را از منابع داخلي افزايش داده اند، اما سهم اکثر معلمان از اين افزايش حقوق ها در دستگاه ارقامي ما بين 150 تا 250 هزار تومان است.
شايد يکي از مشکلات امروز معلمان سياست زدگي بيش از حد اين وزارت خانه و نياز مبرم برخي نمايندگان به راي آموزش و پرورشي ها براي ورود به مجلس است که سبب شده وزير اين وزارت خانه بيش از اينکه حواسش يه رفع مشکلات معلمان و چانه زني براي بهبود وضعيت معيشتي آنها باشد، تمرکزش به تذکرات و پرسش هاي نمايندگان است. خاصه آنکه عملکرد وي در انتصابات هم مورد نقد معلمان است و هم مورد نقد سياسيون.
ناتواني در حل مشکلات معلمان يکي از نقاط اشتراک اکثر وزراي آموزش و پرورش در تاريخ اين وزارت خانه است. واقعيتي تلخ که سبب شده تا اکثر معلمان مرد براي چرخاندن چرخ زندگي زير بار تورم به مشاغل دوم و سوم روي آورند، که البته شبع ترين آنها کلاس هاي تدريس خصوصي است.
سوال اصلي که وجود دارد آن است که مديران ارشد وزارت آموزش و پرورش از فردي که روزانه بيش از 12 ساعت کار مي کند تا خرج و مخارج زندگي خود را در حد متوسط جامعه تامين کند، چه انتظاري دارند که بتواند، نسل آينده اين مرز و بوم را شايسته و بايسته تربيت کند؟
گستاخي دانش آموزان و اهانت هايي که در قالب شوخي و جدي از سوي دانش آموزان به معلمان روا داشته مي شود از ديگر مصائبي است که جامعه آموزگاران را بيش از گذشته مي آزارد و عشق و اشتياق نزد مدرسان دلسوز را مي سوزاند، مساله اي که تا کنون فکري جدي براي آن نشده است و روز به روز اين رويه رو به وخامت بيشتري مي نهد.
اما بازهم امروز روز معلم است. روزي براي تقدير از افرادي که با تحصيلات دانشگاهي از کارگران ساختماني کمتر حقوق دريافت مي کنند! روزي براي ارج نهادن به افرادي که اين روزها مورد تمسخر و استهزاء دانش آموزان قرار مي گيرند و مجبورند براي تامين مخارج زندگي دم بر نياورند! افرادي که اگر عاشقانه تدريس کنند، بايد به ناداشته هاي مالي خود قناعت کنند و اگر تامين مخارج خانواده را ترجيح دهند، در وظيفه خود قصور خواهند کرد!
امروز بازهم از مقام رفيع معلم گفته مي شود و همه از آنها تمجيد مي کنند. اما از اين حلوا حلوا کردن نه کام معلمان شيرين مي شود و سفره آن رنگي ديگر پيدا مي کند. نمايندگان از فردا دوباره به فکر استيضاح وزير و تعويض مديران اين وزارت خانه هستند و وزير و اطرافيانش به دنبال رفع و رجوع خرده فرمايشات نمايندگان و آن چيزي که بازهم مسکوت مي ماند، مشکلات اقتصادي معلمان است!