نامه سرگشاده جنبش عدالتخواه دانشجویی به سيدحسن خمينی
جنبش عدالتخواه دانشجويي اعلام کرد: متاسفانه برخي از اقدامات شاهدي است بر اين مدعا که هنوز برخي مسئولين در جمهوري اسلامي صرفاً نگاه شعاري به آرمانهاي امام روح الله دارند.
جنبش عدالتخواه دانشجویی در نامهاي سرگشاده به سيدحسن خميني توليت حرم امام (ره) نوشت: متاسفانه برخي از اقدامات شاهدي است بر اين مدعا که هنوز برخي مسئولين در جمهوري اسلامي صرفاً نگاه شعاري به آرمانهاي امام روح الله دارند و گويي قرار نيست منويات ايشان هيچگونه بازتابي در رفتار و عملکرد آنان داشته باشد.
در نامه اين اتحاديه دانشجويي خطاب به حجتالاسلام سيدحسن خميني آمدهاست: حضرت روحالله را پيش از آن که به شناسنامه سازمان ثبت و احوالشان بشناسيم، به روش و منش گراميشان شناختهايم و نسبت و قرابت هر کس با آن بزرگوار را به معيار افکارحضرتش سنجيدهايم. چه فراوانند، آزادگان و عدالتخواهاني که در گوشه گوشه جهان با مليتهاي گوناگون با اقتدا به خميني کبير، علم مبارزه را به دوش گرفتهاند که فرمود: «من دست و بازوي همه عزيزاني که در سراسر جهان کوله بار مبارزه را بر دوش گرفتهاند، و عزم جهاد در راه خدا و اعتلاي عزت مسلمين را نمودهاند، ميبوسم… » که همينها فرزندان رشيد تفکر امام مستضعفان (ه ) هستند و نيز هستند کساني که در مرزهاي همين کشورند و به استناد عملکردشان، نسبتي با امام( ره) ندارند.
در ادامه آمده است: اخيرا تصاويري از حرم امام (ره) منتشر شد که سخت متعجب و بعد متاسفمان کرد. اين عکسها (به عنوان آينه عملکرد جنابتان) چه سنخيتي با امام کپر نشينها و پابرهنگان دارد؟! تصاوير منتشر شده را در کنار تصاوير حسينيه جماران گذاشتيم و از دريچه قياس نگريستيم، اما هيچ نسبتي نيافتيم و از همين مدخل سوالي ذهنمان را درگير ساخت که: «اين حرمِ توليت است يا شما توليت حرم هستيد؟!» اين حرم را براي چه کسي ساختهايد؟ براي مسئوليني که با الگانس بيايند تجديد بيعت کنند و عکس انتخاباتي بگيرند و بروند؟! يا براي امام 15 خرداد(ه) که ميفرمايند: «بررسي کنيد اشخاصي که در 15 خرداد جان دادند، سنگ قبرهاي آنها را ببينيد، کي بودند اينها؟ اگر يک سنگ قبر از اين قشرهاي ديگر غير اسلامي پيدا کرديد، آنها هم شرکت داشتهاند، اگر در قشرهاي اسلامي يک سنگ قبر از آن درجههاي بالا پيدا کرديد، آنها هم شرکت داشتهاند، ولي پيدا نميکنيد. هرچه هست از اين قشر پايين است، اين قشر کشاورز است، اين قشر کارگر است، اين تاجر مسلم است، اين کاسب مسلم است، اين روحاني متعهد است، هرچه هست از اين قشر است، پس 15 خرداد را به تبع اسلام اينها به وجود آوردند و به تبع اسلام اينها حفظ کردند و به تبع اسلام اينها نگهداري ميکنند. » (صحيفهي نور، ج 7 ، ص 54)
جنبش عدالتخواه دانشجويي ادامه داد: اين حرم 5 ستاره! متعلق به امامي است که در گرماي نجف حاضر نبود به اندازه يک کولر سطح زندگيش از مردم عادي بالاتر برود؟! نکند گمان کردهايد از اين طريق « العياذ بالله» به امام (ره ) شأن و منزلت عطا ميفرماييد؟! اگر به اين برج و باروها بود که پابرهنگان خميني (ه) ميبايست فوج فوج به بيل گيتس و لري اليسون ايمان ميآوردند! فکر نميکنيد آنان که از اقصي نقاط جهان به شوق زيارت قبر امام روح الله تشريف ميآورند، با ديدن حرمي که اين بلاي پر زرق و برق! را سرش آوردهايد گمان ميکنند که راه را اشتباه آمدهاند؟! متاسفانه اين عمل شما، شاهدي است بر اين مدعا که هنوز برخي مسئولين در جمهوري اسلامي صرفاً نگاه شعاري به آرمانهاي امام روح الله دارند و گويي قرار نيست منويات ايشان هيچگونه بازتابي در رفتار و عملکرد آنان داشته باشد.
در ادامه اين نامه خطاب توليت حرم امام(ره) آمده است: ظاهرا حضرتعالي علاقه وافري به نمادينه کردن امام (ه) به جاي نهادينه کردن افکار امام (ه) داريد؛ معمولا کساني سراغ اينگونه اعمال (يعني نماد و مجسمه ساختن) ميروند که بيشتر از سيرت به صورت تمايل داشته و بيشتر از هسته به پوسته گرايش دارند؛ تمرکز بر ظاهر بدون محتوا، خطر استحاله را بدنبال دارد و اين موضوع است که موجب نگراني ما شده است؛ خطر وارونه جلوه دادن افکار امام (ره) آن هم از جانب خاندان ايشان، پناه بر خدا
به نظر ميرسد، ميان شما و امام (ره) به اندازه همين حرم مجللي که ساختيد، فاصله هست…
به واقع اينگونه اعمال چه لزومي دارد؟ چه تناسبي بين اين خرجهاي شبههدار با نظام فکري امام خميني(ره) وجود دارد؟ آيا اين عمل جنابعالي مصداق « حيف بيت المال» نيست؟ مگر رهبري بارها و بارها نسبت به خرج بيتالمال در مسائل غير ضروري و صرفا تشريفاتي تذکر ندادهاند؟
در پايان اين نامه تاکيد شد: ما در آخر با جملاتي از امام پابرهنگان(ره)، اين نامه را به پايان ميرسانيم: « خوف اينکه ما اگر ساده رفتار کنيم، آنـهـا بـا آن سـفارتخانههاي آنها، با آن وضعي که دارند، ما در نظر آنـهـا تـحقير ميشويم، اين خوف را در خودتان راه ندهيد… شما گمان نـکنيد که اگر چنانچه بهطور ساده عمل بکنيد و سفارتخانه شما يک جاي سـادهاي بـاشـد، يک مرکزي باشد که از آنجا علم و دانش و اخلاق صادر شـود، شما تحقير خواهيد شد، خير. اين حرف، حرف غرب زدههاست که خيال ميکنند ما اگر مثل غرب نباشيم ما تحقير ميشويم… عظمت انسان، به لـباس و کلاه و اتومبيل و پارک و امثال آن نيست. انسان يک حقيقتي است کـه اگـر آن حقيقت بروز کند، شرافتمند است، عظمت دارد. » حضرت روح الله در جمع سفرا و کارداران دولت جمهوري اسلامي (جلد 13 صحيفه نور صفحه 487)