رابطه ورزش و امنیت اجتماعی (عزیزالله محمدی)

امنیت اجتماعی دارای ابعاد سیاسی و حکومتی بوده و به شدت آمیخته با مقوله اساسی قدرت است و در مطالعات و بررسی‌های استراتژیک در ذیل امنیت ملی مورد مطالعه و بررسی قرار می‌گیرد. امنیت اجتماعی را از حیث شمولیت و فراگیری می‌توان امنیت عمومی نیز قلمداد نمود که حوزه‌های امنیت جمعی و گروهی را می‌تواند پوشش دهد. در میان نظریه‌پردازان امور امنیتی، ویور ، امنیت اجتماعی را توانمندی جامعه برای مراقبت از خصوصیات و ویژگی‌های بنیادین خود در شرایط تغییر و تهدیدات عینی و احتمالی تعریف نموده و بر ارتباط نزدیک میان هویت جامعه و امنیت تأکید داشته و خاطر نشان می‌کند که جامعه، امنیت هویتی‌اش را می‌طلبد بر این اساس، امنیت اجتماعی، آرامش و آسودگی خاطری است که هر جامعه موظف است برای اعضای خود ایجاد نماید.
امروزه تهدیدات امنیتی، بر اساس میزان، شدت و قدرت آسیب‌زایی‌شان نسبت به تمامیت و هویت ارزش نظام حاکم تعریف و طبقه‌بندی می‌شوند.
 از این منظر باید به تهدیدات امنیتی، نگاه دوباره نمود. سایه تهدید در تمام جوامع وجود داشته و مصالح و منافع ملی، کیان کشور، استقلال، ثبات، مشروعیت و مقبولیت آنها را به خطر می‌اندازد. تهدیدهای امنیتی متناسب با وضعیت هر کشور و هر جامعه‌ای متفاوت بوده و درجات آسیب‌پذیری‌شان متغیر می‌باشد. لذا می‌توان گفت هر گونه رویدادی که ثبات، تعادل و انسجام جامعه را بر هم زند، «تهدید امنیتی» محسوب می‌گردد. به عبارت دیگر می‌توان بیان داشت که: «تهدید امنیتی» به مجموعه اقداماتی گفته می‌شود که بقای رژیم‌ها، نظام شهروندی، ارزش‌های حاکم و هنجارهای پذیرفته شده، حاکمیت قانون و شیوه زندگی آحاد جامعه را مختل و موجودیت آنها را به خطر می‌اندازد.
در این رهگذر، برای چندین دهه است که مسابقات و رویدادهای ورزشی به طور عام و جام جهانی فوتبال بطور  خاص کانون ضریب سلامتی جوامع، میزان شادی در جوامع، میزان توسعه یافتگی اجتماعی و اقتصادی کشورها، رونق کسب و کارها، احساس هویت ملی، انسجام اجتماعی، غرور جمعی و امنیت اجتماعی شناخته شده است. بر همین اساس، هیجان و قدرت نمادین فعالیت‌های ورزشی و رخ دادهای آن به عنوان یک ابزار برای آشتی و اتحاد مجدد جوامع، مبارزه با نژادپرستی، مبارزه با فقر و گرسنگی، کاهش مرگ و میر کودکان، ترویج برابری جنسیتی و … در رخدادهای بین المللی ورزشی استفاده می‌شود.
مزاياي اجتماعي و تربيتي ورزش موجب گسترش آن در ميان طبقات مختلف اجتماع شده است. اين قلمرو مقوله اي است كه با زنجير ه اي از جاذبه ها و تأثيرات،  ايده ها را به واقيعت تبديل كرده است ؛ به عملكرد صحيح اجتماعي  همراه با افزايش غرور ملي كمك مي كند، ورزش يعني تلاش مستمر براي اعتلا ، بنابراين اين رشته مي تواند به عنوان يك نيروي پويا و رو به رشد در جامعه مطرح شود. در بعد کسب و کاری و حرفه اي نيز امروزه ورزش در کشوری همچون ایالات متحده امریکا بعنوان يك صنعت250 میلیارد دلاری با رشدی 50 درصدی در طول یک دهه و اشتغال 24000 نفر بطور مستقیم و 5/4 میلیون شغل بطور غیرمستقیم در میان صنایع  این کشور پیشرفته، به عنوان ششمین صنعت به شمار می رود و سبب گسترش موقعيتهاي شغلي و افزايش گردش مالي و عدالت اجتماعی در اجتماع خود است(محمدکاظمی، 1386). در اين راستا شناسایی و تجزيه و تحليل میزان تاثیر این عامل در افزایش امنیت اجتماعی در کشور خودمان می تواند اقدامی كارا و موثر جهت برنامه ریزی تلقی گردد .
به طور کلی، سیاست‌گذاران ورزشی و پژوهشگران این حوزه در بسیاری از کشورهای محروم و در حال توسعه برای بهبود و توسعه زیرساخت‌های اجتماعی و اقتصادی، پروژه‌های تحقیقاتی زیادی را از نقطه‌نظر توسعه فعالیت‌های ورزشی همگانی و قهرمانی به عنوان یک ابزار نیرومند انجام داده‌اند که در ذیل به برخی از این تحقیقات اشاره می‌گردد؛ مبارزه با نژاد پرستی، برقراری ارتباطات اجتماعی، فرهنگی و قومی؛ مبارزه با بیماری ایدز؛ از بین بردن بیماری‌های غیر‌واگیر؛ کمک به برابری جنسیتی ؛ التیام آسیب‌های روانی در میان قربانیان بلایای طبیعی، جنگ یا ناآرامی‌های مدنی؛ و امنیت اجتماعی.
با عنایت به تحقیقات گذشته مشخص می‌گردد که در مطالعات مرسوم در توسعه زیرساخت‌های اجتماعی-اقتصادی، بویژه در جوامع در حال توسعه از جمله کشورهایی مثل ایران و برزیل به امنیت اجتماعی از طریق  توسعه ورزشی باید توجه چندانی بشود. لذا، شناسایی معیارهای توسعه یافتگی جوامع از طریق فعالیت‌های ورزشی همواره به عنوان یک دغدغه بزرگ برای سیاست‌گذاران و مدیران ورزشی در توسعه زیرساخت‌های اجتماعی-اقتصادی جوامع مطرح بوده است.
به طور کلی، سیاست‌گذاران ورزشی و پژوهشگران این حوزه در بسیاری از کشورهای محروم و در حال توسعه برای بهبود و توسعه زیرساخت‌های اجتماعی و اقتصادی، پروژه های تحقیقاتی زیادی را از نقطه نظر توسعه فعالیت‌های ورزشی همگانی و قهرمانی به عنوان یک ابزار نیرومند انجام داده‌اند که در ذیل به برخی از این تحقیقات اشاره می‌گردد؛ مبارزه با نژاد پرستی، برقراری ارتباطات اجتماعی، فرهنگی و قومی(Meier & Saavedra, 2009)؛ مبارزه با بیماری ایدز (Banda et al, 2008)؛ از بین بردن بیماری‌های غیر‌واگیر (WHO, 2008a)؛ کمک به برابری جنسیتی (Meier & Saavedra, 2009)؛ التیام آسیب‌های روانی در میان قربانیان بلایای طبیعی، جنگ یا ناآرامی‌های مدنی(UN, 2003)؛
البته به نظر مى رسد استمرار زندگى عمومى همان بقاى حيات اجتماعى و تأمين سلامت عمومى است و احتمالاً با امنيت عمومى برابرى مى نمايد.  به اين دليل كه دوركيم مخاطرات عليه امنيت فكرى و امنيت اخلاقى جامعه و بدبختى هاى ناشى از آن را با همبستگى اجتماعى و حيات عمومى پيوند مى زند (آرون ریمون، 1370).
احتمالاً به اعتقاد دوركيم سلامت اخلاقى، فكرى و جسمانى جامعه نشانه اى از، امنيت عمومى است و هر جا امنيتى باشد سعادت هم دركار است. بدبختى هاى بشر، ناامنى هستند چون در اين حالت مرگ بر زندگى غلبه كرده است. وى از شاخص هاى غلبه بدبختى بر سعادت وخوشبختى را تعداد خودكشى ها مى داند. به عبارتى، امنيت عمومى و اجتماعى با ميزان دگركشى و خودكشى به مخاطره مى افتد. خصوصاً اين كه، اگر دگركشى ها و به طور عام جرائم بدون مجازات بماند. به اين ترتيب، وجود مجازات (نظير قصاص)، امنيت توليد مى كند. البته برخى بدبختى ها، مشكلات و جرايم مجازات سركوب گرانه ندارند (نظير بحران هاى اقتصادى، ورشكستگى، رفتار ضدّ رسوم اجتماعى) ولى نيروهايى عليه امنيت جمعى و اجتماعى تلقى مى شوند وبه طوركلى به دليل اين كه ناسامانى ها و جرايم، حيات جمعى را به خطر مى اندازند، ضدّ امنيت اجتماع هستند (دور کیم امیل، 1381: 71 و 209 تا 218).
ورزش به عنوان یک زبان بین الملل این توانایی را دارد که در بین فرهنگ‌های مختلف، برنامه‌های مربوط به ورزش را به مانند پلی ارتباطی در بین جوامع با قومیت‌های مختلف مرتبط سازد. در نتیجه، ورزش می‌تواند به عنوان یک ابزار قدرتمند برای ارتقای آسایش و امنیت هم به صورت نمادین در سطح جهانی و هم به صورت خیلی خاص در جوامع محسوب گردد(UN,2003).
قدرت ورزش می‌تواند به عنوان یک ابزار برای جلوگیری از تعارضات اجتماعی و نیز برای ساخت آسایش و امنیت پایدار مورد استفاده قرار گیرد. و هنگامی که کاربردی می‌شود، برنامه‌ها و فعالیت‌های ورزشی موجب ارتقای سطح انسجام اجتماعی و سطح تحمل (تلرانس) اجتماعی  می‌گردد. این ارزش‌های اساسی همان‌هایی می‌باشند که برای ایجاد صلح پایدار ضروری هستند. خصوصاً در محیط‌های دارای تعارض این ارزش‌ها می‌توانند برای کاهش تنش‌ها به کار گرفته شوند(UN,2003).
ارتقاي امنيت اجتماعي، به سامان اجتماعي و به تبع، كاهش نرخ جرايم و آسيب هاي اجتماعي مي انجامد. جامعه اي كه به توسعه پايدار و همه جانبه مي انديشد (جامعه سالم)، بايد زير ساخت هاي توسعه و تأمين حقوق شهروندي را در دستور كار اولويت دار خود قرار دهند . در چنين جامعه اي حقوق شهروندان، امنيت عمومي، جاني، مالي، احساس امنيت (ارتقاي شاخص امنيت رواني) مورد توجه و احترام پايه اي قرار م يگيرند. برقراري چنين وضعيتي، عزم، اهتمام و اراده دولت و مردم را بسيار طلب مي كند. دولت از طريق فراهم سازي زيرساخت هاي محوري در برقراري نظم و امنيت، تدوين راهبردها و طرح هاي امنيتي، اجرا و ارزيابي اين طرح ها و مردم نيز با مشاركت فعال و مؤثر خود مي توانند به مديريت بهينه نظم و امنيت و افزايش ميزان احساس امنيت كمك شاياني نمايند. در نتيجه، ميزان امنيت و آسيب هاي اجتماعي با ميزان توسعه يافتگي، شاخص امنيت، مشاركت عامه مردم، كارآمدي نهادها و دستگاه هاي امنيتي و مرتبط با امنيت ملازمه دارد.
https://hoorkhabar.ir/44289کپی شد!
268
 

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *