کمبود آب و به صدا درآمدن زنگ خطر تنشهاي منطقهاي و ملي
عضو کمیته علمی کنفرانس ملی رودخانه کارون گفت: در دورههاي گذشته روند طبيعي رودخانه کارون پراکنش کانونهاي انساني و فعاليتهاي آن را کنترل و تعادل رودخانه را در بلندمدت حفظ ميکرد اما با حرکت در طول زمان اين روند تغيير کرده و الگوي توسعه کانونهاي تمرکز فعاليتها و منابع از مسير اصلي کانال رودخانه فاصله گرفته است که علت آن توسعه تکنولوژي و استفاده از منابع جديد است.
جعفر مرشدي عنوانکرد: اين مساله روند هزاران ساله الگوي تمدني را به هم زده و مشکلات متعددي را به جامعه تحميل کرده است که از آن جمله ميتوان به تغيير الگوهاي نيازمندي جوامع، توزيع منابع آب و نهايتا کمبود آب اشاره کرد که زنگ خطر تنشهاي آينده منطقهاي و ملي را به صدا درآورده است.
وی افزود: رودخانهها با توجه به فراهم ساختن شرايط مناسب از نظر آبياري، عمران، حمل و نقل و ارتباطات همواره به عنوان محل ايجاد و تمرکز کانونهاي جمعيت، نقش حياتي در ساختار تمدنهاي بشري دارند. در ايران بهخصوص دشت خوزستان وجود شرايط زمين ساختي مناسب جهت ايجاد اشکال رودخانهاي سازگار با تمرکز فعاليتهاي تمدني سبب شده است که شاهد رشد و تکامل مراکز تمدني بزرگي در طول تاريخ حيات بشري باشيم که در اين بين نقش رودخانه کارون، دز، کرخه و جراحي از ساير موارد بيشتر است.
مرشدی با اشاره به نقش رودخانه کارون در ايجاد الگوهاي سکونتي و ساختارهاي تمدني دشت خوزستان، تصریحکرد: رودخانه كارون پرآبترين و طويلترين رود ايران است. طول رودخانه كارون 950 كيلومتر و وسعت حوزه آبريز آن ۶۰ هزار كيلومتر مربع است. شاخه اصلي رودخانه از محل تنگ عقيلي و شاخه دز نيز از جنوب سد دز وارد دشت خوزستان ميشوند. دبي و رسوب اين رود سبب توسعه اشکال رودخانهاي مثل مخروط افکنههاي شوشتر، دزفول و توسعه دشت سيلابي مسير رودخانه شده است. ارتباط بين اشکال ناشي از فرايندهاي رودخانه کارون نشان ميدهد که کانونهاي سکونت و استقرار ساختارهاي تمدني گذشته در اين محدوده تابعي از توزيع خاکهاي آبرفتي قابل کشت بوده است. پراکندگي مخروطه افکنهها با توزيع الگوهاي تاريخي تمدن رابطه مستقيمي دارد و در نهايت باعث توسعه نظامهاي آبياري، الگوهاي کشت، تکنيکهاي انتقال آب و شکلگيري نظامهاي اجتماعي، اداري و فرهنگي شده است.
این عضو هیات علمی دانشگاه آزاد واحد اهواز گفت: الگوي سکونتگاهها در روي مخروط افکنههاي شوشتر و دزفول به شکل پراکنده و توزيع پخش شده در الگوي بادبزني است. در طول مسير رودخانه از بند قير تا دهانه اروند رود نيز روند استقرار به الگوي خطي تبديل ميشود که از تغييرات مسير رود تبعيت ميکند. بررسي فاصله سکونتگاههاي اين محدوده نشان ميدهد که هرچه از کانال اصلي رودخانهها فاصله گرفته ميشود تعداد سکونتگاهها و تاسيسات وابسته به انسان کاسته ميشود، به نحوي که بيشترين تمرکز سکونتگاهها تا فاصله 1000 متري از کانال رودخانه مشاهده ميشود.
وی یادآورشد: از سوی دیگر هرچه رودخانه به سمت دهانه خليجفارس امتداد مييابد از تمرکز و تعداد مراکز سکونتي کاسته ميشود. ساختارهاي زمينشناسي، اراضي طغياني ناشي از سيلابهاي دورهاي، اراضي تحت تاثير جذر و مد، تپههاي ماسهاي و زمينهاي کويري از محدودههاي دافع سکونت و استقرار فعاليتهاي انساني اين محدوده است.