چرا باید رای بدهیم؟ (کاوه بهلولی قشقایی)

” رای” دیدگاه یا نظرگاه افراد را گویند که نسبت به یک موضوع یا فرد بیان می کند .مردم در انتخابات نظر و دیدگاه خود را نسبت به انتخاب یک فرد یا تفکر و یا ایدئولوژی, ابراز میدارند واین یعنی, قبول برنامه و اعطای مسئولیت تصمیم گیری و تصمیم سازی برای نامزد انتخاباتی یا یک تفکر. همه ی مردم نمی توانند در تصمیم گیری ها حضور داشته باشند ، لذا وکالتا این امر را به عهده نمایندگان خود می گذارند.ممکن است هریک از ما به بعضی عملکردها، قوانین و نحوه اجرای آنها نقد داشته باشیم، اما این مشکلات باعث نمی شود بی تفاوت باشیم بنابر این وجه تمایز انسان با سایر موجودات, قدرت اختیار او,در تعیین مدیران و روسا است. در جامعه ای که نام جمهوری را با خود یدک می کشد، همه جا نگاه به نظر مردم می شود و سوال از او مطرح می شود که کدام مسیر را برای حرکت و رشد خود می پسندد.
 
پرده اول 
 کارشناسان میگویند ,انتخابات سرمایه‏ گذارى عظیم ملت است؛ مثل این‌که شما سرمایه‏ ى سنگین و عظیمى را در بانک می‌گذارید، بانک با آن کار می‌کند و شما از سودش استفاده می‌کنید؛ انتخابات یک چنین چیزى است. ملت با رای دهی, سرمایه‌گذارى عظیمى را می‌کند، سپرده‏ گذارى بزرگى را انجام می‌دهد و سود آن را می‌برد. 

آراء یکایک مردم سهمى است از همان سرمایه‏ گذارى و سپرده‏ گذارى. هر رأیى که شما در صندوق می اندازید، مثل این است که یک بخشى از پول آن سپرده را دارید تأمین می‌کنید..عدم حصول کامیابی از نتیجه می تواند عاملی برای دلسردی محسوب شود، اما احترام به نظر اکثریت، محصول دموکراسی و جمهوریت است.انتخابات در کشور ما یک حرکت نمایشى نیست پایه‏‌ى تمام نظامها سیاسی همین انتخابات است مردم‏سالارى دینى با حرف نمی‌شود؛ مردم‏سالارى دینى با شرکت مردم، حضور مردم، اراده‏ ى مردم، ارتباط فکرى و عقلانى و عاطفى مردم با تحولات کشور صورت می‌گیرد؛ این هم جز با یک انتخابات صحیح و همگانى و مشارکت وسیع مردم ممکن نیست.”مشارکت در انتخابات و نوشتن برگه تعرفه. 

پرده دوم 
هر حقی که بر خود روا بدانیم، تکلیفی بر دوشمان می گذارد که توجه به آن, وعمل به آن می تواند نتایج فردی و یا اجتماعی به دنبال داشته باشد.رای به معنای آنست که هر رای دهنده برای آینده اش تصمیم می‌گیرد؛ به خود حق صحبت کردن و انتخاب کردن می دهد و یک نفر را برمیگزیند چون اینگونه فکر می کند که این فرد می تواند کشور را به ثبات, و امنیت درعرصه های مختلف برساند.در همه  جوامع که به آزادی اعتقاد دارند، سرنوشت سیاسی مملکت از طریق اراده ی ملی رقم می خورد. بنابراین میزان مشارکت عمومی در تصمیم گیری های سیاسی، میزانی است برای سنجش حساسیت آحاد جامعه در باره سرنوشت شان و از طرفی میزانی برای مقبولیت قدرت حاکمه.دولتها متعلق به تک تک شهروندانند و  منصفانه نیست که از مواهب عملکردآنها بهره مند شوند اما نگران سرنوشتش نباشند. 
 
واجدین شرایط رای دادن دو طیف بیشتر نیستند؛ یا از وضع موجود راضیند و خرسند, و یا ناراضی و ناخشنود.آنهایی که از وضعیت راضیند، حق دارند که دوباره نیز هم به همان جناح از کاندیداها رای دهند. بنابراین می باید تلاش کنند که وضع موجود را حفظ نمایند .آنهایی هم که از شیوه پیشین دل خوشی ندارند  باید  بگردند بدنبال نامزدهایی که  با اندیشه و سیستم مطلوب فکری آنها منطبق تر باشد، و ببینند تفکرات  خود را در کدام نامزدها می بینند تا  از صمیم جان در راه پیروزی نامزدهای مورد نظرشان تلاش کنند. این تلاش فقط در رای دادن به آن کاندیداها خلاصه نمی شود بلکه شامل روشنگری دیگران و جلب آرای سرگردان نیز می گردد.کافی نیست که تمام توجه ما معطوف به شرکت در انتخابات شود بلکه لازم است در راستای معرفی کاندیدا و اندیشه ی او ،مخصوصا به اقشار کمتر آگاه، کوشش شود. این امر چندین برکت به دنبال دارد.اول آنکه موجب جاری شدن اراده ی بخشی از مردم می شود که از وضع موجود  مجلس ناراضی بوده اند. دیگر این که باعث رشد و اعتلای شعور سیاسی و اجتماعی افراد جامعه می گردد و سوم آن که شور و نشاط عمیقی در جامعه ایجاد می کند.
  
پرده سوم 
اگر رابطه فرد و اجتماع را ارگانیک بپنداریم میتوان  در تمثیلی گفت که,جامعه به مانند فرزند ماست آیا می شود با فرزند خود قهر کرد ؟ ،فرزند را ما بزرگش می کنیم ورونقش می دهیم . اگر با فرزندمان قهر کنیم ، او رشد نمی کند واین عدم رشد فرزندمان,موجب  سر افکندگی ما می شود . سپس دیگران و غریبه ها برایش دست تکان می دهند ، به او برنامه می دهند سیاست هم همین است  ما اگر با صندوق های رای قهر کنیم ، پای صندوق های رای نرویم با جامعه خود قهر کرده ایم دیگران برایمان تصمیم می گیرند.پس بیایید به صندوق های رای اعتماد کنیم ، و مسئولیت تصمیم گیری را براساس اصول  مصرح  در  قانون اساسی حضوری پر رنگ  در انتخاباتها از” جنس نظارت و پیگیری ، نقد و پیشنهاد” داشته باشیم. بنا بر این همه مسئولیم ، کلکم راع و.. 

برخی از انسانها به علت ناتوانی در دفاع از حقوق انسانی خویش یا عدم صراحت لهجه در بیان خواسته های خود,اجازه میدهند که دیگران برای آنها تصمیم بگیرند.دیگران نیز چون بر اساس منافع خود تصمیم میگیرند به راحتی سرنوشت این افراد را رقم میزنند.باید بدانند خودشان هستند که مجوز مداخله دیگران (کسانی که بعضا قبولشان ندارند)را در امورات خویش میدهند بی آنکه این افراد ,متوجه نقطه ضعف خویش شوند.این افراد با این ترفند ,از پاسخگویی به خود منطقی,فرار میکنند و مجبور به اعتراف برای  من (خود منطقی) نیستند در این موقع,رای ندادن مفری میشود برای تخلیه انرژی های منفی ناشی از سرخوردگی و البته  احساس رها شدگی از تکلیفی که مرتبا از درون این افراد می جوشد.اما این رها شدگی ,موقتی است و در آینده ای نزدیک ,خود منطقی به سراغشان می آید یا مرتبا با او کلنجار میرود.یادمان باشد وقتی رای نمیدهیم مثل این می ماند که به طبیعت فرمان میدهیم همه چیز مطلق است و با زبان بی زبانی,ناتوانی خویش را فریاد میزنیم البته این فریاد درونی است و بیش از هر کسی,خودمان این صداها را میشنویم.. 

پرده چهارم 
کسانی که رای نمی دهند گمان می کنند که با رای دادن یا ندادن آنها هیچ چیزی تغییر نمی کند.در هر جامعه ای که حضور داشته باشید باید این حق را به خود بدهید تا بتوانید در مورد مسائل کشور خود تصمیم بگیرید ، رای دادن هم نمونه ای از ابراز عقیده, در مورد سیاست ها است . اگر رای ندهید ، یعنی دیگری بجای شما تصمیم گرفته و حق شما ضایع شده است حتی اگر کاندید مورد نظر شما از اکثریت رای برخوردار نیست ، بازهم باید رای بدهید . برای اینکه رای شما ممکن است همه چیز را عوض کند. به طور مثال چند سال پیش در انتخابات شورای دانشجویی دانشگاه,کاندیدایی تنها به اختلاف دو رای شکست خورد. این در حالی صورت گرفت که دردانشگاه  چند هزار نفری ما ، بیش از ۲۵۰۰ نفر رای ندادند ! یعنی اصلا برایشان مهم نبود که چه کسی با چه ویژگی هایی, شورای دانشگاه را برعهده بگیرد .نهایتا اینکه رای دادن ، ابزاری برای نشان دادن عقیده شما نسبت به وضعیت است و به قول یکی از دوستانم ، اگر رای نمی دهید و رای دادن برایتان مهم نیست ، هر وقت که از سیاست ها خوشتان نیامد باید خفه شوید!  پس میبینیم که  یک رأى هم اهمیت دارد. 

پرده آخر 
چند نفر از ما, فردای خود و فرزندانش را خارج از ایران متصور شده اند؟آیا راهی جز صندوق رای داریم؟ آیا اگر از رای دادن کناره گیری کنیم چیزی بهتر می شود؟ آیا این حق را برخود نمی دانیم که کسی را با انتخابمان روی صندلی ای بنشانیم که از آنجا, نگاه به مردم, نگاهی هم سطح باشد و فقیر و غنی یکسان دیده شوند؟ رشد و تعالی این جامعه با حرکت میسر است. سکوت و یک جا ماندن جز به معنای نادیده گرفتن حقوقی نیست که برای به دست آوردن آن باید تلاش کرد؟قطار گفتمان مردم سالاری در جهان, ایستگاه به ایستگاه می‌رود …آنهایی که پیاده شدند, پیاده شدند, ما می‌رویم بنابراین برای این رفتن و نماندن، باید دست از تبنلی برداریم و به جای گشتن به دنبال مصداق، ملاک‌ها را پیدا کنیم. ملاک که باشد، مصداق، خودش را به‌راحتی نشان می‌دهد. ملاک که باشد، دیگر آه و افسوس نمی‌ماند حتی اگر انتخاب ناروایی شکل بگیرد مأجور خواهیم بود.

https://hoorkhabar.ir/86128کپی شد!
146
 

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site is protected by reCAPTCHA and the Google Privacy Policy and Terms of Service apply.