پیروزی ملت سوریه در نبرد استراتژیها (محمد آشوری)

انتخابات ۳ ژوئن ۲۰۱۴ (۱۳ خرداد ۱۳۹۳) ریاست جمهوری سوریه، فصل نوینی در تاریخ سیاسی کشور سوریه را رقم زد این انتخابات از چند منظر قابل ارزیابی  است:

۱- کشور سوریه به عبارتی دیگر منطقه شامات، بعنوان خط مقدم جبهه مقاومت، در این چند سال اخیر مورد تهاجمات مختلف قرار گرفته است ریشه این تهدیدات و تهاجمات اخیر را می توان در ناکامی امریکائیها در تأمین اهداف راهبردی درخاورمیانه جستجو کرد. شکست پروژه صلح خاور میانه بزرگ که براساس نظریه یکجانبه گرایی آنان و هم پیمانشان در این منطقه استراتژیک دنبال می شد و نتیجه ای جز  فدا کردن منافع ملت های منطقه در پای حفظ رژیم اشغالگر قدس  و صهیونیستی به دنبال نداشت. محور غربی-عربی را بر آن واداشت که ژئو پلتیک این منطقه حساس را دچار تغییراتی نمایند و اقدامات عملی ای را در زمینه شکستن جبهه مقاومت طراحی نمایند.

۲- در کنارهمه تحولات جهانی، موج بیداری اسلامی در کشورهای منطقه که منجر به سقوط دیکتاتوریهای مورد حمایت امریکا در منطقه گردید، همچنین ناکامی اسرائیلیها در جنگ ۳۳ روزه، ۲۲ روزه و هشت روزه که هیبت دروغین آنان را بر ملا نمود و از سوی دیگر افسانه شکست ناپذیری آن را فروریخت و موجی از اعتماد به نفس و خود باوری را در ملت های منطقه هویدا ساخت و ساختار نظام سیاسی برخی از هم پیمانان آمریکا را به چالش کشید و امنیت پوشالی اسرائیل  را بعنوان راهبردی ترین سیاست امریکا به مخاطره انداخت.

۳- موج بیداری اسلامی، بازی دموکراسی خواهی غرب که از قضاء خاستگاه دولت های غربی برای شبیه سازی در فرآیند جهانی سازی قلمداد می گردد و با همین حربه و ترفند مجوز دخالت در کشورهای دیگر را با طراحی جنگ نرم و انقلاب های رنگین به خود و هم پیمانان را می دادند را از مسیر مورد انتظار آنان خارج ساخت و ملت های منطقه با ظهور اراده خویش راه جدیدی را برای حق تعیین سرنوشت انتخاب نمودند که منجر به شکل گرفتن ساختار های جدیدی در عرصه نظامهای سیاسی منطقه شد.

۴- جبهه استکبار با همنوایی با برخی از کشورها مثل عربستان و ترکیه و شکل دادن به محور غربی- عربی فشار کانونی خود را برای بهم ریختن ثبات و امنیت در سوریه و لبنان به کار بستند.
۵- صحنه سیاسی لبنان که با نقش آفرینی بازیگر قدرتمند خویش یعنی حزب الله به رهبری سیدحسن نصراله، به رغم فشار های شکننده امریکا، عربستان و… به خوبی مدیریت شده است اما راهبرد اساسی محور غربی- عربی دخالت همه جانبه و سقوط دولت قانونی سوریه و جایگزینی رژیمی هم پیمان با آنان است. 

۶- ناکامی و شکست امریکائیها در فرایند دولت – ملت سازی در عراق و افغانستان که به بهانه مبارزه با تروریسم و با هدف شکل دادن به دموکراسی های همسو انجام شد، سبک، روش  و سیاست جدیدی را برای تغییر ساختار سیاسی در برخی از کشورها برای ساقط کردن دولت های قانونی غیر همسو را رقم زدند و آن سازماندهی جریان معارض و القاء فقدان مشروعیت دولت های مستقل و برهم زدن ثبات و امنیت آنان و تراشیدن بهانه برای دخالت مستقیم و غیر مستقیم در این گونه کشورها بود.

۷- عرصه کشور سوریه یکی از این عرصه هاست، سازماندهی معارضین تحت عنوان تشکیل کنفرانس با حضور کشورهای مثلا دوست سوریه و اتخاذ تصمیم از طرف ملت سوریه توسط معارضینی که جایگاه قابل اعتنایی در بین قاطبه مردم سوریه ندارند و حمایت همه جانبه قدرت های سلطه، حکایت از دخالت در امور کشورهای مستقل و نقض حاکمیت آنان و در تعارض با حقوق بین الملل تلقی می گردد.
از سوی دیگر برهم زدن ثبات امنیت داخلی سوریه با حمایت همه جانبه از جریانات تکفیری مثل القاعده ، النصره، داعش و ارتش آزاد گامهای طراحی شده استراتژی ای است که محورغربی- عربی برای مدیریت این  پروژه اتخاذ نموده است.

استراتژی که پس از سه سال ایجاد بحران و کشتار مردم سوریه به دلیل عدم توجه به نظرات ملت سوریه با شکست مواجه شده است و در این جنگ اراده ها، اراده مردم مقاوم سوریه در شکل دادن به دمکراسی نوین، بر اراده بیگانگان غالب شده است و تحمیل اراده دیگران را بر نتابیدند. 

۸- آنچه در این رویکرد مورد توجه می باشد، همراهی دوستان واقعی مردم سوریه است که در این دوره بحران همواره بر تامین حق مردم سوریه تاکید و سعی در کاهش  آلام و دردهای این مردم داشتند و بر این نکته تاکید داشتند که سرنوشت مردم سوریه را خودشان باید رقم بزنند و نیازی به تحمیل عقیده و نظر دیگران و حتی لشکر کشی نیست! 

۹- این انتخابات در شرایطی برگزار شد که محور غربی – عربی با صرف هزینه های زیاد و انواع تهدیدات و ارعاب و تحقیر مردم که اباعی از طرح آن نیز ندارند، را عملی نمودند. حتی در روز رای گیری نیز از عملیات تروریستی، ایزایی و حملات خمپاره ای دریغ ننمودند! 

۱۰- برگزاری این انتخابات از این منظر نیز قابل ارزیابی است که سیاستمداران غربی که خود داعیه جهانی دموکراسی خواهی دارند، اظهاراتی مطرح نمودند که تعجب همگان را برانگیخت و پنبه ادعای دمکراسی خواهی خویش با این رفتار دوگانه زدند.

۱۱- یکی از جلوه های زیبای این انتخابات، حضور و همراهی آگاهانه اقلیت های دینی در کنار مسلمانان در فرآیند انتخابات سوریه بود و این حضور نه تنها توطئه های دشمنان ملت سوریه که مترصد ایجاد و تعمیق شکاف بین دولت – ملت بودند را خنثی نمود، بلکه وفاق و همبستگی ملی را به نمایش گذاشت. 

۱۲- صحنه تحولات سوریه و منطقه شامات، عرصه ای بود که ظرفیت بالای دیپلماسی پارلمانی را در کنار دیپلماسی رسمی و عمومی را به نمایش گذاشت، حضور هیات های پارلمانی کشورهای مختلف که به ابتکار، مجلس شورای اسلامی در قالب برگزاری کنفرانس دوستان سوریه عملیاتی گردید، نه تنها حصر سیاسی کشور سوریه را شکست، بلکه گشایشی بر سر راه حقوق ملت سوریه ایجاد کرد. همانطور که می‌دانیم منطقه شامات عمق استراتژیک امنیت ملی ماست و ایجاد همگرایی بین دوستان سوریه یک ضرورتی اجتناب ناپذیر است، تصمیمات استراتژیک نظام جمهوری اسلامی در این زمینه افق روشنی را برای منطقه رقم خواهد زد .

۱۳- حضور پرشور مردم در این انتخابات را باید به فال نیک گرفت و نشان از آغاز یک جنبش و شور جدید اجتماعی در این کشور دانست که مردم را به این نتیجه رساند برای دفع تهدیدات خارجی و حل مشکلات داخلی، باید از حق تعیین سرنوشت خویش بهره مند گردند. 

در پایان به ملت بزرگ سوریه که در شکل دادن به دمکراسی جدید در زیر آتش و خون اهتمام ورزیدند و با حضور در عرصه انتخابات پیام رسای خود را دادند تبریک عرض می نمایم. 

بی شک این رخداد بزرگ سیاسی نه تنها مهر باطلی بر استراتژی محور غربی – عربی زد، بلکه فصل نوینی در جهت خواست حقیقی مردم این کشور را فراهم نمود و می تواند نقطه عزیمتی در جهت رسیدن به کمال در این مسیر باشد.

https://hoorkhabar.ir/70307کپی شد!
76
 

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site is protected by reCAPTCHA and the Google Privacy Policy and Terms of Service apply.