در جهان امروز، سفارتخانهها دیگر تنها محل تبادل یادداشتهای رسمی و پرچمهای نیمهافراشته نیستند. پشت درهای بسته، در کنار میزهای چوبی صیقلی و زیر نور گرم لوسترهای قدیمی، جنگی بیصدا جریان دارد: جنگی برای فتح بازارها، بستن قراردادهای میلیاردی، و تسلط بر زنجیرههای تأمین جهانی.
عمران بائوج خوراک خبرخوان خوراک اتم
زنگزور را «دالان صلح» مینامند، اما هر ژنرال کهنهکار میداند که گاهی امنترین جاده، همان جادهای است که پیشزمینه جنگ بعدی میشود. ایجاد این مسیر، نه فقط ترافیک کالا، بلکه ترافیک نفوذ را نیز تغییر خواهد داد: از دریای سیاه تا دریای خزر، از آنکارا تا سواحل آسیای میانه.
دیپلماسی عقاب یعنی: دیدن فراتر از افق، شکار در لحظه مناسب، و اوجگرفتن با جریان بحرانها.
در آیندهای نزدیک، جنگها شاید بر سر چیپهای هوش مصنوعی، باتریهای هیدروژنی و دادههای کوانتومی باشد، نه بر سر نفت یا زمین.
با الهام از فلسفه هرمنوتیکی هانس-گئورگ گادامر، میتوان به مدلی برای حل منازعات میان ایران و آمریکا دست یافت که بر پایه فهم متقابل، بازسازی روایتها و همکاری فرهنگی-اقتصادی بنا شده است.
اکنون، در جهانی سرشار از قدرتهای خیزان، تهدیدهای چندلایه، و فرصتهای پراکنده، دیگر هیچکس نمیتواند فقط «دوست یا دشمن» باشد. ما وارد دوران موارنه ترکیبی چندجانبه شدهایم؛ دنیایی که خاکستری است، پیچیده است، و تنها بازیگران هوشمند در آن میمانند.
هکر رشد(Growth Hacker) کسی است که با استفاده از خلاقیت، دادهکاوی، آزمایش و تحلیل رفتار مشتری، روند رشد کسبوکار را سریعتر، هوشمندتر و کمهزینهتر میکند.
امروز، سامسونگ از دولت کره جنوبی اثرگذارتر است. Huawei برای چین بیشتر از سفیرانش پروژه امضا میکند. و COSCO چین را در بنادر آفریقا و یونان تثبیت کرده است.
اغلب ما شاهنامه را با نام رستم و سهراب، زال و سیمرغ، یا شاید با تصویر شاهان افسانهای میشناسیم. اما اگر کمی دقیقتر شویم، شاهنامه فقط یک دفتر شعر حماسی نیست؛ بلکه سندی است پنهان از آنچه امروز آن را سیاست جهانی، اقتصاد منابع، و حتی هویت ملی در نظام بینالملل مینامیم.
نظم جهانی جدید نه از دل انقلاب، که از دل انقلاب دیجیتال زاده میشود. اگر قرن بیستم، قرن جنگهای جهانی و جنگ سرد بود، قرن بیستویکم قرن نبرد برای تسلط بر جهان دیجیتال است.