فرصتهایی که میسوزد / جنگ فوتبال بر سر قدرت و یا منافع مردم
در حالی که سایر تیمهای لیگ برتر و دسته اول در اندیشه یارگیری و بستن مجموعه خود هستند، باز هم مشکلات مدیریتی در باشگاه صنعت نفت خودنمایی میکند.
تیم صنعت نفت آبادان در سالهای گذشته و در فصولی که به عدم نتیجهگیری این تیم در لیگهای مختلف منجر شد، دستخوش حوادثی بوده و هست که جلوی پیشرفت این تیم را در سطح مسابقات کلان کشوری گرفته و همچنان این باشگاه دستخوش ملعبههای بیسر و ته سیاسی و جنگ قدرت در درون کادر مدیریتی خود است.
در دو سال اخیر این درگیریها به اوج خود رسیده و باعث شده بودجه کلانی صرف بیبرنامگیها و در نتیجه عدم موفقیتهای این تیم صرف شود که تا به امروز هم کسی پاسخگوی این مسائل نبوده است.
نفت آبادان در فصل گذشته با وجود گسیل تمام امکانات و در اختیار سرمربی و بازیکنان تیم گذاشتن، موفق نشد نتیجه قابل قبولی را کسب کند و در حالی که به راحتی میتوانست راهی لیگ برتر شود، بر اثر تصمیمات نادرست در سطح مدیریت و فنی باشگاه، موفق به کسب این مهم نشد.
هواداران آبادانی که نشان دادهاند یکی از صبورترین و فهیمترین علاقهمندان به فوتبال در کشور هستند، هرگاه بهانهای برای سکوت را اختیار کرده و به امید موفقیت تیم خود زبان نگشوده و اجازه دادند تیم خود در آرامش محسوسی سیر کند، به امید آنکه نتیجه دلخواه حاصل شود.
اما در فصل جاری، سکوت مردم آبادان در قبال تیم خود به جایی رسیده است، که خیال باطل مدیران صنعت نفت را برداشته و به جای رسیدگی و به وضعیت تیم خود، جنگ قدرتی را آغاز کرده و برای رسیدگی به اهداف شخصی خود از هیچ تلاشی دریغ ندارند.
در شهری که مردمانش به یک توپ گرد دل خوش کردهاند و چیزی جز شادی همان توپ گرد را طلب نمیکنند، چگونه میشود که انگیزه مدیران یک باشگاه از خدمت به مردم به سوی قدرت طلبی پیش رود.
در حالی که تیمها مشغول مهیا شدن برای حضور در فصل آینده و بستن تیم خود از حیث بازیکن و مربی هستند، تیم زرد پوش آبادانیها، همچنان و مثال سالهای گذشته، درگیر مسائل مدیریتی و انتخاب مدیر عامل است و این زخم برای مردم آبادان همچنان سر باز میزند و ریشه در تفکر کم تعمق و آینده نگری و دلسوزی مسئولان امر دارد.
صنعت نفت دوست داشتنی مردم آبادان، این روزها آغشته با چاشنی نفرت شده که کمتر تماشاگری یارای حضور در ورزشگاه و اهتمام برای تشویق این تیم را دارد، مشخص نیست وقتی در فصل گذشته که امیدها به مراتب بیش از امروز بود و تماشاگری در تختی آبادان حضور پیدا نمی کرد، در این فصل با این همه قدرت طلبی مدیران نفتی، هوادار به چه امیدی باید در ورزشگاه حضور یافته و به تشویق تیم خود بپردازد.
بهای تنفر از تیمی که روزگاری نه چندان دور، روز و شب هوادارانش بود را چه کسی پرداخت خواهد کرد؟ بهای شادیهای از دست رفتهای که هر کدام به بهانه تغییرات غیر کارشناسی و انتخاب و انتصابهای بیدلیل و بیمورد به وقوع پیوست را چه کسی پرداخت خواهد کرد؟
آقایان به جرات میگوییم که مردم آبادان دیگر با انحلال این تیم هیچ مشکلی ندارند! چرا که وجود آن بیشتر نمک بر زخم این هوادار پاشیده و یادآور دردهای بیشماری شده است که باید این خاطرات شیرین و تلخ هر چه زودتر از خاطر ایشان محو شود.
انحلال تیمی که سرلوحه کارش بر باد دادن بیت المال است و پر کردن جیب عدهای که نه میدانند فوتبال چیست و نه عشق به آن را درک میکنند و نه علم آن را دارند، و تنها کسانی که از وجود این تیم سودی نمیبرند خود مردم آبادان هستند، در حالی که فلسفه حضور این تیم، رفاه مردم خسته از ناکامی آبادان بوده و هست.
در این بین با یکی رئیس انجمن هواداران فوتبال صنعت نفت آبادان گفتوگویی را انجام دادیم و نظرات وی را جویا شدیم.
عباس سورانی اظهار کرد: فصل نقل و انتقالات، مشابه کسی است که ابتدای صبح به بازار میرود و میوههای خوب را خریداری میکند، اما تیم صنعت نفت همیشه ظهر به خرید میرود و مشخصا از خرید کالای ارزان و با کییت نیز بیبهره است.
وی ادامه داد: بارها گفتهایم، فارغ از هر کسی و هر نامی، مدیری را باید به خدمت گرفت و برنامهای پنج ساله از وی خواست و در یک این برنامه مطمئنا موفقیت کسب خواهد شد.
رئیس انجمن هواداران صنعت نفت خاطر نشان کرد: هیئت مدیره باشگاه صنعت نفت هر چه زودتر باید مشخص شود، چرا که زمان به سرعت در حل از دست رفتن است و با گزینش یک مدیر عامل وی را برای دراز مدت به خدمت گرفته و یک برنامه سه ساله، بازیکنان و مربیان بومی را در این تیم احیا کند و ضمن بومی سازی، خرید بازیکنان درجه چندم و ناکارآمد برای همیشه در این باشگاه ریشه کن خواهد شد.
دغدغههای این رزهای هواداران نیز بیش از مدیران این تیم است و آنها نیز بر این باورند که این تیم ملک شخصی نیست و این صندلیها بقای ابدی ندارند، قصد نزول کدام تفکر را در این بیقوله ویران شده وجود دارد که مدتهاست به یک خرد جمعی حاصل نشده است، کدام مهرهها مورد نظر هستند، به یاد داشته باشید که این باشگاه با مدیران خود به میدان نخواهد رفت، بلکه به همت ساق بازیکنان و حمایت هواداران خود بوده که تاکنون پا برجا مانده است.
آبادان خسته است، خسته از پشت کردنها به بخاطر منفعتهای شخصی و گروهی و خیانتهای آشکار که هر کدام را چو نیکو بنگری، همیشه پای منافع شخصی عدهای در کار بوده است.
همه ما امروز در حال ارتکاب خیانت هستیم، خیانت از بابت سکوت اختیار کردن، سکوتی که عدهای را در هوایی نگه داشته که میپندارند این مردم هیچ نمیفهمند، پس شتر را آنگونه که صلاح ما هست باید چرخاند.
در این بین، وزارت نفت نیز به خوبی بهره خود را از این اوضاع برده و کمر همتی بسته شده تا این تیم ریشه دار و مردمی را از لیست خرید روزانه خود حذف کرده و هزینه دردانههای مرکز نشین خود کند، و حاشا غیرتی که برخیزد و فریاد دادخواهی مردم آبادان را سر دهد.
بازیکن اسبق تیم فوتبال صنعت نفت آبادان نیز از وضعیت باشگاه صنعت نفت آبادان ابراز تاسف کرد.
امید حمدیاصل اظهار کرد: این تیم زمان را به خاطر مشکلات مدیرتی در حال از دست دادن است و به اجماع نرسیدن هیئت مدیره این باشگاه نشان از آن دارد که تنها چیزی که در نظر مدیران این باشگاه بیارزش نظر و دغدغههای مردم است.
وی ادامه داد: بین این مشکلات که در راس این باشگاه و وزارت ورزش وجود دارد، مردم هستند که در این بین ضربه خواهند خورد و استعدادهای ناب آبادان که به هزار امید و آرزو تلاش می کنند تا فردای این تیم را رقم زنند.
حمدیاصل خاطرنشان کرد: باید اختلافات را کنار گذاشت و منافع باشگاه را به منافع شخصی ترجیح داد، زمان برای صنعت نفت در حال از دست رفتن است و به طور حتم با این وضعیت نیز این فصل را نیز با هدر دادن هزینههای گزاف به پایان خواهیم رساند.
مسئولان آبادان، مردان نفت، پیشکسوتان دلسوز، هواداران دو آتشه صنعت نفت، زرد طلایی دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد، هر چه داشته، داده و همین روزهاست که درب آن تخته شود و خیال همه راحت شود، که در این بین دیگر نه حرصی خورده شود و نه زخم ناکامی زده شود.
و اینک دل ماست که در این بین میسوزد، به حال مردمی که مطمئنا روی خوش این تیم را دیگر نخواهند دید، و به حال کودکانی که به هزار امید و آرزو در تلاش هستند که سالهای آینده برای تیم شهر خود توپ بزنند، و به حال شهری که در عین نداری، هزینه های کلانی را صرف تیمی کرد که هیچگونه ثمری نه برای این تن زخمی نداشت و نه برای مردم آن، و باید خسته نباشید گفت به سکوت کنندگان، که به خوبی یاد گرفتهاند موفقیتها را کم رنگ و بیرنگ جلوه دهند، اما در به بار آمدن افتضاحات، سکوت اختیار میکنند چشم خود را بر حقایق تلخ این روزهای آبادان میبندند.
اکنون، فوتبال آبادان در انتظار یک آینده مبهم است، که هیچ چیز آن مشخص نیست، نه مدیریتی که پاسخگو باشد، نه تیمی به که به آن امیدوار باشند و نه اصلا هواداری که مشخص نیست که وجود داشته باشد.
زمان به سرعت در حال از دست رفتن است، مردم آبادان دیگر یارای ناکامی را ندارند، لطفا به جای جنگ قدرت نیم نگاهی نیز به صاحبان اصلی این تیم و خواستههای آنان داشته باشید، چرا که این تیم تنها دلخوشی مردم آبادان از کوچک تا بزرگ است و نگذارید اندک انگیزه باقیمانده نیز از بین برود.