قحطی در راه است؛ هوشیار باشیم!
هورنیوز – بیست و چند سالی است که صدای فعالان محیط زیستی بلند است اما این فریاد ها تنها در چند سال اخیر است که شنیده می شود آن هم زمانی که کار از کار گذشت و تالاب ها خشک شد و بی آبی همه جا را فرا گرفت حالا همه نگا ها به سمت فعالان محیط زیست است که چه باید بکنیم؟ این سوال ها در حالی مطرح می شود که تعداد زیادی از فعالین این حوزه معتقدند که در شرایط بحرانی کنونی عیسی کلانتری نامناسب ترین فرد برای ریاست سازمان محیط زیست است! به طوری که محمد درویش یکی از فعالان به نام محیط زیست، سال ۹۶ را سیاه ترین سال از نظر محیط زیست خوانده بود و معتقد است اگر رئیس جمهور به این روند انتخابات خود ادامه دهد سال ۹۷ از این هم بد تر خواهد بود!
قبل از تابستان مسئولین بارها و بارها از کمبود آب و تابستان سخت سخن گفته بودند و شاهد هستیم که در همین هفته های ابتدایی تابستان نیز روزها به سختی طی می شود! تا چند روز پیش که شهر های جنوبی در بی آبی مطلق قرار گرفته بود و مردم خوزستان و خرمشهر و اهواز تشنگی و بی آبی و در عین حال گرمای شدید را با پوست و گوشت خود حس می کردند تا این که گشایشی حاصل شد و تمهیداتی اندیشیده شد.
در حال حاضر نیز در خیلی از شهر ها از جمله تهران، چند ساعت در روز با وجود گرمای هوا برق قطع می شود و این طور که معلوم است برق لازم برای جمعیت ۸۰ میلیونی ایران در ساعات پیک مصرف انرژی وجود ندارد و به این ترتیب مجبور به جیره بندی برق هستیم! این در حالی است که در محله های اطراف تهران و برخی شهرستان ها آب نیز به اندازه کافی وجود ندارد و برای آب نیز جیره بندی صورت می گیرد! یعنی عملا در روز نزدیک به ۴ – ۵ ساعت آب و برق در برخی از مناطق کشور وجود ندارد…
اما این عمق فاجعه محیط زیستی نیست! عمق فاجعه زمانی شکل می گیرد که عیسی کلانتری، رئیس سازمان محیط زیست در ارتباط زنده تلفنی با رادیو گفتوگو ضمن تشریح فجایع محیط زیستی رخ داده در پیرامونمان و بدون توضیح درباره راه حل برخورد با این فجایع محیط زیستی، خبر از عدم توانایی تامین غذا برای جمعیت ایران میدهد! او با انتقاد از افزایش بی رویه جمعیت گفت: با بهره وری موجود، فقط میتوانیم برای ۵۰ میلیون جمعیت غذا تولید کنیم و مابقی آن را وارد می کنیم!
او در توضیحات خود گفته بود:«با توجه به خشکسالیهای یک دهه گذشته پیشبینی میشود این وضعیت تا ۲۰ سال آینده ادامه داشته باشد و تالابها، اولین قربانی خشکسالی هستند. برداشت بیش از حد رودخانهها موجب خشکی تالابهای کشور است و بیش از ۸۰ درصد تالاب های کشور فاقد آب بوده یا در وضعیت بحرانی شدید به سر میبرند. حق آبه زیست محیطی باید برای تالابها اختصاص یابد، وزارت نیرو در سه دهه گذشته هیچگاه حق آبه زیست محیطی برای تالابها تعیین نکرده و هم اینک حدود ۱۲ میلیارد متر مکعب حق آبه برای تالاب های کشور تعیین شده است. سازمان محیط زیست مدعی است این حق آبه ۲۵ میلیارد متر مکعب است و متاسفانه رقم ۱۲ میلیارد متر مکعبی بدلیل کمبود بارش و گرمای بیش از حد هیچ اثری ندارد.»
او خشکی تالابها را منتج به افزایش اثرات مخرب ریزگردها در جنوب کشور عنوان کرد و گفت: «این وضعیت اکولوژی منطقه را بر هم میریزد و وقتی تالابی خشک میشود، بافت گیاهی و جانوری تخریب شده و گرد و غبار به بار میآید. تالابها در کشورمان اولین قربانی خشکسالی هستند و بخشی از این وضعیت بدلیل زیاده خواهی انسان است که کل آب های سطحی و زیر زمینی را مصرف کرده؛ ولی حق آبه طبیعت را نمیپردازد. بخش کشاورزی نمیتواند تمام آبهای سطحی را از آن خود بداند؛ اما متاسفانه تلاش می شود تا این کشاورزی به هر قیمتی حفظ شود. بنابراین سیاست های کلان باید تغییر کند. جمعیت کشور به ۸۰ میلیون نفر رسیده است و متاسفانه همچنان فشار میآوریم که غذای خود را به هر قیمتی در داخل کشور تولید کنیم؛ بنابراین به حقوق طبیعت تجاوز می کنیم و در نهایت دریاچه ارومیه و تالابهای جنوب کشور قربانی همین سو مدیریتها شده است. تالابهای جنوب کشور، دریاچه بختگان، جازموریان و گاوخونی قربانی ساخت سدها و توسعه بی رویه است و باید قبول کنیم که با محدودیت آبی زندگی می کنیم؛ اما می خواهیم در حد توان ۳۰۰ میلیون جمعیت داشته باشیم!»
کلانتری افزود:« با بهرهوری موجود، فقط میتوانیم برای ۵۰ میلیون نفر از جمعیت کشور غذا تولید کنیم و مابقی آن را وارد میکنیم. در دولت این موارد تا حدودی بهتر شده است؛ ولی قوانین دستگاههای اجرایی را گیر انداخته است؛ به عنوان مثال قانون برنامه ششم میگوید در ۹۵ درصد محصولات کشور باید خودکفا شویم و در این صورت باید ۳۶ میلیون متر مکعب آب دیگر برای بخش کشاورزی تامین کرد؛ در حالیکه چنین ظرفیتی وجود خارجی ندارد. در حال حاضر از نظر هزینه مصرف آب برای تولید محصولات کشاورزی، یکی از گرانترین کشورها هستیم و بیش از ۸۵ درصد آب کشور در بخش کشاورزی مصرف می شود؛ ولی غذای ۳۵ درصد جمعیت کشور از خارج وارد میشود. ما در سازمان محیط زیست هیچگاه مدعی نبودهایم؛ چراکه این سازمان همواره در عمل انجام شده قرار گرفته. سدها ساخته شده و آب تالاب ها را برداشت کردند بدون اینکه نظر این سازمان را جویا شوند. در گذشته به چرخه آب در محیط زیست پی نبرده بودند؛ ولی همه تالابهای کشور به علت برداشت و سدسازیهای بیرویه از بین رفتهاند.»
وقتی صحبت از رشد بی رویه جمعیت می شود یاد روز گاری می افتیم که رئیس دولتی برای افزایش جمعیت در کشور جایزه ای برای تولد هر فرزند در نظر گرفته بود و بدین ترتیب روز به روز به تعداد نوزادان افزوده می شد! با توجه به صحبت های عیسی کلانتری و با توجه به این که از چند ماه دیگر به دلیل تحریم ها رسما ارتباطمان با سایر کشور ها قطع خواهد شد و اجازه واردات هیچ محصولی را نخواهیم داشت؛ سوال این جا مطرح می شود که غذای آن ۳۰ میلیون خانوار از کجا تهیه خواهد شد؟ در حال حاضر که برای ۳۰ میلیون خانوار غذا وارد می شود خیلی از خاواده ها در مناطق کم تر برخوردار گرسنه می خوابند و خیلی از روزها غذا برای خوردن ندارند؛ حالا اگر نتوان غذا وارد کرد تکلیف این خانواده های کم تر برخوردارو خانواده های زیر خط فقر چه می شود؟ با این وجود آیا نمی توان به قطعیت گفت قحطی در راه است؟ قحطی که آینده ای جز نابودی ۳۰ میلیون خانواده فقیر به همراه نخواهد داشت! ای است عمق فاجعه محیط زیستی پیش رویمان… مسئولین محترم لطفا رسیدگی بفرمائید قبل از آنکه دیر شود!