چرا جدل سران، جایگزین نشست مشترک روسای سه قوه شده است؟

هورنیوز – روزنامه اعتماد در شماره پنجشنبه خود در گزارشی به قلم «رضوانه رضایی پور» به بررسی اختلافات اخیر میان روسای دو قوه مجریه وقضاییه پرداخته است:
«قوای حاکم در جمهوری اسلامی ایران مستقل از یکدیگرند.» اصل ۵٧ قانون اساسی اگرچه با واژه «مستقل» گامی در جهت تفکیک قوای مرسوم در قوانین برخی کشورها برداشته اما با تدوین اصول آتی، اطلاقی را که در این قوانین وجود دارد عملا در مورد ایران نمیپذیرد. اصولی که هر یک ابزار مداخله قوا در عملکرد یکدیگر را فراهم آورده با واژه نسبی بودن این تفکیک، اگرچه راه را برای دخالتهای قانونی باز گذاشته است اما گهگاه مشکلساز هم خواهد شد. آنچه این روزها در فضای سیاسی کشور شاهد هستیم، رد و بدل شدن مواضعی بین سران قوا به خصوص سران دو قوه مجریه و قضاییه است که کاملا آنها را در مسیری مقابل هم قرار میدهد. روزی نیست که از سوی یکی از روسای قوا موضوعی مطرح شود و رییس قوه دیگر، جوابی برای آن در نخستین فرصت سخنرانی آماده نکرده باشد. انگار آنها فراموش کردهاند که برای مواضعی که حکایت از اختلافات موجود در بین سران دو قوه اجرایی و قضایی کشور دارد، رسانه جای خوبی نیست آن هم زمانی که آنها فرصتهای دیگری برای حل این اختلافات دارند و آن، جلسه سران قواست.
از فاصله دو هفتهای جلسات تا تعویق پنج ماهه آن!
جلساتی که برای نخستینبار در آبان سال ٨٨ و به میزبانی آیتالله هاشمی شاهرودی، رییس قوه قضاییه وقت شکل میگیرد، قرار را بر وعده یک ماه یکبار این جلسات میگذارد. با ورود آملی لاریجانی به قوه قضاییه، فاصله این جلسات حتی کمتر هم شده و از ماهانه به هر دو هفته یکبار میرسد تا از ورود اختلافات احتمالی بین سران قوا جلوگیری کند.
اما این تنها هدفگذاری این جلسات بود و برای عملی شدن آن هیچگاه وفاق لازم پدید نیامد. سال ٨٩ اختلافات بین سران قوا وقفهای ۵ ماهه را در برگزاری این جلسات ایجاد کرد. اختلافاتی همچون اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها، عدم ارسال مصوبات دولت به مجلس و اعلام صریح عدم اجرای برخی قوانین مصوب مجلس که به تایید مجمع تشخیص مصلحت نظام رسیده، از جمله مواردی بود که فاصله جلسات سران سه قوه را زیاد کرد. اگرچه در این میان عنوان میشد که جلساتی هم به صورت خصوصی برگزار شده که رسانهها از آن خبردار نشدهاند اما اصل اختلاف بین سران سه قوه را نمیشد کتمان کرد. آنان از هر فرصت رسانهای استفاده کرده و همچون مسائلی که این روزها از تریبونهای رسمی مطرح میشود، بیمحابا از اختلافات میگفتند و مردم را در جریان تمام مسائل خود قرار میدادند.
دعواهای پشت تریبون و دوستیهای جلسات سه نفره
با فاصله افتادن میان جلسات سران قوا و با تجربهای که از سالهای آخر دولتداری محمود احمدینژاد وجود داشت به نظر میرسید که روی کار آمدن دولت جدید فصل نوعی را در این روابط آغاز کند که البته در آغاز اینچنین هم شد.
سه سال اول کشورداری حسن روحانی با رفت و آمدهای او به جلساتی که هر بار به میزبانی یکی از روسای قوا برگزار میشد، به سر آمد اما با ورود به سال چهارم، سرنوشت گذشته برای جلسات سران سه قوه تکرار شد. اینبار نه هر دو هفته یک بار، نه هر یک ماه یک بار، بلکه هر فصلی یک بار قرار این جلسات تنظیم میشود. اگرچه در آن روزها هم اختلافات بین قوا از تریبون رسمی علنا اعلام میشد اما باز هم میهمانیها سرجایش بود و آنچه که از آنان به ثبت میرسید لبخندی از روی رضایتمندی بود. انگار دعواهای روسای قوا تنها برای مردم عادی است و آنان در جمع سه نفره خود حتی مشکلی برای بیان ندارند چه رسد به حل آن! مشکلات منطقه، سیاست داخلی و خارجی، مسائل اقتصادی و معضلات اجتماعی از جمله مواردی بود که ساعتها سران قوا را به خود مشغول میکرد تا آنان برای کنایه زدن به یکدیگر جای دیگری را مناسب بدانند، و چه جایی بهتر از رسانهها؟
اختلافات سران قوا در رسانهها
اما رسانهها برای اختلافات بین قوا هیچگاه سفره پهن نکردند، بلکه این سران قوا بودند که با اظهارات خود تیترهای رسانهها را میساختند. در میان مواضعی که با کنایه بیانمیشود اعتراضاتی هم مطرح میشود که چرا رسانهها و مردم باید شاهد این دعواها باشند؟ چرا وقتی میتوان جلساتی را برای پیشگیری از اختلافات تشکیل داد، روسای قوا تریبونهای عمومی و رسمی را فرصتی برای تکهپراکنیهای خود قرار دادهاند؟ آن هم در شرایطی که هیچ نتیجهای در پی نداشته و تنها مردم را از آنچه که در بین سران قوا میگذرد با خبر میسازد. اما همه این اعتراضات نه تنها به جایی نمیرسد، بلکه بیشتر بر زمان تعویق جلسات سران قوا میافزاید.
١٩ مرداد ماه امسال، جلسهای به میزبانی علی لاریجانی که خود تاکنون طرف این دعواها البته در دولت فعلی نبوده است، برگزار میشود. جلسهای که باز هم قابی از لبهای خندان روسای سه قوه را به ثبت میرساند، هیچ توفیقی در روابط آنان ندارد تا همچنان تریبونهای رسمی مقر مناسبی برای نشان دادن اوج اختلافنظرها باشد. اگرچه وجود اختلاف آرا و سلایق در عالم سیاست طبیعی است اما چرا راهحلی که برای آن در نظر گرفته میشود، بدون کاربرد باقی میماند؟ مسوولان با رسانهای کردن مشکلات میان خود به دنبال چه هستند؟ آیا این عرصه برای بیان مشکلات آن هم در کشوری که با انواع مسائل و معضلات دست و پنجه نرم میکند مناسب است؟ با وجود مشکلات معیشتی و مسائل اقتصادی که مسوولان کشور بارها از آن گفتهاند و شرط اساسی آن را وحدت و همدلی گذاشتهاند پس چنین فضایی را چگونه میتوان پذیرفت؟ در تمام روزهایی که اختلاف قوا به اوج خود میرسید چهرههای سیاسی بارها آن را مورد شماتت قرار داده و رسانه را جای مناسبی برای چنین بحثهایی ندانستند. احمد توکلی، نماینده سابق مجلس بهترین جمله را برای این مباحث مطرح کرد. او با بیان اینکه سه قوه پایگاه حکومت است تاکید کرد: با فرض اینکه سران سه قوه قرار است با هم کار کنند تا به نتیجه مشترک برسند نباید با یکدیگر در رسانهها سخن بگویند. (۵ /آذر /٩۵/ایسنا) اما دیروز هم نماینده اصلاحطلب مردم تهران گلایهای را در همین زمینه مطرح کرد و البته حل آن را تنها با شیوهای جالب میسر دانست. مصطفی کواکبیان در صحن علنی مجلس اعلام کرد: «ماهاتیر محمد» نخستوزیر مالزی در اختلافی که میان وزرایش وجود داشت، یک روز ٢ وزیر را در اتاق قرار داد و گفت هر وقت مشکلتان را حل کردید، بیرون بیایید. موضوعی که البته با این پاسخ جالب علی لاریجانی روبهرو شد که گفت: آیا پیشنهاد میکنید سران قوا را در اتاقی بگذاریم تا مشکلات حل شود!
یک هفته؛ دو مناقشه و اضافه شدن نزدیکان روسای قوا به حلقه جدالها
«بابک زنجانی» نخستین کلیدواژهای بود که ابتدای این هفته دعوای روحانی و آملی لاریجانی را رقم زد که البته در ادامه مسیر طرفین دعوا را هم تعویض کرد. روحانی از خواستههای خود در خصوص واگذاری این پرونده به وزارت اطلاعات و ممانعت آن از سوی دستگاه قضا گفت و در مقابل آملی لاریجانی در نخستین جلسه مسوولان قوا حسابی برای پاسخ، خود را آماده دید. اگرچه اظهارات او از سوی برخی خبرگزاریها منتشر و پس از چند ساعت حذف شد اما نشان از صحبتهایی داشت که زنجانی را تا سطح تامینکننده مالی ستاد انتخاباتی حسن روحانی رساند. مواضعی که با واکنشهای زیادی از سوی نزدیکان رییس دولت –حمید ابوطالبی و اکبر ترکان- همراه شد اما در ادامه باز هم به موضوعی دیگر مرتبط شد. اینبار بیان موضوع «شفافسازی» از سوی رییس دولت یازدهم بود که در برابر خود، دادستان کل کشور و سخنگوی قوه قضاییه را دید.
حسن روحانی در پیام توییتری خود با بیان اینکه دولت حاضر است با تشکیل سامانهای تمام دخل و خرج و حسابهایش را روشن کند، شرطی را هم برای قوه قضاییه تعیین میکند. آنجا که انتظار خود از قوه قضاییه برای روشن کردن حسابهای خود را مطرح میکند، دومین مناقشه هفته را رقم میزند. البته اینبار که رییس قوه قضاییه جلسهای پس از صحبتهای حسن روحانی ندارد، اژهای و منتظری وارد شده و در دفاع از قوه قضاییه مسائلی را به دولت یازدهم ربط میدهند. سخنگوی قوه قضاییه با تکرار مواضع رییس دستگاه قضا، توییت روحانی را پاسخ داده و میگوید: بدون آنکه شرط بگذارند، به مردم بگویند که در دوران انتخابات ریاستجمهوری، چقدر هزینه شده و از چه کسانی گرفته شده است؟ حسابهای قوه قضاییه شفاف است و شفافتر از این هم هرکس بخواهد در اختیارش قرار میگیرد». دادستان کل کشور هم در سخنانی و در حمایت از دستگاه قضایی با بیان اینکه انسان در مقام سخنرانی گاهی حرفهایی میزند که توجهی به تبعات آن ندارد، عنوان میکند که اسناد قوه قضاییه موجود است.
این آخرین اظهارات طرفین تا این ساعت است. معلوم نیست که در تریبونهای دیگر و فرصتهای بهتر کدام یک از روسای دو قوه پیشقدم میشود. به هر حال هرچه باشد آنها به این نتیجه رسیدهاند که جلسه سران سه قوه نمیتواند محلی برای حل مشکلات آنان باشد که اینگونه به گفتوگوی رسانهای روی آوردند. اما چه خوب است که آنها دعواهای خود را در جلسات سه نفره مطرح کرده و در میان عامه مردم ظاهر قضیه را حفظ کنند تا دعوای سالهای گذشته روسای قوا در آخرین سال از دولت یازدهم زنده نشود و چه بهتر که همین روزها و پس از ۵ ماه نشست مشترکی را برگزار کرده و این مشکلات را در آن طرح کنند و راهحلی برای آن بیایند. مشکلات کشور با آنچه در طول ٨ سال بر آن رفت بیشازپیش نیازمند وحدت و یکدلی است.