«روز جهانی مسجد» و تلاش صهیونیسم برای نابودی نمادهای اسلامی

هورنیوز – ۴۷سال قبل، روز ۳۱ مردادماه سال ۱۳۴۸هـ.ش، بخشهایی از مسجدالاقصی، توسط یک یهودی صهیونیست به آتش کشیده شد. رژیم صهیونیستی عامل این اقدام جنایتکارانه را، جهانگردی استرالیایی به نام «دنیس مایکل روهان» اعلام کرد. سران این رژیم مدعی شدند که نقشی در این اقدام نداشتهاند، اما چند روز بعد، «روهان» را به بهانه داشتن بیماری روانی، آزاد کردند؛ جهانگردی که به تنهایی وارد فلسطین اشغالی شدهبود و تا پیش از این واقعه، مبتلا به بیماری خاصی نبود! واقعه تلخ به آتشکشیده شدن قبله نخست مسلمانان، کمتر از یک سال بعد از جنگ دوم اعراب و رژیم صهیونیستی، موسوم به «جنگ شش روزه» یا «جنگ ماه ژوئن»، رخ داد. «گلدا مایر»، نخستوزیر رژیم صهیونیستی که پس از مرگ «لوی اشکول»، به این مقام دست پیدا کردهبود، همچون سایر هممسلکان خود، بر این باور واهی بود که بقایای «معبد سلیمان» زیر بنای کنونی مسجدالاقصی قرار دارد. این دیدگاه افراطی که فاقد دلایل متقن تاریخی است، در میان تمام صهیونیستها رواج داشته و دارد و عملاً، بخشی از ایدئولوژی نژادپرستانه آنهاست.
طرحی برای نابود کردن نمادهای اسلامی
صهیونیستها که از مدتها قبل درصدد اشغال کامل شهر بیتالمقدس بودند، پس از تصرف بخش اعظم این شهر، در جریان جنگ شش روزه و به بهانه آنچه «حفظ فرهنگ یهودی» و یافتن «هیکل سلیمان و سایر ابنیه مقدس یهود» مینامیدند، دست به تخریب آثار معماری اسلامی و مساجد تاریخی شهر بیتالمقدس زدند. در همین راستا، بخشهای مهمی از محلات کهنسال و باستانی شهر که محل زندگی مسلمانان بود، تخریب شد؛ فروشگاههای متعلق به مسلمانان تعطیل شد و اوراق هویتی مردم فلسطین را جمع آوری و آنها را وادار به استفاده از اوراق هویتی تأیید شده توسط رژیم صهیونیستی کردند. در جریان حمله وحشیانه صهیونیستها به مسجدالاقصی، بخشهای مهمی از میراث تاریخی مسلمانان نابود شد. صهیونیستها پیش از این نیز، در جنگ شش روزه، کوشیده بودند با بمباران اماکن مذهبی مسلمانان در اطراف مسجدالاقصی، نمادهای اسلامی بیتالمقدس را از بین ببرند. در جریان آتشسوزی مسجدالاقصی، ۲۰۰ متر مربع از سقف مسجد، به کلی ویران شد؛ گنبد تاریخی مسجد در ۵ نقطه سوخت و منبری قدیمی، با قدمت ۸۰۰ سال، از بین رفت.
فاجعه چگونه شکل گرفت؟
فاجعه در فلسطین از زمانی رقم خورد که نیروهای استعمارگر انگلیسی، در جریان جنگ جهانی اول و بر اساس قرارداد معروف «سایکس-پیکو» وارد آن شدند و این سرزمین را تبدیل به مستعمره خود کردند. هر چند، جامعه ملل از این اشغال آشکار به «قیمومیت» تعبیر میکرد، اما تصرف فلسطین توسط انگلیسیها، معنایی جز چیرگی استعمار بر این سرزمین اسلامی نداشت.انگلیسیها که در سال ۱۹۱۷، طی نامهای رسمی، موسوم به «قرار بالفور»، وعده تأسیس کشوری یهودی را به «لرد روچیلد»، سرمایهدار صهیونیست، داده بودند، با انتخاب «هربرت ساموئل»، یهودی صهیونیست، به عنوان فرماندار این سرزمین، همه چیز را برای تسلط صهیونیستها بر فلسطین مهیا کردند. به این ترتیب و با رویکرد خائنانه قدرتهای جهانی نسبت به حق طبیعی فلسطینیها، رژیم جعلی صهیونیستی در ماه مه سال ۱۹۴۸ تأسیس شد. هر چند صهیونیستها بر اساس طرح سازمان ملل متحد، باید تنها یک سوم از خاک فلسطین را در اختیار میداشتند، اما از ابتدا معلوم بود که آنها، به این مقدار اکتفا نخواهند کرد.
در سایه سکوت مجامع بینالمللی و بیکفایتی سران کشورهای اسلامی، در عرض کمتر از ۲۰ سال، تمام اراضی فلسطینیها در کرانه باختری و نوار غزه هم توسط صهیونیستها اشغال شد و میلیونها فلسطینی از خانه و کاشانه خود آواره شدند یا توسط دژخیمان صهیونیست، با وحشیانهترین شکل ممکن، مانند مردم روستای دیریاسین، به شهادت رسیدند. همانطور که اشاره شد، تصرف بیتالمقدس، توسط صهیونیستها، در جنگ شش روزه کامل شد و آنها پس از تسلط کامل بر این شهر مقدس، به جان آثار و ابنیه تاریخی آن افتادند تا به زور بر افسانههای نژادپرستانهشان، لباس واقعیت بپوشانند.
آتشسوزی مسجدالاقصی، مقدمهای برای تشکیل سازمان کنفرانس اسلامی
آتشسوزی در مسجدالاقصی، یکی از دلایل اصلی شکلگیری سازمان کنفرانس اسلامی بود. سران کشورهای اسلامی که باید پاسخگوی عملکرد ضعیف خود در قبال حفاظت از قبله نخست مسلمانان میبودند، در مهرماه سال ۱۳۴۸ هـ.ش، در شهر «رباط» مراکش گرد هم آمدند و درست یک ماه پس از این فاجعه هولناک، موجودیت سازمان کنفرانس اسلامی را اعلام کردند. واقعیت آن بود که سران کشورهای اسلامی که پس از شکست در جنگ شش روزه و تصرف تمام سرزمین فلسطین و نیز، صحرای سینا در مصر و بلندیهای جولان در سوریه، توسط نظامیان صهیونیست، وجهه خود را در میان مسلمانان، از دست رفته میدیدند، سعی داشتند با ایجاد این سازمان، به نوعی وحدت و انسجام خود را در برابر رژیم صهیونیستی به نمایش بگذارند، اما واقعیت چیز دیگری بود و بسیاری از سران حاضر در این کنفرانس، از جمله محمدرضا پهلوی و فیصل، پادشاه سعودی، عملاً سیاست نزدیکی با رژیم صهیونیستی را در پیش گرفته و به شکلی فزاینده، اما مخفیانه، در پی گسترش رابطه با این رژیم بودند.
سازمان، در اولین اقدام خود، دست به جمعآوری پول برای بازسازی مسجدالاقصی زد، در حالی که رژیم صهیونیستی، به عنوان عامل اصلی این فاجعه، موظف به پرداخت غرامت به مسلمانان بود. این مسئله مورد اعتراض بسیاری از علمای جهان اسلام و از جمله، حضرت امام خمینی(ره) که در آن زمان به نجف تبعید شده بودند، قرار گرفت. سازمان کنفرانس اسلامی، به ویژه پس از جنگ چهارم اعراب و رژیم صهیونیستی، توانست گامهای محدودی در راستای همسویی کشورهای اسلامی بردارد؛ اما مسئله یادآوری واقعه دردناک به آتش کشیده شدن مسجدالاقصی، جدی گرفته نشد.
ابتکاری به نام «روز جهانی مسجد»
با پیروزی انقلاب اسلامی، مسئله فلسطین، به عنوان مسئله نخست جهان اسلام، مورد توجه و تأکید نظام جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت و ایران اسلامی، به پرچمدار مبارزه با صهیونیسم جهانی تبدیل شد. سال ۱۳۷۳ هـ.ش بود که موضوع انتخاب سالروز واقعه به آتش کشیده شدن مسجدالاقصی به عنوان روز جهانی مساجد، از سوی جمهوری اسلامی ایران در سازمان کنفرانس اسلامی، مطرح شد. ظاهراً این پیشنهاد، ابتدا از سوی حجتالاسلام و المسلمین محمدتقی قرائتی ارائه شد و مورد توجه مسئولان، برای طرح در سازمان کنفرانس اسلامی، قرار گرفت. حجتالاسلام و المسلمین قرائتی، طی مصاحبهای با خبرگزاری شبستان، این موضوع را مطرح کرده و گفته است:« در سال ۱۳۷۳، نامگذاری روز جهانی مسجد، توسط اینجانب، به رئیسجمهور وقت پیشنهاد شد که از آن استقبال کردند. پس از بررسی و کارشناسی این پیشنهاد، در ۲۰ جلسه و با حضور کارشناسان وزارت خارجه، ارائه آن به سازمان کنفرانس اسلامی در دستور کار قرار گرفت. پیشنهادهایی که برای نامگذاری روز جهانی مسجد ارائه شد، شامل دو روز بود: روز ۱۲ربیعالاول (ساخت اولین مسجد توسط پیامبرگرامی اسلام(ص) و نیز روز به آتش کشیدهشدن مسجدالاقصی توسط صهیونیستها که در نهایت، روز به آتش کشیده شدن مسجد الاقصی مورد تأیید قرار گرفت. این مسئله در دبیرخانه سازمان کنفرانس اسلامی، توسط رئیسجمهور وقت ایران مطرح شد و در اجلاس سی ام وزرای خارجه کشورهای اسلامی در تهران، به تصویب رسید.» انتخاب این روز به عنوان روز جهانی مسجد، از آن رو حائز اهمیت است که در کنار روزهایی مانند روز جهانی قدس، همواره یادآور اشغال قبله نخست مسلمانان توسط صهیونیستهاست.
«مایکل روهان»؛ قربانی دیوانه!
«مایکل دنیس روهان»، فردی که از سوی رژیم صهیونیستی به عنوان عامل آتشسوزی در مسجدالاقصی معرفی شد، اهل استرالیا بود.او در دهم تیرماه سال ۱۳۲۰هـ.ش در این کشور به دنیا آمد. صهیونیستها مدعی بودند که او یک بیمار روانی است، اما مشخص نیست که این بیمار روانی چگونه سر از فلسطین درآورد و یکی از مقدسترین اماکن مذهبی و تاریخی مسلمانان را به آتش کشید. درباره اعتقادات افراطی «روهان» مطالب زیادی منتشر نشده است. برخی نشریات وابسته به گروههای مسیحی صهیونیست ادعا کردهاند که او خود را «برگزیده خداوند» برای «از بین بردن مسجدالاقصی» میدانست.
اما اثبات این مسئله ساده نیست و به نظر میرسد، این ادعا بیشتر برخاسته از نیات شوم و ضدانسانی مورد علاقه صهیونیست ها و مسیحیان افراطی در امحای آثار مذهبی مسلمانان در فلسطین باشد. تعدادی از نشریات صهیونیستی هم، «روهان» را تحت تأثیر خاخامهای افراطی و نیز سیاستمداران صهیونیست پیرو آنها میدانند. به هر حال، «مایکل روهان» مدتی بعد از واقعه به آتش کشیدن مسجدالاقصی، از اتهامات وارده، با ادعای ابتلا به بیماری روانی، تبرئه و حکم آزادیاش صادر شد. «روهان» تا سال ۱۳۵۳هـ.ش، ۵ سال بعد از آتشسوزی، در فلسطین ماند و مورد حمایت صهیونیستهای افراطی بود. «روهان» پس از بازگشت به استرالیا، مدتی در یک بیمارستان بستری شد و تا سال ۱۳۷۴هـ.ش که خبر مرگش در روزنامه «سیدنی مورنینگ هرالد» انتشار یافت، خبری از او در دست نبود. بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که «روهان» یک قربانی بود؛ قربانی نقشههایی که توسط صهیونیستها، برای ضربه زدن به هویت اسلامی فلسطین، طرح شده و میشود.