زبان و ادبیات فولکلور، پاسدار اصالت و هویت ماست!

آثارمنتشر شده ی سریا داودی حموله در زمینه ی شعرسپید با مجموعه هایی نظیر «اوفلیا تو نیستی با گیسوانم حرف می‌زنم»،«آسمان حرفی از گیسوان لی لی بود»، «نان و نمک میان گیسوان تهمینه»، «از عصای شکسته ی نیچه تا عصر مچاله ی لورکا»،«من ما بودم با دو فاعل اضافی»، «سِرنادهای میترائیک»، «در هر کلمه ای آفتاب پنهان است»، «همه ی کلمات در میدان ونک پیاده می شوند»، و «خلیجی که از هر طرف خاورمیانه است»… و در زمینه تحقیق و پژوهش مردم شناسی با نشر « دانشنامه قوم بختیاری» برگی زرینی بر آیین و سنت های اقلیمی افزود.هم چنین در نقد و تحلیل ادبی با نشر چند جلد از«کلمات بیش از آدمی رنج می برند» به بررسی ادبیات معاصر پرداخت. به مناسبت نگارش کتاب «ساختار و بافتارِ ادبیات قوم بختیاری» با وی گفت وگویی انجام داده ایم که در ادامه می خوانید.

از ضرورت پژوهش‌های اخیرتان روی ادبیات اقلیمی بفرمایید، علت اساسی نگارش کتاب «ساختار و بافتارِ ادبیات قوم بختیاری» چه بوده است؟

برای دوست داشتن یک فرهنگ باید آن را شناخت و برای شناخت فرهنگ باید گذشته را با تعمق بیشتری ورق زد. ادبیات فولکلوریک سرشته به سنت‌های هزارساله است.در این راستا اقلیم بختیاری سُرایندگان و سخنوران زیادی در دامن خود پرورانده است،«ملازلفعلی کُرانی» قریب‌ترین شاعر بختیاری است،«داراب افسر» از شاعران ناموری به شمار می‌رودکه‌برگ زرینی به ادبیات افزوده است، «قدرت الله کیانی» سرآمد شعر شاعران اقلیمی است.هم‌چنین شاعران برگزیده‌ی دیگری که علاوه بر ذهن و زبان تثبیت‌شده، بیشترین مولفه و اِلمان‌های بومی را از ادبیات شفاهی اقتباس کرده‌اند.

امروزه آیین و سنت‌ها در معرض کمرنگ شدن هستند، اهل فرهنگ برای جلوگیری از این امر چه تمهیداتی باید به کاربندند؟

امروزآداب، سنت وآیین به‌وسیله مَردآزمایی به نام تکنولوژی و صنعت بلعیده می‌شوند.دیروز هم اصطلاحات ارضی باعث مهاجرت به شهر و کمرنگ شدن فرهنگ و دور شدن از اصالت شده است.فراموشی آیین‌های سنتی،ترک زمین کشاورزی وروی آوردن به شهر… ناهنجاری، بحران،گسست وبی هویتی را پیش می‌آورد و هم‌چنین یکجانشینی باعث فراموشی آیین و آداب می‌شود و سنت‌ها در معرض کم‌رنگ شدن،فراموش‌شدن و مسخ شدن قرار می‌گیرند.از منظر مردم‌شناسی بیشتر باور و آیین‌های بختیاری ریشه در فرهنگ باستانی دارد.

فرهنگی که نسل به نسل به‌طور شفاهی به ارث رسیده است.رهیافت به فرهنگ مکتوب عاملی است که این قوم را از محرومیت‌های جغرافیای فرهنگی و مداربسته‌ی اقلیمی خارج می‌کند. شکل‌گیری آیین و سنت‌ها با اعتقادات قومی درهم‌آمیخته است.از منظر مردم‌شناسی بین اقوامی که همبستگی زبانی و خونی دارند،یک سری علامت،نشانه، نماد و سمبل‌هایی هست که خواسته‌ها و نیات ذهنی، و روحی آن‌ها را نشان می‌دهد. به‌طوری‌که از این طریق با اشیاء‌ و طبیعت و پدیده‌ها ارتباط فکری،عاطفی، مذهبی و اعتقادی برقرار می‌کنند.

از عمده‌ترین علل چهره‌ی پرغبار فرهنگ بختیاری نداشتن خط نوشتاری است،اگر زبان را از بختیاری بگیرند چه برایش می‌ماند؟آیا جایگزینی دارد که نبود زبان را جبران کند؟

زبانِ قومی محدودیت جغرافیایی خاص دارد.نقش زبان در تشکیل قومیت موثر است،جغرافیای سردسیری و گرمسیری با حرکت‌های فرهنگی،تاریخی، اجتماعی زبان مطابقت دارد و ریشه‌یابی واژه‌ها سبب رمزگشایی این حرکت‌ها خواهد شد.زبانِ قومی اصلی‌ترین سند هویت است،اصلا زبان تاریخ واقعی یک ملت است و اساسی‌ترین مدافع هویتی است،زبان محصول عوامل تاریخی،سیاسی،اجتماعی، جغرافیایی و فرهنگی است،اگر زبان نباشد تاریخ هم زنده نیست.پس برای حفظ و صیانت فرهنگ باید زبان قومی مصمون بماند،بها ندادن به زبان، هویت را تهدید می‌کند.اصلا تاریخ یک قوم[یا ملت] زمانی ارزش داردکه زبان ارزشمند باشد.اگر زبان از قومی گرفته شود،تاریخ،فرهنگ و همه‌ی اِلمان و عناصر وجودی آن از بین خواهند رفت.

برای تقویت و حفظ زبان قومی چه تمهیداتی اندیشیده شده است؟ زبان قومی توانایی انتقال فرهنگ را به چه نسبت دارد؟

این حقیقت را نمی‌توان آشکار نکرد که ارزشِ یک‌زبان بستگی به نقل‌وانتقال‌های فرهنگی دارد.باید پیش‌بینی کرد که زبان قومی چه اندازه از مفاهیم کاربردی را بر دوش دارد.زبان قومی اصالت و قدمت تاریخی دارد، نقش آن در تشکیل قومیت تاثیر گذار است،زیرا اساسی‌ترین وسیله‌ی ارتباط است،اصلازبان آیینه‌ی فرهنگِ قومی است،از طرف دیگر به‌واسطه‌ی زبانِ قومی می‌توان به پیشینه‌ای تاریخی پی برد. و این بررسی می‌تواند در رشته‌های مردم‌شناسی و قوم‌شناسی به اندیشمندان و پژوهشگران کمک می‌کند. خویشاوندی و پیوند هر زبانی بازبان‌های دیگر انکارناپذیر است.ازنظرریشه‌شناسی(علم اتیمولوژیک)وتبارشناسی،بعضی واژگان بختیاری ریشه در زبان سانسکریت، اوستایی،ایلامی،سریانی،سومری،،پهلوی و ارمنی کهن دارد.مثلا ساختار دستوری و فرایند واجی زبانِ اقلیمی بختیاری وابسته به زبان پارسی است، از این حیث پیشینه و پیوستگی زبان قومی بازبان‌ ـ های دوره میانه به‌خصوص باستان،پهلوی و اوستایی ریشه‌دار است.

آیا انسان معاصر در آستانه‌ی ورود به هزاره‌ی سوم نیازی به فرهنگ پژوهی و یا تاریخ‌نگاری دارد؟

فرهنگ بازگوکننده‌ی نحوه‌ی اندیشه و جهان‌بینی است و گاهی آثار فرهنگی نشانه‌هایی از تاریخ می‌دهندکه حتی سودمندتر از کتب تاریخی هستند.برای این‌که راه تحریف تاریخ بسته شود،باید با پرهیز از گمانه‌زنی‌ها،علمی صحبت شود.در بختیاری آیین و سنت‌ها،تمدنی عظیم‌تر از تاریخ‌دارند و بخشی از مردم‌شناسی فرهنگی محسوب می‌شوند. برای قوم‌شناسی باید تحلیل‌های تاریخی و فرهنگی در ساختارهای جوامع ابتدایی و بررسی شوند تا به آداب‌ورسوم‌ و اعتقادات و جامه حقیقی تاریخ پوشانده شود.هر قومی اسطوره،دین، آداب‌ورسوم خاص خود را دارد.بااین‌حال اقلیم بختیاری میراث دار دو تمدن ایلامی و هخامنشی است.از این رهگذر باید بی‌تعصب آستین‌ها را بالا زد و با تحلیل علمی لایه‌های پرغبار زمان را از روی ادبیات فولکلوریک پاک کرد.در ضمن وقتی آیین و سنت‌هاریخت‌شناسی شوند، از اختلاط فرهنگی و فرهنگ انفعالی جلوگیری می‌شود.

چه تفاوتی بین تاریخ حرفه‌ای و تاریخ ژورنالیستی قایل هستید؟

تاریخ‌پژوهی دارای دو رویکرد می‌باشد،در رویکرد خوش بینانه تاریخ هرگز در تاریکی نمی‌ماند،پس با این دیدگاه نمی‌توان تاریخ را مطیع خود ساخت.اما دررویکرد بدبینانه کسانی که میل شدیدی به شبه تاریخ‌دارند،به علت خط فکری ضد منافع ملی ـ قومی هم رفتار می‌کنند.تاریخ نویسان ژورنالیستی برخلاف تاریخ نویسان حرفه‌ای با دخالت دادن نظرات شخصی طرح بحثی رادارند که در بستر علمی شکل نگرفته و به علت سندیت نداشتن، محتوای این نوشتارها برای مخاطب خاص غیرقابل‌اعتمادمی‌باشد.پرواضح است که در عرصه‌ی تحقیقات میدانی و روش‌شناسی تاریخی مشکلات عدیده‌ای وجود دارد،اما اصالت مبانی پژوهشی به کار محقق اعتبار و عمق می‌بخشد…یکی از مرام‌های تاریخ حرفه‌ای این است که علاوه بر تعیین رخداد و تحلیل باید از اسناد فرهنگی،اجتماعی و سیاسی استفاده شود.تاریخ‌نویس ژورنالیستی به علت دیدگاه یا ملاحظات سیاسی و اعتقادی و منفعت شخصی شبه واقعیت را منعکس می‌کند و گاه باعجله‌ای که در ثبت رویدادها دارد، باعث ناموزونی تاریخ می‌شود.

میراث فرهنگی معنوی تا کجا از ادبیات اقلیمی حمایت می‌کند؟

میراث فرهنگی معنوی دریچه‌ای گشوده به جهان است که برای حفظ و حراست از میراث فرهنگی ناملموس شکل‌گرفته است و برای ارتقاع آگاهی‌های قومی ـ ملی در تلاش است، زیرا رسانه‌هاتاثیر مخربی بر سنت‌های شفاهی اقوام و جوامع می‌گذارند.جوامع بازبان‌های مشترک از اشتراکاتی فرهنگی برخوردارندکه به‌مرورزمان آیین وسنت‌ها تبدیل می‌شوند و تطبیق می‌یابند و شکل می‌گیرند. آیین‌های سنتی در زندگی انسان‌ها ملموس می‌باشد. این میراث گوهربار از گذشتگان به‌جامانده است،این‌چنین است که اقوام از تولد تا مرگ آیین‌هایی را اجرا می‌کنند که درگذشته‌های دور شکل‌گرفته است.این آیین و سنت‌هادارایی‌های معنوی شمرده می‌شوند و نشان از هزاران سال عبور تاریخ‌دارند.این‌چنین است که در یونسکو(در بخش میراث فرهنگی ناملموس)افرادی از سراسر جهان برگزیده‌شده‌اند تا فولکلور اقوام را بازنشر دهند که از گزند باد و باران در امان بماند.کسانی که دنیا را می‌نوردند و رنج راه را بر خویش هموار می‌کنند تا در سرزمین‌های دیگر به ثبت ریشه‌ها بپردازند،از ارتباط بین طبیعت و انسان بگویند،با علایق و رفتارهای مختلف آشنا شوند تا با ثبت میراث‌های کهن روح انسان‌ها جاودانه بماند.

آیا چالش‌های ناشی از جهانی‌شدن بر هویت ملی و قومی تاثیر دارد؟

جهانی‌شدن( Globalization)از موضوعات چالش‌برانگیز آغاز هزاره‌ی سوم است که می‌آید تا همه‌ی ابعادِ فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی تحت نفوذ و سیطره خود دهد.جهانی که اساس فرهنگ‌ها راهدف گرفته است،این چالش برای تاریخ فرهنگی اقوام نوعی بازگشت به فراموشی ست،اصلا مثل یک خنده در تاریکی استرس‌آور است.امروز با توجه به چالش‌های جهانی‌شدن هویت مندی از مباحث بااهمیت است که باید در حفظ و تقویت آن کوشید،از طرف دیگر پل ارتباطی نسل‌ها فرهنگ(آداب‌ورسوم) می‌باشد،زیرا فرهنگ غنی‌تر از تمدن و تمدن زیرساخت فرهنگ است.باشد که رستاخیز فرهنگی نسل پس‌فردا را از گُم خویشی بین فرهنگ سنتی و فرهنگ صنعتی رهایی دهد.زیرا بِیگانگی باسنت‌های آیینی نیاکان به‌نوعی تابو پذیری و طاعون فرهنگی است.حفظ داشته‌های پیشینیان وظیفه‌ی عمومی است،ثبت آیین و سنت‌ها مهم است،چون سنت‌های شفاهی میراث پیشینیان می‌باشد،قوم‌نگارباثبت آیین،آداب،سنت وباورداشت‌های زیباشناسانه حیات دوباره به اقوام می‌بخشد.

چرا باید به ثبت فرهنگ شفاهی پرداخت؟چه عواملی باعث شد به صرافت این نوع پژوهش گری بیفتید؟

ادبیات شفاهی پرسش می‌کند وآیین و سنت‌ها پاسخ می‌دهند.ضرورت پژوهش این مهم برای جهان دگرگون‌شده‌ی امروز ضروری است،زیرا ادبیات فولکلوریک بخشی از تاریخِ قومی است.فرهنگ امری اکتسابی است که فراگرفته می‌شود و از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود، تنها فراموشی این بافتارها و ساختارها را تهدید می‌کند، باشد که از برکت ادبیات فولکلوریک میراث ماندگار زبان قومی حفظ شود و با ثبت هویت قومی راه تحریف تاریخ بسته گردد.فرهنگ شفاهی از ویژگی‌های بارز قومیتی است،به‌طوری‌که اگر تاریخِ فرهنگی(آیین،سنت،آداب،باور)مستهلک شود، ستون‌های اصلی هویت رو به اضمحلال می‌رود.این نشانه‌هاازلحاظ زبان‌شناختی،آیین شناختی،جامعه‌شناختی،زیباشناختی، هویت شناختی، بوم‌شناختی ، نژاد شناختی و مردم شناختی و فرهنگ شناختی نقش تعیین‌کننده‌ای دارند.در نظام آیین و سنت‌ها این عقاید مقدس و محترم شمرده می‌شوند و ازلحاظ نشان شناختی و هویت فرهنگی، تاریخی، نژادی، اسطوره‌ای و زیستی حائز اهمیت می‌باشند.بختیاری وارث اندیشمندانی چون داراب افسر و رزم‌جویانی چون سردار اسعد و سردار مریم است، وارث آیین و سنت‌های منحصربه‌فرد بختیاری است،این‌ها یعنی هویت،وقتی صحبت از ریشه،شاخه،برگ،تنه می‌شود،درنهایت به یک درخت خواهید رسید…درختی که احتیاج به مراقبت و محافظت دارد،تا از گزند روز و روزگاران در امان باشد.
به‌عنوان یک پژوهشگر فرهنگ‌عامه حس شما از ادبیات فولکلوریک چیست؟کدام وجه از تاریخِ فرهنگ بختیاری شمارا تحت تاثیر قرار داده است؟

منِ بختیاری الان مانند یک ماهی هستم که می‌خواهد آب را توصیف کند! در این دنیایی که هرلحظه کوچک‌ترمی‌شود، برای پرداخت به تاریخ فرهنگی باید گام‌های بلندی برداشت. برای این‌که هویت مندی شکل بگیرد، جامعه‌ی بختیاری باید اعتماد بیشتری به اندیشمندان داشته باشد.ادبیات فولکولوریک سبب انتقال میراث گران‌بهای نیاکان به نسل بعد می‌شود.تمام تلاش مکتوبات من به خاطر حفظ ارزش‌های قومی است.علاوه بر این‌یک آرزوی قومی دارم،ای‌کاش افراد در بختیاری طوری تربیت می‌شدند که مدافع زبان،تاریخ،فرهنگ،آیین،آداب و سنت‌های نیاکان باشند،تا با آگاهی نسبت به زمان، مکان و موقعیت‌ جغرافی ضد فرهنگ قومی رفتار نکنند.

https://hoorkhabar.ir/596849کپی شد!
137
 

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site is protected by reCAPTCHA and the Google Privacy Policy and Terms of Service apply.