سوراخ های کمربند دست قاتل را رو کرد!

او از من خواست تا ما نیز در این سفر با آن ها باشیم ولی من از حدود یک سال قبل با پسرم اختلاف داشتم و به خاطر سرقت گوسفندانم از او شکایت کرده بودم و از همان موقع نیز پسرم فراری بود و من از او اطلاعی نداشتم.
سپس با تشکیل پرونده فقدانی، موضوع در دستور کار پلیس قرار گرفت، اما هیچ سرنخی که حاکی از وقوع جنایت باشد به دست نیامد. تا این که سال گذشته، مرد شاکی دوباره به پلیس آگاهی مراجعه کرد و گفت: نوه ام که اکنون بزرگ شده و ازدواج کرده است عنوان می کند روزی که به دریای شمال رفتیم پدرم همراه ما نبود و ما با شوهر خاله ام به دریا رفته بودیم!! با این اظهارات، کارآگاهان موضوع را به مقام قضایی گزارش کردند.
قاضی «سیدهادی سبحانی» ، از کارآگاهان پلیس آگاهی خواست تا بررسی های دقیقی را در این باره انجام دهند. در همین حال و به دستور سرهنگ محمدرضا غلامی ثانی (رئیس اداره جنایی) این پرونده به دایره قتل عمد ارجاع شد و توسط کارآگاه نریمانی مورد رسیدگی قرار گرفت. کارآگاه که با دستور قضایی همسر ۴۰ ساله فرد گم شده را دوباره مورد بازجویی قرار داده بود از پدر و مادر مرد گم شده نیز خواست لوازم به جا مانده از او را مورد بازبینی قرار دهند.
پدر این مرد در حالی که ساک دستی را می گشود گفت: این کمربند، پیراهن و شلوار را عروسم چند روز بعد از ماجرای غرق شدن او در دریا به ما داد و مدعی شد که این ها لباس های پسرم است که قبل از رفتن داخل آب از تنش بیرون آورده بود! در همین حال چشم های کارآگاه به سوراخ های کمربند خیره ماند چرا که کمربند نو بود و با در نظر گرفتن آخرین سوراخ روی کمربند، مشخص شد که نه تنها از آن استفاده نشده بلکه اندازه آن بسیار بزرگ تر از کمر یک انسان معمولی است.
با به دست آمدن این سرنخ و راهنمایی های قاضی سبحانی، این زن بازداشت شد و در حالی که دیگر چاره ای جز اعتراف نداشت، گفت: همسرم معتاد بود و مدتی را در زندان تحمل کیفر کرد. از سوی دیگر نیز به خاطر سرقت گوسفندان پدرش، با خانواده اش نیز اختلاف داشت و آن ها حکم جلب او را داشتند و ما به طور مخفیانه زندگی می کردیم تا این که روابط من با شوهر خواهرم بسیار صمیمانه شد. سال ۸۵ بود که یک شب مقدار زیادی قرص خواب آور داخل چای نبات او ریختم و به او خوراندم تا این که ساعت ۴ بامداد متوجه شدم او مرده است.
دیگر نمی دانستم با جسد چه کنم دقایقی بعد با «م» (شوهر خواهرم) تماس گرفتم و او با پرایدش به منزل ما در شهرک خاتم آمد. آن روز جسد را با یکدیگر داخل پراید او انداختیم و دیگر اطلاع نداشتم او جسد را به کجا برد. پس از آن هم چند بار خانه ام را عوض کردم تا این که نقشه غرق شدن او را در دریا کشیدم تا دیگران از مرگ او یقین حاصل کنند. چند روز بعد هم لباس ها و کمربند را خریدم و برای پدر و مادرش فرستادم تا آن ها پرونده گم شدن فرزندشان را دنبال نکنند!
اکنون هم که به قتل اعتراف کردم از عذاب وجدان رها شدم و من خودم به تنهایی او را کشتم. گزارش خراسان حاکی است: پس از اعترافات این زن مشخص شد که در همان زمان و در نزدیکی محل سکونت متهم، جسد مجهول الهویه ای در سال ۸۵ کشف شده است که ظاهر وی و همچنین سن او تقریباً با مقتول مطابقت دارد و آن جسد نیز به صورت مجهول الهویه در همان سال دفن شده است.