با اردوکشی و ایجاد فشار سیاسی نمی‌توان مقوله‌ ای چون کم‌ آبی را حل و فصل کرد

واقعیت این است که با اردوکشی و ایجاد فشار سیاسی نمی‌توان مقوله‌ ای چون کم‌ آبی را حل و فصل کرد. نکته مهم این است که کم‌ آبی و بی‌ آبی امنیت را به مخاطره می‌اندازد و می‌تواند به سرعت مسأله کم‌ آبی را به بحران و بحران را به مناقشه تبدیل کند. اما قطعاً راه‌ حل آن از روش سیاسی قابل حل و فصل نیست و نیازمند راهکارهای اجتماعی – اقتصادی است.
کد خبر : 700244
تاریخ انتشار : ۰۲ آذر ۱۴۰۰ - ۲۰:۰۹
با اردوکشی و ایجاد فشار سیاسی نمی‌توان مقوله‌ ای چون کم‌ آبی را حل و فصل کرد

هورنیوز – پس از تجمع مردم معترض به خشک‌ شدن زاینده‌ رود و در پی آن اعتراض مردم چهارمحال و بختیاری به وضعیت آب در این استان این پرسش پررنگ‌ تر شده است که آیا مشکلی چون خشک‌ شدن زاینده‌ رود یا کم‌ آبی در چهارمحال و بختیاری یا وضعیتی که خوزستانی‌ها به عنوان خطه‌ای پرآب‌ با ضرب‌ الاجل قابل حل است

 

عده‌ای از مدیران وقتی هیچ راه‌ حلی برای حل یک مسأله آن هم مسئله‌ای چند وجهی نظیر آب ندارند با ایجاد فشار آن هم از نوع فشار سیاسی سعی‌ می‌کنند مطالبه‌ای را پاسخ دهند که به جای حل مسأله بیشتر بر عمق آن می‌ افزایند. چه بسا آن مساله را بغرنج‌تر و پیچیده‌تر هم می‌کنند.

 

واقعیت این است که با اردوکشی و ایجاد فشار سیاسی نمی‌توان مقوله‌ ای چون کم‌ آبی را حل و فصل کرد. نکته مهم این است که کم‌ آبی و بی‌ آبی امنیت را به مخاطره می‌اندازد و می‌تواند به سرعت مسأله کم‌ آبی را به بحران و بحران را به مناقشه تبدیل کند. اما قطعاً راه‌ حل آن از روش سیاسی قابل حل و فصل نیست و نیازمند راهکارهای اجتماعی – اقتصادی است.

 

سال‌هاست به سبب به کارگیری راهکاری فنی مدیریت غلطی بر منابع آب در کشور اعمال شده‌ است و بدون توجه به اقلیم ایران برای مردم ایران تصمیم‌گیری و ظرفیت‌ سازی شده‌ است. حالا پس از چند دهه بی توجهی به طبیعت ایران سختی طبیعت و اقلیم این سرزمین روی خود را به مهندسانی که گمان می‌کردند راه‌حل‌ها در بتن و سازه‌ است نشان داده و مدیرانی که عمق تصمیماتشان به اندازه عمر مدیریتشان بوده سبب اتخاذ برنامه‌هایی شده که چنین آینده‌ای که امروز مردم اصفهان گرفتارش هستند را برایمان رقم زده‌است.

 

مسأله امروز فقط خشک‌ شدن زاینده‌رود نیست. همان‌ قدر که زاینده‌ رود خشک شده‌ است رودخانه کرج در سلسله جبال البرز هم خشک‌تر از قبل شده‌ است. خراسان که عمری مردمانش به تناسب آبی که داشتند می‌کاشتند حالا کارشان به تولید فولاد رسیده، دشت نیشابور جزو بحرانی‌ ترین دشت‌های ایران است. مگر می‌شود خوزستان و اهواز را بدون کارون تصور کرد که هیچ گاومیشی در جوار آن نباشد و آب‌ تنی نکند.

 

واقعیت این است، مردم اصفهان حق دارند که از خشکیدگی زاینده‌ رود کلافه و حتی عصبانی باشند. زنده‌ بودن این شهر عمری به جریان این رود بسته بوده است. در همه دوره‌های زندگی ایرانیان در جوار زاینده‌ رود فرهنگ و تمدنی خاص شکل گرفته است. نمی‌توان اصفهان و اصفهانی‌ها را بدون زاینده‌ رود تصور کرد و البته نمی‌توان هیچ ایرانی‌‌ای را بدون آب لحظه‌ای تصور کرد.

 

اگر قرار است اصفهان را با زاینده‌ رود و اهواز را با کارون یا هر منطقه دیگری را با تالابش با منابع آب آن خطه ببینیم، اگر قرار است مشکل مردم اصفهان، چهارمحال و بختیاری، خوزستان، یزد و کرمان یا هرجای دیگری از ایران را در مورد آب حل کنیم اول بهتر است به جای دستور ضرب‌ الاجل دادن به این نکته توجه کنیم که آنچه امروز درگیر آن هستیم طی چه فرایندی رقم خورده است؟

 

۶۰ سال قبل وقتی سد زاینده‌ رود افتتاح شد کل مصرف آب شرب ۳۰میلیون مترمکعب بود اما در حال حاضر حدود ۴۰۰میلیون مترمکعب آب را برای شرب اصفهان، یزد و چهارمحال و بختیاری نیاز داریم پس نگوییم برای توسعه استانی دیگر آب زاینده‌ رود منتقل می‌شود. ایرانیان از دیرباز در ایران با همین منابع آب زندگی می‌کردند. اگر توزیع امکانات سبب شده جمعیت اصفهان از ۲۰۴هزار و ۶۰۰نفر در سال ۱۳۱۵(در هنگام نخستین سرشماری) به ۲میلیون و ۵۸۳هزا و ۶۰۹ نفر در سال ۱۳۸۵ و سپس ۲میلیون و ۹۶۱هزار و ۲۱۱ نفر در سال ۱۳۹۵ رسیده است باید از مدیران ارشد کشور پرسید چرا به جذابیت نقاطی که جمعیت‌ پذیرتر از اصفهان بودند بی‌توجهی کردند؟ آیا جمعیت اصفهان به یکباره و طی یک ضرب‌الاجل از ۲۰۴هزار نفر به ۲میلیون و ۹۶۱هزار نفر رسیده‌است؟ آیا ۱۰برابر شدن جمعیت که با افزایش تقاضا برای مصرف آب همراه است طی یک دوره کوتاه رقم خورده‌است؟ به نظر می‌رسد افزایش جمعیت می‌تواند روند خشک‌شدن زاینده‌ رود را را بهتر تصویرسازی کند.

 

براین اساس باید از مدیران ارشدی که علاقمند به اتخاذ تصمیمات کوتاه‌ مدت هستند پرسید که چگونه و برچه اساسی ظرفیت‌ پذیری و جمعیت‌ پذیری اصفهان سنجیده شده و طبق آن اجازه ایجاد جذابیت در اصفهان برای توسعه بیشتر داده شده است؟ طبیعی است که امروز اگر صدایی از اصفهان شنیده می‌شود که «به قیمت خشک‌ شدن زاینده‌ رود دیگر استان‌ها توسعه یافته است» ناشی از تصویر نادرستی که مدیران و تصمیم‌سازان به ویژه نمایندگان مجلس که برای مقبولیت در حوزه انتخابیه خود طرح‌های ناهمگونی را به مردم تحمیل کردند ترسیم کردند.

 

پرسش اصلی این است: چرا بدون داشتن آمایش سرزمین چرا بدون توجه به منابع آب و ظرفیت‌پذیری اجازه دادید اصفهان و مناطق کویری ایران جاذبه بیشتری برای اِسکان جمعیت داشته باشد؟اگر به این پرسش پاسخ درستی دادیم آن وقت می‌توانیم برای حل مشکل مردم خوزستان، اصفهان، چهارمحال و بختیاری ، خراسان و … پا پیش بگذاریم.

 

همین الان دولت سیزدهم با وعده ساخت یک میلیون واحد مسکونی در سال تلاشش برای تحقق این وعده را آغاز کرده است و باید پرسید بارگزاری جمعیت براساس این یک میلیون واحد در کدام نقاط کشور خواهد بود. اگر قرار باشد دولت سیزدهم از یک طرف وعده حل مشکل مردم اصفهان را آن هم با قید فوریت بدهد و از سوی دیگر بابت ساخت سالی یک میلیون واحد مسکونی بارگزاری جمعیتی بکند پرسشی که مطرح می‌شود این است که اگر بر جمعیت یک منطقه نظیر اصفهان افزوده شود آب آن از کجا تأمین می‌شود؟

 

جالب است مدیران ارشد دولت سیزدهم از حل مشکل ظرف زمان کوتاه سخن گفته‌اند و ما می‌دانیم که علاوه بر خشکسالی یکسال اخیر پاییز کم‌ بارشی را تجربه کرده‌ایم. در چنین اوضاعی معاون اول رییس جمهور با تاکید بر اینکه دولت با جدیت در تلاش است تا مشکل زاینده رود را به هر نحو ممکن حل کند. آیا این قید معاون رئیس جمهور قید عاقلانه‌ایست؟

 

مهمترین نکته در مواجهه با مشکل مردم اصفهان این است که به وضوح و شفافیت به آن‌ها بگوییم که به هر قیمتی حاضر به تأمین آب و جاری شدن آن در زاینده‌رود نباشند زیرا به هر قیمتی یعنی افزوده شدن مشکلی به مشکلات قبلی آنها.

 

متأسفانه فضای موجود و وعده‌ دادن مدیران ارشد از جمله همین قید که «محمدمخبر» گفته به هر نحو ممکن مشکل را حل کردن، سبب شده مردم به ویژه مردم اصفهان به این اشتباه سوق داده شوند که حقابه زاینده‌ رود در اصفهان از آن‌ها سلب شده تا به مردم منطقه‌ای دیگر داده شود. مثلاً برای یزدی‌ها انتقال داده شود. البته تمرکز جمعیت در یزد که منطقه‌ای با حداقل بارش در ایران محسوب می‌شود هم اشتباه استراتژیکی بوده است.

 

واقعیت این است که انتقال آب بین‌ حوضه‌ای از اساس کاری پرریسک بوده است و معمولاً از آن به عنوان آخرین راه آن هم صرفاً برای تأمین «شرب» استفاده می‌کنند. اما برای ایجاد فشاد در جاری شدن زاینده‌ رود نباید آدرس غلط بدهیم.

 

در یک دهه اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی بر توسعه سواحل مکران تأکید کرده‌اند. دولت دوازدهم تلاش کرد با توسعه امکانات انتقال نفت بندرجاسک را به پایانه‌ای برای دور زدن تنگه هرمز تبدیل شد. پرسش این است که چقدر از دلتمردان و نهادهای انقلابی و حاکمیتی تلاش کرده‌اند امکانات و جذابیت‌هایی در سواحل مکران ایجاد کنند تا جمعیت به جای هجوم به سمت مرکز ایران که آب ندارد به سمت سواحل دریای عمان که نهایتاً با یک آب‌ شیرین‌ کن می‌توان آب آن را تأمین کرد سوق یابند؟

 

مسأله آب در اصفهان البته به انتقال آب هم مربوط است اما همه علت آن نیست. باید به نقشه توزیع صنایع بزرگ نگاه کنیم و ببینیم چرا صنایع بزرگ در دل کویر ایجاد شدند و موجب جذب جمعیت به این محدوده شدند. مشکل زاینده‌رود و اصفهانی‌ها دستکم یک دهه است که رخ نمایانده و با یک دستور آقای رییس‌ جمهور یا معاونش حل نمی‌شود. کما اینکه خوزستانی‌ها از دو دهه قبل مشکل آب شرب داشتند و رفته‌ رفته کار به جایی رسید که این تابستان علاوه بر خودشان دام‌ هایشان نیز با مشکل مواجه شدند. اما هیچ دامدار خوزستانی گاومیش خود را در ملا عام ذبح نکرد که با متأثر کردن روان عمومی ایجاد فشار کنند و حقابه بگیرند. مسأله آب چه در اصفهان و چه در نقاط دیگر کشور یک وجهی نیست و تنها ناشی از یک عامل به وجود نیامده است. پس مردم هم باید بدانند با یک دستور یا یک راه‌ حل نمی‌توان آن را مدیریت کرد و وضعیت را بهبود بخشید.

ارسال به تلگرام
کانال خبری هورنیوز
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

*

code